هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘رژيم’ می‌باشید.

در دانشگاه آزاد ،‌ به راحتي مي توان فاصله طبقاتي را مشاهده كرد . شايد برخي تصور كنند كه هر كس كه پولداراست به اين دانشگاه مي آيد و يا بگويد كه اگر پول ندارند مگر مجبورند كه درس بخوانند ؟

من مي گويم بله ! بسياري مجبورند كه درس بخوانند چرا كه از بندهاي ديگر موفقيت هم كاملا بي بهره اند ، يعني نه پولي دارند كه حلال مشكلاتشان و پرستيژ و آبرويشان باشد و نه پارتي دارند كه بتوانند شغل مناسبي پيدا كنند  و …

پس چون هيچ چيز ندارند سعي مي كنند با هر جان كندني درس بخوانند تا حداقل مدرك داشته باشند ( هر چند كه مدرك هم ديگر اپيدمي شده ) و چون از داستان شعف انگيز سهميه بنديها با خبريم اينها به ناچار دانشگاه آزاد را عليرغم فشاري كه بهشان مي آورد  انتخاب مي كنند !   و حالا مي رسيم به نمود تبعيض طبقاتي  : شايد خيلي از موارد ديگر هم باشد ولي من به موارد فاحش و واضح مي پردازم :

1- صبح كساني كه وارد دانشگاه مي شوند دو دسته هستند  برخي پياده و در حاليكه از بس در صف هاي وسايل حمل و نقل عمومي  ايستاده اند همان اول صبح درب و داغان هستند و برخي كه با ماشينهايشان وارد پاركينگ مي شوند و فقط 40 دقيق قبل بيدار شده اند و نه سه ساعت قبل !!

2- هنگام ظهر و ناهار وقتي فيش غذا مي خرند دو دسته مي شوند : عده اي به طبقه بالا مي روند تا از غذايي كه به اسم غذاي اساتيد است و 1000 تومان است بخورند و عده اي به طبقه پايين و بوفه دانشجويي مي روند و غذاي دانشجويي 100 توماني را مي خورند !

پ.ن: من هر دو را امتحان كردم و ترجيح دادم به جاي ناهار چاي و كيك بخورم !!!

وقتي كه اين عكس را در وبلاگ اولد فشن ديدم اينقدر دلم سوخت ! آن قدر كه اشك درچشمانم حلقه زد ! ياد تمام حسرتها و آرزوهاي بر باد رفته افتادم ! حتي ياد رژيمهاي غذايي لاغري وجراحيهاي پلاستيك براي زيبا شدن و مانكن شدن و …

خلاصه كلي چيزهاي محال براي تغيير ذات و هويتي كه بايد دوستش داشت ! نه كه از آن گريخت !!!

�سرت

04.jpg

من آدم متحجر و سنتي نيستم كه مخالف زيبايي باشم . اگر قسمت درباره من را خوانده باشيد مي دانيد كه از هنر آرايش و گريم و دكوراتوري بي بهره نيستم ولي حرف من چيز ديگري است . ديروز در نظرات حرفهايم تاييد شده بود كه آره اينها ديوونن و يا آرايشهاي امروزي حال آدم را به هم مي زند و… اما حرف من اصلا اين نبود !

حرف من درباره اتفاقي است كه در ذهن ما افتاده است . اينكه بدون هيچ گونه خلاقيتي وابسته شده ايم به آنچه تحت عنوان مد و تجدد به خوردمان مي دهند ! آيا اتفاق افتاده كه براي لباس مهمانيمان خودمان طرح بدهيم و به ژورنالها و يا ماهواره مراجعه نكنيم . ساختار بدنمان و ايرادهاي احتمالي آن را بشناسيم و با توجه به شخصيتمان و جايگاه اجتماعي و روحياتمان ، مدلي را براي خود طراحي كنيم .

تا به حال شده كه فكر كنيم چرا متخصصان جراحي پلاستيك ، خودشان از اين عمل ها استفاده نمي كنند ؟ و يا چرا اگر عمل ليزيك خوب و بدون عارضه است چرا اكثر پزشكان عينكهاي كلفت و سنگينشان را حفظ كرده اند ؟ و يا متخصصان كاشت مو ، خودشان كچل هستند ؟ و…

ما بايد روي آن تصوير ايده آل كه در ذهنمان مانند يك چيپست كاشته شده كار كنيم و آنرا تغيير دهيم . طوري كه وقتي مقابل آينه مي ايستيم به جاي ديدن قوس كوچك روي بيني ، خلقت بي مانند خداوند و نعمت سلامتي خود راببينيم و شاكر باشم .

