هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘فيلم’ می‌باشید.

نيكي بلونسكينيكي بلونسكي

هر چند وقت يك بار آدم نياز دارد كه فيلمهايي ببيند ساده كه در مدح زندگي باشد ! زندگي هر چه كه هست با همه كمي و بدي و حتي زشتي اش ! فيلم اسپري موHAIRSPRAY با بازي جان تراولتا در نقش يك زن ! كه دختري دارد كه با وجود چاقي فوق العاده اش ، عاشق رقصيدن است و اعتماد به نفسش باور نكردني است !

فيلم ساده است ولي شاد وبي تكلف ! و ذهن را آرام مي كند و شما را مي خنداند ! امابازيگر اصلي اين فيلم ، از نظر من يك پديده است ، چون با هيكلي كه دارد و آن هم در هاليوود و معيارهاي مانكني اش به راحتي خود را در دلها جا كرده و با اعتماد به نفسي باورنكردني و بدون پنهان كردن هيچ چيز خود را با لبخندي باز و شاد عرضه مي كند !عكسهايش گوياست !

لينك بازيگر اصلي نيكي بلونسكي در ويكيپديا

perfum

شايد قوي ترين حس من ،‌حس بويايي ام باشد كه با وجود جالب بودن گاهي هم دردسر ساز است چون بعضي اوقات نداشتن بويايي حتي يك نعمت بزرگ است مخصوصا در مجامع عمومي و در اتوبوس و تاكسي و…

براي اينكه درك كنيد منظورم از حس قوي چيست همين بس كه بگويم وقتي در خانه ام از بوي افراد مي فهمم كه چه كسي الان از راه پله گذشت و يا وقتي از كنار خانمي در خيابان مي گذرم مي توانم تشخيص بدهم كه آيا از لوازم آرايش درجه يك استفاده كرده و يا درجه دو !و خواهرم به من مي گويد گنجشك معدنچيها ( معدنچي ها از گنجشگ استفاده مي كردند چون بويايي اش قوي بود و با استشمام بوي گاز زود مي مردند و به اين ترتين بقيه متوجه وجود گاز مي شدند )

فكر كنم همين قدر كافي باشد ! اما علت اين توضيحات اين بود كه بگويم فيلمي ديدم به نام عطر كه درباره فردي با شامه قوي بود و فوق العاده روي من تاثير گذاشت . بعضي فيلمها آدم را تكان ميدهد و ميخكوبت مي كند ! حتما ببينيد چون اثر بيهمتايي است و براي مدتي شما را در خودش نگه ميدارد !

پسري در �باب

داستاني واقعي ، ساده و تكان دهنده ! يك نقص ژنتيكي كه باعث مي شود فرزندان پسري كه با اين نقص به دنيا مي آيند فاقد هر گونه قواي ايمني باشند و در برابر هيچ نوع ميكروبي مقاومت نكنند به نام SKID. اين كودكان بيش از چند ماه زنده نمي ماندند ولي در سال 1971 در ايالت تگزاس ،‌ وقتي مادري كه يك دختر داشت و پسرش را در اثر اين بيماري از دست داده بود دوباره تصميم مي گيرد كه باردار شود دكتري به او اطمينان مي دهد كه اگر هنگام زايمان اتاق كاملا استريل باشد و نوزاد پس از به دنيا آمدن به حبابي استريل منتقل شود مي تواند در برابر ميكروبها محافظت شود و بعد هم با پيوند استخوان خواهرش زنده بماند !

تا اينجا همه چيز درست است ولي انها يك چيز را محاسبه نكردند و آن هم اينكه اگر پيوند برقرار نمي شد چه ؟ و اين اتفاق هم افتاد ! يعني خواهرش نتوانست دهنده مغز استخوان باشد و حالا مسئله اين بود كه چه كار كنند ؟ او را در حباب زنده نگاه دارند و يا بيرون بياورند تا بميرد ؟

آنها اميدوارانه به پيشرفت علم پزشكي دل بستند و او را زنده نگاه داشتند و اين پسر به نام ديويد تا 12 سالگي زنده ماند در حاليكه هرگز نتوانست طعم در آغوش كشيده شدن و يا حتي لمس يك انسان ديگررا و حتي نفس كشيدن در هواي آزاد را بچشد ! زندگي اين پسر در مستند پزشكي شبكه چهار پخش شد و بسيار فوق العاده بود !

من بعد از اين مستند فقط به اين فكر كردم كه فارغ از اينكه چه داريم و نداريم وكجاي اين دنيا هستيم و چه كاره هستيم و…نفس اينكه زنده هستيم و نفس مي كشيم و حيات داريم براي اينكه همه عمر شكرگذار باشيم كافيست !

لينك در ويكيپديا

اگر فقط

اين فيلم همه چيز را در من زنده كرد ! يكبار ديگر به يادم آورد كه عشق مهمترين علت زندگيست !

اينكه اگر فقط يك انتخاب داشته باشيم ،‌يك روز فرصت براي زندگي ، تنها يك ثانيه براي نفس كشيدن ، چه مي كنيم ؟؟؟

واقعا كاري كه در آن لحظه انجام مي دهيم چيست ؟ آيا باز هم جواب همسرمان را سرسري ميدهيم ؟ باز هم كار كردن را به با هم بودن ترجيح مي دهيم ؟ باز هم فراموش مي كنيم كه برايش گل بخريم ؟ باز از ياد مي بريم كه چه چيزهايي برايش مهم است ؟ باز هم حاضريم كه او را در هياهوي روزمره گي هاي زندگي گم كنيم ؟

IF ONLY اگر فقط يك روزباقي مانده باشد ، از زندگي خودمان و يا زندگي او ، آيا باز هم حرف دلمان را نمي زنيم ؟ كنارش نمي نشينيم ؟ در آغوشش نمي گيريم ؟ آيا باز هم چايمان را پاي كامپيوتر و خيره به صفحه مانيتور ، سرد و تلخ ، سر مي كشيم ؟

آيا زندگي جز با هم بودن در كوچكترين و ساده ترين لحظات است ؟ آيا جز اين است كه صميمي بودن، ‌مهمترين و بزرگترين حقيقتي است كه در زندگيمان به همه چيز اولويت دارد ؟ وما…

وما چه چيز را به اين مهم ترجيح داده ايم ؟ كار ؟ افكار بيهوده ؟ دغدغه هاي مسخره ؟ ترس از اتفاقات آينده اي كه سياستمدارانمان برايمان رقم مي زنند ؟

چه چيز ؟

اگر فقط يك روز از عمر عزيزترين كسمان مانده باشد چه مي كنيم ؟ آيا همه تلاشمان را براي رسيدن او به آرزويش نمي كنيم ؟ هر چه كه مي خواهد ؟ از يك همآغوشي لذت بخش تا اجراي يك اپرا ؟ و در آخر اگر به جاي او بميريم ، روزي كه با هم گذرانديم به اندازه يك عمر با ارزش نبوده است ؟

كاش اين خواب آشفته هر شبمان باشد ولي حتي يك روز بدون عشق سر نكنيم !

پ.ن: اگر اطلاعات اين فيلم را مي خواهيد از اينجا مي توانيد ببينيد !

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.