هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘غفلت’ می‌باشید.

اول فکر می کنم که ابر پایین آمده و جلوی چشمم را بخار آب است که گرفته

برای همین همه چیز غبارگرفته و تار است

می خواهم پلک بزنم اما چشمهایم درد می کند

قدرت هیچ حرکتی ندارم

نگاه می کنم

همه زندگی ام جلوی من است اما تار

بعضی گوشه هایش انگار عمدا لاک گرفته شده

و من تنها کسی هستم که می دانم زیر آن روکش سفید ، چه خوابیده است

خاطره شکستنهایم را دسته بندی شده در گوشه ای از ایوان می بینم

شاید هنوز منتظر شکسته بند هستند تا دوباره قد علم کنند

اما من تنها کسی هستم که می دانم هرگز ، کسی سراغ آنها نخواهد رفت

هوسهایم ، در شعله شومینه می سوزد

عاقبت،  همه وسوسه ها به هیزمی تبدیل شدند

فکر می کردم  که همه جا را مه گرفته

اما

چشمهایم را خاک گرفته

خاک سرد گور


«مهرنوش»


زنده بودن

تازگی ها هر وقت چیز آزار دهنده ای برام پیش میاد ،‌ با خودم فکر می کنم که مگه ما چقدر عمر می کنیم  که مجبور باشیم اینهمه سختی و رنج را تحمل کنیم  و خودمان را از چیزهایی که دوست داریم و لذت می بریم محروم کنیم ؟ واقعا عمر مفیدی که ما برای خودمون تصور می کنیم با وجود آلودگی هوایی که هر لحظه کلی سرب و ذرات معلق به خوردمون می ده و انواع افزودنیها و مواد شیمیایی که در غذاهامون هست و سر و صداهای مزاحم محیط اطرافمون و آدمهای ناراحتی که با افکار مسمومشان در محیطهای کاری و زندگی داریم و فشارهای اقتصادی و اجتماعی و غیره چقدره ؟ چند سال ؟

سر انگشتی هم حساب کنی نمی ارزه که خودمان هم تیغ به روحمان بکشیم و هی به خودمان بپیچیم و هی سر به دیوار گذشته ای که بر نمی گردد بکوبیم و خودمان را سرزنش کنیم و پر شویم از آه و افسوس روزهای از دست رفته !

عمرمان آنقدرها زیاد نیست که بیارزد به اینهمه بد حالی و دلمردگی و رخوت.اگر از این حال بیر ون نیاییم ممکن است آنقدراسیرش شویم که باورش کنیم و همه زندگی مان شود و این چیزی نیست که حق ما باشد. !

پ.ن:وبلاگ سفرنامه هایم با مطلب جاده تهران یزد و کاروانسراهای بین راه به روز شد .

معلولان

چند وقت پيش در تلويزيون برنامه اي پخش مي شد ، درباره زندگي معلولين ! يكي از آنها حرف جالبي زد . او گفت : فرق بين سالم بودن و معلول شدن فقط يك لحظه است ، يك اتفاق ، يك بي احتياطي ، خداي نكرده تصادف و…

ديروز كه عضله پايم گرفته بود ، تازه فهميدم كه چه چيزهايي هست كه ما نمي بينيم و برايمان روزمره شده ولي بسيار مهم هستند . تازه فهميدم كه همه جا پر است از پله ! درورودي خانه ، داخل خانه ،‌در حياط و حتي در دانشگاه براي رفتن به هر كلاسي و يا بوفه ، بايد از كلي پله بالا و پايين رفت .

هر يك پله براي معلولان يك فاجعه است . فاجعه اي كه به آنها يادآور مي شود كه عليرغم اينكه روي پاي خودشان ايستاده اند اما به خاطر اين پله ها و در واقع نبود سيستم درست طراحي شهري ، با روحي غني و سرشار از توانايي ، بايد طلب كمك كنند!

بگذريم از اينكه ديگر كمتر كسي حاضر به كمك است !

خفگي

فقط كمي آهسته تر

خواهش مي كنم

تو را مي گويم : بغض قديمي

تويي كه تا مي آيم زندگي را مزه كنم ، به سراغم مي آيي

تويي كه حتي نمي خواهي يك لحظه توهم خوشبختي حتي ، با من باشد !

مي خواهم زندگي كنم ، حتي اگر انگيزه ام تنها نوشتن باشد !

پس بگذار نفس بكشم

بغض قديمي ، فقط كمي از فشار دستهايت بكاه

مي دانم خواهش بزرگيست اما تنها كمي آهسته تر گلويم را بفشار

آنقدر كه اشكهايم بتواند بر  گونه هاي تبدارم بريزد !!

…كمي آهسته تر …

خيس

سايه اي دور و مبهم ، كشيده شده بر سنگفرش خيس خيابان ، كه هر لحظه دورتر مي شود .

كوله پشتي كهنه سرباز

  روي نيمكت چوبي كنار ديوار، جامانده .

من مي لرزم . خيس خيس شده ام .

صداي زوزه باد مي آيد و رقص وحشي برگهايي كه خود را رها كرده اند .

پنجره اي مي شكند و فرو مي ريزد .

از جامي پرم . تمام ملافه و لباسهايم خيس است و دندانهايم از سرما به هم مي خورد .

باز هم يادش رفته كه پنجره ها را ببندد.

لباسهايم را عوض مي كنم و ملافه ها را نو و قفل در و پنجره ها را محكم .

دوباره دراز مي كشم . ديگر خواب نيستم ولي هنوز

صداي درهايي مي آيد كه بسته مي شوند …

و قدمهايي كه به من نزديك و نزديك تر …

مهرنوش ./

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.