هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘طنز’ میباشید.
توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ٨ نفر ثبت نام نمیشود !
کلاس ١
چگونه جایخى را پر میکنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ۴ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٢
آیا دستمال توالت خود به خود عوض میشود؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبهها از ساعت ١٨ تا٢٠
کلاس ٣
مسئولیت پذیری در قبال سطل زباله بردن یا نبردن ؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ۴ هفته، یکشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ۴
تفاوتهاى بنیادى بین سبد لباسهاى کثیف و کف زمین
برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١۴ تا ١۶
کلاس ۵
آیا ظرفهاى غذا میتوانند خودشان پرواز کنند
و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدّت: ۴ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ۶
گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتیبان
مدّت: ۴ هفته، چهارشنبهها و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٧
یادگیرى چگونگى پیدا کردن چیزها …… ابتدا نگاه کردن
به سرجایش و بعد زیر و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبهها از ساعت١٨ تا ٢٠
کلاس ٨
حفظ سلامتى : گل آوردن براى همسر
سلامتى شمارا به خطر نمیاندازد
برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٩
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از یکنفر سوال میکند
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ۶ ماه، سهشنبهها از ١٨ تا ٢٠
کلاس ١٠
آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین
توسط همسرتان ساکت بنشینید؟
برگزارى به صورت شبیهسازى کامپیوترى
مدّت: ۴ هفته پنجشنبهها از ساعت ١٢ تا ١۴
کلاس ١١
تفاوتهاى بنیادى بین مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢٢
کلاس ١٢
حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ۴ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ١٧ تا ٢٠
کلاس ١٣
مبارزه با فراموشى … به یادآوردن روز تولد،
سالگردها و سایر تاریخهاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یکشنبه و سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ١۴
اجاق گاز: چیست و چگونه استفاده میشود؟
برگزارى به صورت نمایش زنده
سهشنبهها از ساعت ١٨ تا

«چطور می تونم بفهمم واقعا دوستم داره و الکی نمی گه ؟»
به صورت معصومش نگاه کردم . نامزدی دوران سختی است . یک دنیا حرفهای زیبا می شنود ولی در عین حال باید هوشیار باشد تا بتواند شناخت درستی پیدا کند برای یک عمر زندگی کردن . شاید به نظر سخت و حتی غیر ممکن باشد که بتوان عمق یک عشق را اندازه گیری کرد ولی من راه های آسانی را برایتان بیان می کنم:
اول اینکه اگر همسرتان وقتی که گرسنه بود ، به شما توجه نکرد و یا هنگام گرسنگی از شما متنفر هم شد ، بدانید که عشقتان عمقی به اندازه یک وعده غذا دارد !
اگر همسرتان شب قبل از خواب دوش نگرفت و استحمام را به صبح ها قبل از رفتن به سرکار انجام داد ، بدانید که عمق عشقتان به اندازه یک دوش گرفتن است!
اگر وقتی پای کامپیوتر نشسته و از او می خواهید که برای خوردن چای با شما میزش را ترک کند ولی او دو دستی به کامپیوتر می چسبد ، بدانید که عمق عشقتان به اندازه یک لیوان چایی هم نیست !
اگر می خواهید از کسی پیش او شکایت کنید ولی او قبل از هر حرفی می گوید که شما خیلی بالاتر از این هستید که مثل سایرین غُر بزنید ، بدانید که عمق عشقتان به اندازه تحمل یک غر زدن هم نیست !
اگر اولین چروکی که دور چشمتان افتاد ؛ شما را متوجهش کرد که ، وای عزیزم چرا اینقدر پوستت خشک شده و… بدانید که در زندگیتان تعداد زیادی از چروکها را در کنار هم نخواهید دید !
اگر جمله «دوستت دارم » را روزی چند ده بار شنیدید ولی یادتان رفت که بگویید سر راهش ماست بخرد و بعد در حالیکه با داد و فریاد در حال ترک خانه و رفتن به فروشگاهی که فقط 5 دقیقه با شما فاصله دارد بود ،بدانید همه آن دوستت دارم ها به اندازه یک سطل ماست هم عمق ندارد:)
اسمم را دوست داشتم . از بچه گی . معنی خوبی داشت و برایم دلنشین بود تا اینکه چند وقت پیش ایمیلی به دستم رسید خطاب به :» جناب آقای مهرنوش محتشمی » من تعجب کردم و توضیح دادم که من زن هستم و ایشان در جواب نوشتند که مهرنوش اسم مرد هم هست و چند سال پیش معاون صدا و سیما آقای مهرنوش جعفری بوده است . دیدم راست می گویند !
مدتی گذشت تا دیشب در کتاب فروشی گشت می زدم که یک کتاب دیدم که اسم نویسنده اش این بود » امیرحسین مهرنوش » کم مانده بود که شاخ در بیاورم ! بابا رحم و انصاف هم خوب چیزیه ؟
الان من موندم که زن هستم یا مرد و یا فامیلی ؟

