هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘زمستان’ میباشید.


از بچگي عاشق اين بودم كه علمها را ببينم ، نقش و نگارشان و حيوانات روي آن را خيلي دوست داشتم ولي از آنها مهمتر كسي بود كه زير علم مي رفت . او در نظرم يك قهرمان تمام عيار بود !كسي كه آنقدر قويست كه علامت را بلند مي كند و شيفته سلام دادن علم و چرخيدن آن بودم !آن هيبت و شكوه علم و پرهاي رنگينش و صداي پر ابهت طبل كه هر خفته اي را بيدار مي كند و …
اما حيف كه امسال محرم در سوز و سرما كمرنگ بود و حتي ظهر عاشورا هم علمي نديدم . فكر نمي كردم كه سيستم دولتي بتواند از حضور علمها جلوگيري كند . مگر عاشورا بي علم هم مي تواند وجود داشته باشد ؟!
پ.ن: عكس از خودمه و مال محرم 2 سال پيشه !

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهدآزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا ؟؟؟؟؟
» باغچه ی کوچک ما سیب نداشت .»
( مصدق)
پ.ن 1: از سرما افسرده شدم و هنوز آواره ام !
پ.ن2 : از آنجايي كه از بدو وبلاگ نويسي ADSL داشتم و اين پست را از منزل پدري و با اينترنت دايل آپ نوشتم و تقريبا 15 دقيقه طول كشيد !! تازه مي فهمم كه بعضي ها چه مي كشند !

بله حقيقت دارد ! سرما كانون زندگي من را كه از هم پاشيد ! بعد از آخرين پستم كه در آن دعا كردم گاز ايران را قطع كنند و ما را راحت ! نمي دانم مرغ آمين بالاي سرم بود و يا مستجاب الدعوه هستم و خودم خبر ندارم و يا….
نمي دانم ! فقط مي دانم كه شوفاژخانه مان به دليل نامعلومي پكيد و همه جا يخ زد ! ما هم شبانه به خانه پدريمان كوچ كرديم و در آنجا رحل اقامت گزيديم ! اما آقاي همسر به دليل نياز به اينترنت ADSL و فراهم نبودن امكان آن نيامدند و در نتيجه سرما كانون خانواده مان را از هم پاشيد ! الان هم براي تعويض لباس و برداشتن كتاب و دفتر هايم آمدم و سري زدم و خواستم گزارشي از وضع و حالم بدهم و خواهرانه نصيحتتان كنم كه مواظب دعاهايتان و تيتر هاي مطالبتان باشيد كه بدجوري كار مي دهد دستتان !

خسته شدم ! از بس لباس پوشيدم و اخبار گوش دادم ! به اندازه همه زندگي ام شبكه خبر را ديدم ! هر يك ربع يك بار روي شوفاژ دست گذاشتم تا ببينم كه هنوز گرم است يا…
مسخره ترين چيز در اين بين اين است كه ما از نظر ذخاير گازي رتبه دوم را در جهان داريم ! پس چرا بايد هموطنانمان از شدت سرما يخ بزنند و با بارش برف ، همه چيز تعطيل شود و اين در حالي است كه يك روز تعطيلي كشور خسارت زيادي به افتصاد مي زند و …
چند تا از دوستان دانشگاهي ام در استان گلستان هستند و مي گويند كه سه روز گذشته آب و برق و تلفنهايشان هم قطع بود !
جالب اينكه مرتب مي گويند كه درجه شوفاژخانه هايتان را پايين بياريد و ديشب شنيدم كه مي گفتند درجه را روي 45 تنظيم كنيد و اين در حاليست كه در تابستان و فقط براي داشتن آب گرم بايد درجه روي 60 باشد !!
من يك فكر عالي و يك راهكار موثر دارم : گازهمه ايران را قطع كنيد و با نرخي چند برابر به روسيه بفروشيد ! بعد كه هوا گرم شد با هر كه باقي مانده بود كه يقينا از يك نژاد برتر و مقاومتر و مرفه تر است ، ايران جديدي بسازيد و به اين ترتيب ديگر نگران جمعيت و افزايش آن نيز نخواهيد بود !
پ.ن: اين روزها مردم شوخ طبعمان اس ام اسهاي زيادي ساختند كه خنده دار ترين انها براي من اين بود :
به دليل بارش شديد برف و يخبندان و مصادف شدن با ايام محرم و دهه فجر و در انتها عيد نوروز ، مملكت تا ارديبهشت ماه تعطيل مي باشد!!!!!!!


آخرين نظرات