هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘سريال’ میباشید.
كليپ هاي شهر زندگي شهرداري تهران و گل كردن آن در مدت كوتاهي ، گذشته از پرداخت خوب سوژه ها و كار انيميشني عالي و گرافيك قابل قبول يك علت ديگر هم دارد !
دقت كرده ايد كه بعضي چيزها را چقدر راحت مي پذيريم ؟ من در اكثر مهمانيهايي كه به مناسبت عيد رفتم همه جا شنيدم كه اين كليپ ها با اسم قند عسل معروف شده است ! و اين به اين خاطراست كه اسم قند عسل پشتوانه فرهنگي غني و چند صد ساله دارد چرا كه از ابتدا به پسر ها اهميت بيشتري ميدادند وآنها را عصاي دست پسر مي دانستند و البته اين امربه خاطر نيروي كار بودن مردها و وجود خانواده هاي گسترده هم بود.
در اينجا نمي خواهم به اين بحث بپردازم ولي استفاده از نام قند عسل با توجه به شعر مشهور و مهم در فرهنگ عامه » پسر ، پسر ، قند عسل » و يا» گل پسر، قند عسل » مي تواند مبين اين باشد كه چطور انيميشني كه نو ظهور است اينقدر با فرهنگ روزمره و مراودات مردم مخلوط مي شود و تاثير مي گذارد !




شب ، خسته از سر كار برگشته اي و كنترل تلويزيون ميهني را در دست مي گيري تا برنامهاي اين تلويزيون نجيب !(اصطلاحي كه شهيدي فر ، مجري مردم ايران سلام بكار مي برد )را ببيني و خستگي ات را بگيري !! ساعت از 8 گذشته و حلقه سبز با نام حاتمي كيا پخش ميشود ! موضوعش اهداي عضو بيماران مرگ مغزي به بيماران نيازمند است و روح سرگردان يك معلول مرگ مغزي شده عاشق يك خانم دكتر جوان شده و او را مجبور كرده است كه دنبال موردي مناسب براي قلب اهداييش بگردد! و اي ن دكتر چيزي نمانده كه ديوانه شود و…!
سريال ساعت 10 شبكه اول سيما نيز كه سه بار در هفته شبها و سه بار در روزبعد تكرارش پخش مي شود(در مجموع 6 روز از 7 روز هفته ) نيز داستان خانم دكتري است كه با روح سرگردان يك دختر ارتباط دارد و با او حرف مي زند و در حالي كه رحمي براي بچه دار شدن اجاره كرده است ، روز به روز اين توهمش گسترده تر مي شود و…!
شبكه 5 هم در آخر شب سريال تكراري داستانهاي باور نكردني را دارد كه در آن شما داستانهاي كوتاهي را ميبينيد و بايد در آخر قضاوت كنيد كه اين داستانها حقيقي بوده و يا تخيلي و جالب اينكه اغلب اوقات تخيلها عين واقعيتند و اتفاق افتاده اند !
به موارد بالا سريال هر شب ماه رمضان را هم اضافه كنيد كه دكتري بر طبق اظهارات يك روح و يا توهم جراحي مغز مي كند !
من نمي گويم كه ماورا بايد موضوعي باشد تابو و دست نيافتني ولي به نظرم يورش ناگهاني كارگردانان ايراني به ساخت فيلمها و سريالهاي ماورايي باعث شده كه روان رنجور اكثر مردم (كه بر طبق آمار وزارت بهداشت نيمي از مردم بيماري رواني دارند ) مورد هجومي ناگهاني قرار گيرد . طبع آزمايي كارگردانان در رويكردهايي اينچنيني قبول ، ولي تبعات اين قضيه و نبود نگرش تدويني و زمان بندي درست در پخش باعث تاثير بدي روي روان خواهد شد .
شايد فيلمهاي فارسي با پاياني پر از عروسي و لبخند، تنها آرزوي ايرانيان نيست ! شايد همه مردم دنيا دوست داشته باشند كه حداقل در فيلمها همه به مقصود برسند !و شكستي را كه همه زندگيشان را گرفته درآخر فيلم و يا سريال نبينند !؟
نمي دونم ! فقط مي دونم كه يانگوم نيز عاقبت به خير شد !(البته با كلي سانسور )
فقط اميدوارم كه تب يانگوم فروكش كند !!



آخرين نظرات