مهران مديري باز هم با نگاهي خاص و ويژه به نقد همه چيز پرداخت و تمام دستاويز هايي كه ما سعي مي كنيم به آنها افتخار كنيم را زير سوال برد .با كارمند ثبت احوال بودن نشان داد كه تمام نظام اداري مان چه وضعي دارد و پزشكان و دكترهاي پر افتخار اين مملكت چه حال و روزي دارند و بعد نيروي انتظامي ! فوق العاده بود ! نظام امنيتي و تمام برنامه هاي مبارزه با اراذل و اوباش و ساير طرحهاي ارتقاي امنيت اجتماعي كه نتيجه اش بوضوح ديده شده و دريك جمله كليدي گفته شد : » جناب قاضي من مي خواستم امنيت را برقرار كنم اما بلد نبودم » و يا اعتراف گرفتن چند صد صفحه اي از فردي كه سواد هم نداشته به اوج مي رسد !
و همه فرهنگ و ادب و اساتيدي كه اينقدر گرانمايه اند كه تا سزارين ادبي نكنند نمي توانند حتي شعرنويي بسرايند و همگي پاچه خوار كساني هستند كه ثروتي دارند و صاحب انتشاراتي و مجله و كافه و …
و حالا هم كه رفته سراغ نظام اقتصادي و بازار و مافياي آن !
اميدوارم كه در آخر مجبور به خود سانسوري و تغيير محتواي غني طنزش نشود هر چند كه اگر اين اتفاق هم بيفتد او حرفهايش را زده است !

وقتي من یك كاري را دیر تمام مي كنم، من كند ھستم.
وقتي رئیسم كار را طول دھد، او دقیق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندھم، من تنبل ھستم.
وقتي رئیسم كاري را انجام ندھد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.
وقتي رئیسم این كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئیسم، رئیسش را راضي نگاه دارد، او ھمكاري مي كند.
وقتي من اشتباھي كنم، من نادان ھستم.
وقتي رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن ھستم.
وقتي رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي یك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من ھمیشه مریض ھستم.
وقتي رئیسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خیلي بیمار است.
وقتي من مرخصي بخواھم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتي رئیسم به مرخصي برود، باید مي رفت چون خیلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام مي دھم، رئیسم ھرگز به خاطر نمي آورد.
وقتي من كار اشتباھي انجام دھم، رئیسم ھرگز فراموش نمي كند
وقتی من بين بد و بدتر ؛ بد را انتخاب کنم ؛؛ همه جوانب مساله را درنظر نگرفته ام.
وقتی رئيسم اين کار را انجام دهد ؛ شجاعت تصميم گيری داشته است.
.
پ . ن : اين مطلب با ايميل به دستم رسيد و منبع را نمي دانم ! ولي دلايل خود من بود براي نفرت من از كار كردن براي ديگري !!


آخرين نظرات