هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘صلح’ میباشید.

اين شعر که توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده است . کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شد .
«When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still black…
And you White fellow,
When you born, you pink, When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, When you sick, you Green,
And when you die, you Gray…
And you call me colored???.. …….»
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم
و تو، آدم سفيد
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي
وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي
و وقتي مي ميري، خاکستري اي
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

در افسانه ها آمده روزي كه خداوند جهان را آفريد ، فرشتگانش را فراخواند و از آنها خواست تا براي پنهان كردن راز زندگي پيشنهاد بدهند .
يكي از فرشتگان گفت : خداوندا آنرا در زير زمين مدفون كن .
فرشته ديگري گفت : راز زندگي را در كوهها قرار بده . ديگري گفت آنرا در زير درياها قرار بده !
ولي خداوند فرمود : اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل كنم فقط تعداد كمي از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بيابند . در حاليكه من مي خواهم راز زندگي در دسترس همه بندگانم باشد .
در اين هنگام يكي از فرشتگان گفت : خداي مهربان راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده . زيرا هيچكس به اين فكر نمي افتد كه براي پيدا كردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه كند .
و خداوند اين فكر را پسنديد !

آيا هر كدام از ما به نوعي تبعيض نژادي و يا نظامي طبقاتي و يا جنسيتي ، اعتقاد نداريم ؟
من فكر مي كنم كه چرا ! خود من هر نژادي را تحمل مي كنم و حاضرم با يك سياه پوست آفريقايي خويش و قوم بشوم ولي در طول روز چشمم به يك افغاني هم نخورد !
هر چقدر هم كه مي گويم آنها هم بندگان خدايند و همه با هم برابرند ولي انگار بعضي برابرترند !!؟
نگاهي به دور و برتان بياندازيد. ميبينيد كه اين دسته بنديها در ذهن اكثرافراد وجود دارد . برخي از تركها متنفرند ، بعضي از اعراب مارمولك خور ، بعضي افراد از ساير مذاهب و اديان الهي بيزارند ، برخي ديگر به نوعي گسترده تر طبقه بندي شده اند . مثلا از آدمهاي فقير و يا از معلولين ذهني و حركتي و حتي بعضي افراد از زنها بيزارند و بعضي از مردها و…
آيا به اندازه همه اين نفرتها ، در جهان دوستي هم وجود دارد ؟

پدرو مادر شدن چيزي مهمتر از فرايند طبيعي توليد مثل ، قبول مسئوليت است . يك مسئوليت بزرگ براي تربيت و پرورش يك انسان ديگر! اهميت اينكه، اين انسان از گوشت و خونت نباشد، موضوعي كاملا شخصي است. همه مي گويند بچه خود آدم چيز ديگري است! خب! اين درست است!
اما مگر در اين وضعيت جامعه مي شود چند بچه داشت ؟ يكي يا نهايتا دو تا ! اما آيا اين كافيست ؟ آيا امكان ديگري براي قبول سرپرستي مادي و معنوي وجود ندارد ؟ اگر كسي مجرد است و يا هنوز امكانات لازم براي بچه دار شدن را ندارد آيا نمي شود كه به بچه اي كمك كند كه زندگي بهتري داشته باشد ؟ آيا نمي شود كاري هر چند اندك براي بهبود وضعيت كودكاني كرد كه خودشان هيچ تقصيري در سرنوشتشان ندارند ؟
ما ، يعني من و همسرم اين كار را در زندگيمان شروع كرديم !شايد گمان كنيد كه صحبت از اين كار ريا باشد اما به نظر من بايد كار خوب را تبليغ كرد واگر اين نوشته من باعث شود كه فقط يك نفر ديگر هم به جمع حاميان كودكان بي سرپرست بپيوندد من آنرا لازم و ضروري مي دانم !
پ.ن 1 : درطرح اكرام شما مي توانيد از يك و يا چند كودك به انتخاب خودتان حمايت كنيد و از ماهي 10000 تومان به بالا به آنها كمك كنيد . آنها را بيرون ببريد . برايشان نامه بنويسيد وجشن تولد بگيريد و… مهم اين است كه شما بتوانيد مسئوليت يك كودك را قبول كنيد .
پ.ن 2 : فرزند من تنها 12 سال از من كوچك تر است و در يكي از روستاهاي لرستان زندگي مي كند .
پ.ن3: از همه تبريكاتتان سپاسگذارم !

خيلي سخته كه قبول كني اين صداها متعلق به زمين است ! من فكر مي كنم كه بعضي از اين اصوات شور انگيزبا اينكه از حنجره انسان زميني بيرون مي آيد ولي نوايي آسمانيست !
صداي اشخاصي مثل آلساندرو سافينا ، محمد نوري ، سلن ديون وآندره بوچلي، پاواراتي ، ماريا كري و…
بهترين آهنگ سافينا كه از نظر من آلبوم لونا ( ماه ) است را مي توانيد از اينجا ببينيد…


آخرين نظرات