هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘دوست خوب’ می‌باشید.

دوست قدیمی

لابلای پیچ و خم زمانه گمش کرده بودم …حادثه هایی رقم خورد تا یافتمش …دوباره …بعد از چهار سال دوری و بی خبری …هرگز با هم صمیمی نبودیم اما همیشه گوشه ذهنم بود …سرنوشتش برایم مهم بود …نمی توانستم فراموشش کنم …تقلا کردم و یافتمش…دوباره

روزگار با دل کوچک عاشقش بد تا کرده بود …بازیهای تلخ و سختی برایش رقم خورده بود …دلش شکسته بود و عشقش برای همیشه رفته بود…می خواستم دستانش را بگیرم و محکم بفشارم تا بداند که من هستم و هر کاری که بخواهد برای تسکینش انجام دهم …

گفت همین که هستی کافیست …بعضیها بودنشون مهمه ..حتی چه جوری بودنشون هم مهم نیست …همینکه هستی برام یک دنیا ارزش داره …

معلق

می گوید پاهای تو روی زمین نیست . قبول ! اما اگر پاهایم روی زمین نباشد و ان بالا هم دستی نباشد که مرا بگیرد چه ؟

می شوم معلق و آویزان میان زمین و هوا !!! می دانم که خواهد گفت آن دست بالا هم دست خود توست ، می دانم که خودم هستم که می توانم خودم را بالا و بالا تر بکشم اما می دانی گاهی وقتها این متفاوت بودن و همه کاره خود بودن چقدر سخت است ؟ می دانی این جدا شدن از زمین و راحتی احساس جایی قرص  محکم زیر پایت برای امید به پرواز چقدر سخت است ؟ می دانی غلبه کردن بر ترس از ارتفاعی که مرتبا اوج می گیرد و دور شدن از عادتهایی که یک عمرهمراهت بوده چه اراده ای  می خواهد ؟ می دانی تمرین پرواز برای کسی که بالهایش هر روز با قیچی بی رحم تنگ نظریها چیده می شود چه دردی دارد ؟ و از همه بدتر محتاج این زمین بودن برای آب و دانه ات ؟؟؟

نه نمی دانی که چه دردی باید بکشم تا نیوفتم در تابوت روزمرگی ها . نمی دانی چه صبری باید داشته باشم برای غلبه بر دلمردگی ها . نمی دانی چه فریادی را باید فروخورم برای چشم پوشی از کوته نظری ها و مهمتر از همه اینکه نمی دانی چقدر حرف دارم که لابلای سه نقطه ها گم می شود …

کلید آرامش

وقتی ببخشی ، همه را مخصوصا خودت را ، آن زمان است که احساس می کنی آرام شده ای . دیگر به خودت نمی پیچی و به خودت زخم نمی زنی . می دانی که چیزهای زیادی خارج از کنترل تو هست که نمی توانی مهارشان کنی . اصلا لذت زندگی به همین است که نتوانی و در مقابل موقعیتهای غیر منتظره قرار بگیری و هنر اینجاست که بدون قضاوت در حوادث فقط آنها را تجربه کنی و حتی با غیر متعارف ترینهایشان ، شاد هم بشوی .

وقتی خودت را مقصر هر رخدادی ندیدی ، آرامش و پس از آن شادی مهمان دلت می شود و شاید حتی توانستی که با دوستی درباره شان حرف بزنی و شادمانه بخندی به این بازیهای روزگار و مردمان عجیب و رفتارهای غریبشان !!!

مهرنوش م�تشمی

کاخ سعدآباد یکی از زیباترین مکانهای داخل تهران است که در آن می شود اندکی نفس کشید و احساس زندگی کرد . از میان موزه هایش ، موزه سبز مرتفع ترین و به نظر من قشنگ ترین موزه هاست که همه جای آن دیدنیست .

غرض از این توضیحات اینکه در فضای این موزه عکسی از من انداخته شد که به نظرم برای هیدر وبلاگ جالب آمد . ولی تا کنون ندیده ام که اشخاص عکس خودشان را سر در وبلاگشان نصب کنند گفتم شاید بشود این را به صورت بازی وبلاگی درآورد و برای تنوع در وبلاگستان و مهمتر از همه ارضای کنجکاوی خودم ، اگر مایل بودید عکسهای خودتان را آن بالا نصب کنید تا رویتتان کنیم .

پ . ن1: همه به این بازی دعوت هستند بویژه سروش جان که یکبار هم از وبلاگ ما حاجت گرفته اند وجناب فضولباشی و دوست قدیمی هنرمندم بامدادی و توهم نامه عزیز و دوشیزه شین که وصف زیبائی اش را زیاد شنیده ام وعموی تازه ام عمو هوشنگ و مینیمالهای من که همیشه از خواندنش لذت بردم وخانومچه محترم و کمال عزیز که عکس مسنش همیشه غمگینم می کند و پلنگ صورتی پر محتوا و دزرتر که با قالبی جدید، مینیمال نویس شده است و لابدان استاد هنرهای رزمی و آشپزی و شبستان عزیزم که قدیمها مرا به هیدری مفتخر کرده بود و ناخدای شاپرکی بزرگوارم که همواره عاشق است وهر عزیز دیگری که از قلم انداختم .

پ . ن 2 : مهمترین قانون این بازی این است که صورتتان باید مشخص باشد ، پس فیگورهای از پشت و تیره و یا نورانی مورد قبول نیست

پ.ن3: عکاس این عکس هنری همسر محترم می باشند که به جهت رعایت حق کپی رایت اعلام می شود

پ .ن 4 : بازی وقتی کوچک بودید هم جالب است و در اسرع وقت به آن می پردازم

پ . ن 5 : این اولین باره که من یه بازی راه میندازم پس خواهشا توی ذوقم نزنید و به من قوت قلب بدهید

پ . ن 6: برای دوستانی که اینجا را با گوگل ریدر می خوانند عکس را در این پست تکرار کردم .

پ . ن 7 : چرا من فکر می کنم که همه پسرهای وبلاگستان خوش تیپ هستن و همه دخترهایش خوشگل ؟

جاده

می گویند دو راه برای شناخت آدمها هست : در سفر و در سفره

در راه شناختمش ! در جاده همسفرش شدم و آخر هفته ها همسفره اش

همه جا بی نظیر است در همه لحظه های زندگی

با هم خندیدیم درس خواندیم رقصیدیم شعر خواندیم و این آخریها

که حصار نامرئی دورش کمی برایم شیشه ای تر شده بود

با هم گریستیم

یاد گرفته بود که در لحظه زندگی کند و یادم داد که چگونه قدر لحظه هایم را بدانم و بعد قدر خودم را

با او به اندازه عمرش زندگی کردم

و از تجربه های گاه دردآورش درس گرفتم

خداکند با پایان این جاده

از دستش ندهم

نمی خواهم گمش کنم

تازه نزدیکش شده ام

مهرنوش محتشمی

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.