هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘طلاق توافقي’ میباشید.
خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همگان حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…
می پاشد
زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!
زندگي كوتاه است ، قبول ، اما وقتي كسي كه روزي پاره تنت بود ،
همدمت بود ،
همسرت بود ،
مي خواهد كه برود و مي رود
آنگاه همه چيز كش مي آيد و ثانيه ها مانند قرنهاي جاهليت سخت و طاقت فرسا مي گذرند
و آنگاه سخت تراز قبول اين جداييها ،
قبول پيوندهاي جديد است
اينكه ديگري آيا همان بي وفاي ديروزي نيست با رنگي جديد و قالبي نو
و اينكه آيا دوباره اين قصه پر غصه تكرار نخواهد شد و…
مشاوره هاي ازدواج را دوست ندارم چون اكثر اوقات وقتي انجام مي شود كه كار از دست بشده است ! و هنوز براي مردم جا نيافتاده كه مشاوره ازدواج را بايد قبل از اقدام به عقد و يا حتي نامزدي انجام داد ولي اينبار به خاطر احترام به كسي كه واسطه بود ، قبول كردم .
سخت ترين قسمت كار اين بود كه هر دو نفر را مي شناختم ، هر چند كه با هيچ كدام صميمي نبودم اما اين شناخت باعث اين توقع مي شد كه بايد طرفشان را بگيرم و از مواضع آنها طرفداري كنم . با صرف چندين ساعت صحبت با هر كدام از زوجين به تنهايي و بعد با هر دو و بعد با خانواده هايشان به اين نتيجه رسيدم كه خانواده پسر در نوعي توهم به سر مي برند كه چون پسر آماده ازدواج كم است و پسرشان پاك است و از زيبايي بهره اي دارد پس بايد هر نوع توقع نامعقولشان نيز از جانب خانواده دختر برآورده شود و آنها فقط شاكر باشند كه دامادي نصيبشان شده !
من روي دختر كار كردم و سعي كردم كه به او شخصيت بدهم و توانايي هايش را كشف كنم و به او كمك كنم كه بر ضعفهايش غلبه كند و با ديدي باز و نگاهي انساني به خودش تلاش كند تا زندگي مشتركش را حفظ كند . نتيجه اين كار من اين شد كه دختر خانم جواب اتهامات وارده بر خودش را بدهد و براي اولين بار بر عليه ظلمهايي كه به او شده بود و او لب باز نكرده بود ، اعتراض كند و خودش را به عنوان يك انسان مطرح كند نه فقط يك زن واجب التمكين و بخواهد همانگونه كه او براي زندگي اش فداكاري مي كند همسرش نيز مايه بگذارد !
پس من اين وسط تبديل شدم به كسي كه دختر را شورانده است و به او چيز ياد داده و تحريكش كرده و پرده هاي حيا را پاره كرده و تازه يادم رفته كه قرار است چه كسي حق مشاوره را پرداخت كند !!!
من يك ريال هم از هيچ كدام نگرفتم و اين تجربه را بدست آوردم كه هرگز براي آشنايان كاري انجام ندهم چون هر چه هم تلاش كنم حرفه اي باشم توقع آنها را كه طرفداري كردن است برآورده نخواهم كرد و جالب تر اينكه بايد حق را به كسي داد كه هزينه را تقبل مي كند !!!
در جاهاي مختلف آماري خواندم كه وقتي كنار هم گذاشته شوند ، بيان كننده خيلي از مسائل هستند :
1- 70 درصد متقاضيان طلاق زنها هستند .
2-در سال 85 ، حدود 82 درصد از طلاقهاي رخ داده ، توافقي بوده است.
3-مهمترين عامل طلاق ناآگاهيهاي جنسي است .
4-سه عامل اصلي طلاق ، فقر ، اعتياد و عدم تفاهم است .
5-عدم تمكين مهمترين عامل طلاق در تهران بوده است .
6-نيمي از طلاقها در 5 سال اول زندگي رخ مي دهد .
7-در 80 درصد طلاقهاي رخ داده خانمها مهريه خود را مي بخشند .
8- 70درصد موارد طلاق بين سنين 20 تا 39 سال رخ مي دهد .
براي مطالعه بيشتر در زمينه علل طلاق اينجا را بخوانيد
براي آگاهي از تاريخچه طلاق اينجا را مطالعه كنيد
براي ديدن آمارهاي طلاق اينجا را بخوانيد .






آخرين نظرات