You are currently browsing the category archive for the 'divorce' category.

خیلی از ما درگیر تعهداتی هستیم که در زندگی بوسیله قوانین و مقررات به ما تحمیل شده است و گاهی با لبخند و گاهی به زور آنها را تحمل می کنیم . اما این تعهدات مثل چسبی هستند که به طور موقت ما را به زندگیمان وصل می کنند اما بعد از مدتی بالاخره اثر خود را از دست خواهند داد و ما به طریقی کنده می شویم یا شرعی و قانونی از هم جدا می شویم و یا به لحاظ عاطفی از هم فاصله می گیریم و هر کدام برای خود زندگی می کنیم ولی زیر یک سقف و در یخچالهای عاطفه روزگار می گذرانیم و دلخوشیم به اینکه بچه هایمان در خانواده طلاق بزرگ نشده اند و..
اما چیزی که باید باعث شود که به زندگیمان بچسبیم ، خیلی بالاتر و برتر است . چیزی به نام عشق . عشق باید دلخوشمان کند نه تعهد قانونی و حتی شرعی . چرا که من معتقدم با فکر هم می شود خیانت کرد . اگر در زندگیت دلت قرص و محکم نباشد ، اگر مدام آزار ببینی و لطمه بخوری ، اگر احترامی را که لایقش هستی دریافت نکنی نه تنها همسر خوبی نمی شوی بلکه با اطمینان می گویم که فقط یک والد فیزیکی خواهی بود برای فرزندانت .
چسبی که باید تو را دلبسته کند با زور و اهرم قدرت و فشار محقق نمی شود . آن چسب باید به دلت بچسبد نه به بدنت ! باید دلت گرم باشد نه اینکه آنقدر از بی عاطفگی یخ بزنی که با تلنگری رها شوی و بیفتی بر زمینی سردتر ویا دستهایی آلوده تر و یا زندگیی دشوارتر و یا پرتاب شوی به گوشه ای از این کره خاکی و یا …
نمیدانم چگونه اما باید چسب زندگیمان قرص و محکم باشد و دلمان گرم وگرنه داریم ادای زندگی کردن را درمیاوریم . و برای بهترین بازیگری ها ، نه تنها جایزه اسکاری به ما نمی دهند بلکه در آخر پوچ و توخالی هم می شویم
باید چسبی باشد قرص و محکم …
چگونه اش را نمیدانم !
مشاوره هاي ازدواج را دوست ندارم چون اكثر اوقات وقتي انجام مي شود كه كار از دست بشده است ! و هنوز براي مردم جا نيافتاده كه مشاوره ازدواج را بايد قبل از اقدام به عقد و يا حتي نامزدي انجام داد ولي اينبار به خاطر احترام به كسي كه واسطه بود ، قبول كردم .
سخت ترين قسمت كار اين بود كه هر دو نفر را مي شناختم ، هر چند كه با هيچ كدام صميمي نبودم اما اين شناخت باعث اين توقع مي شد كه بايد طرفشان را بگيرم و از مواضع آنها طرفداري كنم . با صرف چندين ساعت صحبت با هر كدام از زوجين به تنهايي و بعد با هر دو و بعد با خانواده هايشان به اين نتيجه رسيدم كه خانواده پسر در نوعي توهم به سر مي برند كه چون پسر آماده ازدواج كم است و پسرشان پاك است و از زيبايي بهره اي دارد پس بايد هر نوع توقع نامعقولشان نيز از جانب خانواده دختر برآورده شود و آنها فقط شاكر باشند كه دامادي نصيبشان شده !
من روي دختر كار كردم و سعي كردم كه به او شخصيت بدهم و توانايي هايش را كشف كنم و به او كمك كنم كه بر ضعفهايش غلبه كند و با ديدي باز و نگاهي انساني به خودش تلاش كند تا زندگي مشتركش را حفظ كند . نتيجه اين كار من اين شد كه دختر خانم جواب اتهامات وارده بر خودش را بدهد و براي اولين بار بر عليه ظلمهايي كه به او شده بود و او لب باز نكرده بود ، اعتراض كند و خودش را به عنوان يك انسان مطرح كند نه فقط يك زن واجب التمكين و بخواهد همانگونه كه او براي زندگي اش فداكاري مي كند همسرش نيز مايه بگذارد !
پس من اين وسط تبديل شدم به كسي كه دختر را شورانده است و به او چيز ياد داده و تحريكش كرده و پرده هاي حيا را پاره كرده و تازه يادم رفته كه قرار است چه كسي حق مشاوره را پرداخت كند !!!
من يك ريال هم از هيچ كدام نگرفتم و اين تجربه را بدست آوردم كه هرگز براي آشنايان كاري انجام ندهم چون هر چه هم تلاش كنم حرفه اي باشم توقع آنها را كه طرفداري كردن است برآورده نخواهم كرد و جالب تر اينكه بايد حق را به كسي داد كه هزينه را تقبل مي كند !!!
در جاهاي مختلف آماري خواندم كه وقتي كنار هم گذاشته شوند ، بيان كننده خيلي از مسائل هستند :
1- 70 درصد متقاضيان طلاق زنها هستند .
2-در سال 85 ، حدود 82 درصد از طلاقهاي رخ داده ، توافقي بوده است.
3-مهمترين عامل طلاق ناآگاهيهاي جنسي است .
4-سه عامل اصلي طلاق ، فقر ، اعتياد و عدم تفاهم است .
5-عدم تمكين مهمترين عامل طلاق در تهران بوده است .
6-نيمي از طلاقها در 5 سال اول زندگي رخ مي دهد .
7-در 80 درصد طلاقهاي رخ داده خانمها مهريه خود را مي بخشند .
8- 70درصد موارد طلاق بين سنين 20 تا 39 سال رخ مي دهد .
براي مطالعه بيشتر در زمينه علل طلاق اينجا را بخوانيد
براي آگاهي از تاريخچه طلاق اينجا را مطالعه كنيد
براي ديدن آمارهاي طلاق اينجا را بخوانيد .




آخرين نظرات