بايد روي فكرمان كار كنيم و اجازه ندهيم كه كسان ديگري به جاي ما تصميم بگيرند . بايد خودمان را با هر چهره اي كه هستيم قبول داشته باشيم و تلاشمان براي سالمتر زيستن و استفاده بهتر از نعمت هايي باشد كه در اختيارمان گذاشته شده .

باز هم مي گويم : با خودمان مهربانتر باشيم !

آينه

وقتي مقابل آينه مي ايستيم ، واقعا درآن چه ميبينيم ؟ بعد كه شروع به آرايش مي كنيم با توجه به چه الگويي دست به آن ميزنيم ؟ كمي رنگ به گونه ها ، برجسته تر كردن لبها ، سياهتر كردن چشمها و يا بلعكس تغيير رنگ آنها بوسيله لنز و…

چه الگوي ذهني وجود دارد كه تغييرات ما را به آن سمت مي برد ؟ اينكه بايد چه اندامي داشته باشيم ؟ چگونه لباس بپوشم ؟ چگونه خود را بياراييم ؟

چه چيز باعث مي شود كه لبهاي نازكي كه در شعرهاي قديمي از زيبايي و كوچكي آن مثال ها مي آوردند ، تبديل شود به تزريقهاي دردناك براي درشت تر كردن انها ؟ آنجلينا جولي ؟ لبهاي او الان مد است ؟

يا اگر در نقاشي هاي قديمي دقت كنيد و حتي مجسمه هايي كه مي ساختند ، زنها شكمهاي گردي داشتند كه برجسته هم بود و اينها الهه هاي زيبايي بودند و مطمئنا آن زمان اگر كسي از فرط لاغري شكمش به پشتش چسبيده بود ، نه تنها زيبا نبود بلكه بيمار و رنجور نيز شمرده مي شد . چيزي كه اكنون همه مانكنهاي ما هستند . آنها مانكن هستند و پولش را در مياورند ولي واي به حال كساني كه خود را زجر مي دهند ، رژيمهاي وحشتناك مي گيرند ، از انواع دستگاهها و شكم بند ها استفاده مي كنند و خود را مبتلا به سوء تغذيه ها و پوكي استخوانهاي لا علاجي مي كنند تا شبيه انها شوند .

براي چي ؟ فقط براي تطبيق الگوي ذهنيشان با خودشان . چرا كه زيبا و مقبول بودن معيارهايي دارد كه طبق مد تعيين مي شود . چيزي خارج از دسترس ماست كه تعيين مي كند كه امسال لباسمان بايد چه رنگي باشد و يا چه عمل جراحي بايد انجام دهيم .

حتي در كابوسهايم هم نمي ديدم كه روزي رفتن مكرر به اتاق عمل وانجام جراحي هاي زيبايي مد شود !

باز هم خواهم نوشت !

8964298_detail550imgx.jpgتغذيه و نوغ غذاهاي انتخابي و نحوه نگهداري و پخت آنها ، از موضوعات بسيار مهم است . همگي قبول داريم ولي آنرا به مادرانمان سپرده ايم !!  اما كساني كه از دست پخت حاضر وآماده مادري محروم هستند و خودشان مجبورند فكري به حال خود كنند ( مثل بنده ! ) بايد چند اصل ساده را رعايت كنند .

اول اينكه غذا بخوريد ونه فراورده هاي غذايي ! غذاهاي فراوري شده مثل سوسيس و كالباس و انواع چيپس و پفك ودر واقع يعني خوردنيهايي كه نه در قوطي باشد و كنسرو شده باشد و نه در كارخانه روي انها فعل و انفعالاتي انجام شده باشد . همين حالا كلي از خوردنيهايتان حذف شد !

تازه مي خواهم بگويم كه به جملاتي نظير اينها هم توجه نكنيد : بدون مواد افزودني و نگهدارنده ! با استفاده از رنگهاي مجاز خوراكي !! بدون كلسترول !

بعد هم براي غذايتان خرج كنيد . مثل انگليسي يادتان هست كه : هنوز آنقدر پولدار نشده ام كه چيز ارزان بخرم !! پس غذاهايي كه در قيمت هاي بسيار پايين تهيه مي شود حتما يك حكمتي دارد چرا كه آن فرد براي رضاي خدا كار نمي كند و از ميني پيتزاي 500 توماني ، حداقل 200 تومان سود مي برد و امكان ندارد كه هيچ آشپزي بتواند با 300 تومان يك پيتزا به شما ارائه دهد !! 

راستي من متخصص تغذيه نيستم ولي آنقدر راجع به غذا و انواع رژيمهاي درماني و لاغري و چاقي مطالعه و تحقيق كرده ام  كه به خودم جرئت دادم درباره اش بنويسم . گاهي براي تنوع هم كه شده از تغذيه خواهم نوشت !

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.