You are currently browsing the category archive for the 'sms' category.

زندگی تاس خوب آوردن نیست
تاس بد را خوب بازی کردن است
امروزه موبایل را در دست همه می بینید . نه فقط کسانی که به آن احتیاج دارند بلکه همه افراد آنرا جزء نیازهای روزمره شان قلمداد کرده و هر کس به نحوی آنرا دارد از همراه اول گرفته تا ایرانسل و تالیا .
نمی خواهم درباره این وسیله از دیدگاه اقتصادی صحبت کنم و اینکه در هزینه های روزمره هر کس جایی برایش درنظرگرفته شد ه و همه ما هر ماه برایش باید مبلغی بپردازیم نه !
میخواهم درباره خود اس ام اس ها و اینکه چه نقشی در ارتباط انسانی دارند حرف بزنم . بعضی ها هر چه به دستشان می رسد را مثل یک وظیفه برای دیگران می فرستند بدون اینکه حتی به مخاطبی که این پیام را دریافت می کند فکر کنند . این افراد معمولا مسیج ها را سند تو آل می کنند و تکلیفشان معلوم است .
دسته دیگر کسانی هستند که در منتهای عقل و منطق و گاهی صرفه اقتصادی از پیامک برای این استفاده می کنند که هزینه تماسشان را کاهش دهند و اکثر این پیغامها شامل این متن است که به من زنگ بزن و یا کجایی ؟
دسته آخر کسانی هستند که با توجه به روحیات دوستان و توجه به وضعی که در حال حاضر دارد و حتی سلیقه هایش در موقعیت هایی که گیرنده واقعا نیاز به شارژ روحی دارد پیامی می فرستد که فرد را به شدت قوت قلب می بخشد و یا آرام می سازد و یا حتی برای مواجهه با سختیها حمایت می کند . تاثیرات این دوستانی که شاید حتی سالی یکبار هم نبینیشان ولی هر روز منتظر دریافت پیامشان هستی و با آنها نوعی ارتباط روحی داری در زندگی ات غیرقابل انکار است .
امیدوارم که هر کس در کنار خیل جوکها و لطیفه ها از این نوع دسته آخر هم داشته باشد چون لذتش را تا نداشته باشید درک نمی کنید .

ديروز عيد بود و تلويزيون سنگ تمام گذاشت !! در برنامه سينما گلخانه از طرف شركت پاناسونيك به كساني كه در مسابقه شركت مي كردند تلويزيون پلاسما هديه ميداد و مجري آن را هديه اي الهي وعيدي از طرف خداوند به بندگان معرفي ميكرد و از مردم مي خواست كه بگويند كه ديشب با چه نيتي به برنامه پيامك ! فرستادند. به گمانم به دنبال كشف و شهودي ماورائي از ميان مردمي مي گشت كه همه زندگيشان منتظر شانسي هستند كه درخانه شان را بزند و در قرعه كشي بانك و يا مسابقه اي ، چيزي برنده شوند . چرا كه عميقا معتقدند كه با تلاش و كوشش خود هرگز به آرزوهايشان نمي رسند !
تا وقتي كه خونه بودم حدود پنج ميليون نفر sms زدند . فكر مي كنم بزرگترين عيدي را مردم به مخابرات دادند !

امروزه تنها تر شديم . خيلي تنها تر . قبل تر ها قبل از همه گير شدن موبايل ، وقتي بيرون بودي به مردم نگاه مي كردي . گاهي وقتها با يه لبخند سردرد دلت بازمي شد و براي نفر بغل دستيت در مدت رسيدن به ايستگاه بعدي حرف مي زدي. مهم نبود كه وقتي به ايستگاه برسي پياده بشه و بره و هيچ وقت ديگه نبينيش . مهم اين بود كه حرف زدي . هرچند با يه ناشناس.
ولي اين روزا همه يه موبايل دستشونه كه هم بغل دستيشونه و هم سنگ صبورشون و هم همراهشون . من از اون دسته آدمايي نيستم كه مي گويند مرگ بر تكنولوژي و يا همش مي گن ياد قديما بخير . نه . اصلا . فقط يه وقتا دلم مي گيره . دوست دارم مردم به جاي زل زدن به صفحه كوچيك موبايلشون به صورتهاي همديگه نگاه كنن. به جاي ارسال smsهاي پي در پي ، يه توجهي به آدمها يي كه كنارشون نشستن بكنن . با همديگه ارتباط برقرار بكنن . هر چند كوتاه . هر چند ساده .
اين روزا اگه گذرتون به مترو افتاد ، البته نه در ساعتها خيلي شلوغ ، يه نگاهي به صندلي هاي انتظار بندازين . مردمي كه نشستن رو ببينين .
همه يكي در ميان نشسته اند . اگر شما با وجود صندلي هاي خالي برويد ودقيقا صندلي چسبيده به يك نفر را براي نشستن انتخاب كنيد ، انگار كاري غير عادي انجام داده ايد و احساس مي كنيد كه او متعجب و يا معذب شده است ، چرا كه با وجود آنهمه صندلي خالي اين كار زياد پسنديده نيست .
امروز ، نه تنها دلهايمان خالي است بلكه صندلي هاي كنارمان هم خاليست .
ولي اين حقيقت ساده را از ياد برده ايم كه صندلي هاي خالي همه شبيه يكديگرند …

ديروز تولدم بود . وارد بيست و ششمين سال زندگي ام شدم . اصلا باورم نميشه . انگار همين ديروز بود كه با هزار زحمت و درد ، مرا به اين دنيا آوردند و ورودم را با چند ضربه به پشتم ، خوش آمد گفتند . حالا بعد از اينهمه سال هنوز جايي به امني آغوش مادرم نيافته ام . جايي كه آرام و گرم و خوش بوست . جايي كه همه چيزت بدون تلاشي تامين است . فقط كافيست اراده كني !!
از يك چيز هم دلگير شدم و آرزو كردم كه كاش موبايل وجود نداشت چون همه دوستانم برايم smsفرستادند ولي من دلم مي خواست صدايشان را بشنوم . حداقل سالي يكبار با هم حرف بزنيم نه اينكه فقط با پيامك با هم ارتباط داشته باشيم ! به هر حال ممنون از همه كساني كه مرا يادشان بود !!



آخرين نظرات