هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘خانواده موفق’ می‌باشید.

رویا

هر جا که پا می گذاری پر شده از ناامیدی و سیاهی و نفرت و انتظاری پوچ و بی حاصل برای اتفاقی که شاید از غیب فقط می تواند بیفتد . همه از بدی و ناآرامی و خشونت و ترس حرف می زنند . هر کس سعی دارد داستانهای دردآورتری از مشاهدات خودش یا دوستش را برای دیگران نقل کند .

اما اگر اعتقاد داشته باشیم که امروز ما حاصل  تفکرات دیروزمان است و اگر همچنان به این تفکراتمان ادامه دهیم همواره در گذشته مان و بقایای آن زندگی کرده ایم ونتیجه خنده دار می شود ! چون انگار همیشه در گذشته داریم زندگی می کنیم . پس تعجبی ندارد اگر تغییری رخ نمی دهد . با اشائه اینهمه ناامیدی چه قصدی داریم ؟ آن هم اکثرا توسط افرادی که در هیچ کار مفیدی شرکت نمی کنند و فقط از آن حرف می زنند  .

پس اینهمه کرختی و کندی و سستی را در خودمان حفظ می کنیم که چه شود؟ حتی توی ذوق هر کسی که در این میان بخواهد حرف دیگری بزند یا راه دیگری برود هم می زنیم  تا نکند خدای نکرده کسی  امید داشته باشد .

اما من نمی گذارم که کسی رویاهای مرا از من بدزد . هیچ کس ! چون باور دارم امید داشتن و حفظ روحیه پر نشاط تنها راه حفاظت از آرزوهایمان است.

پ.ن: وبلاگ سفرنامه هایم با مطلب رانندگی در یزد به آرامترین شکل ممکن بروز است.

خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همگان حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی  اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که  افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…

می پاشد

زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!

قبلا می گفتند که کسی سالم است که بیمار نباشد ولی امروزه به این نتیجه رسیده اند که به صرف نداشتن بیماری ما سالم نیستیم . کسی سالم است که از نظر فیزیکی و روحی و اجتماعی احساس سلامت کند . شاید تعبیری که در قدیم در لفظ «دماغتان چاق است «به کار می بردند هم در واقع به شاخصهای سلامت روانی اشاره داشته است و می خواستند به نوعی از روحیه و سرزندگی شخص مطلع شوند .

البته اگر معیار سلامتی را اینقدر ارتقا دهیم دسته بزرگتری از مردم در قسمت افراد دارای مشکل جای میگیرند و کار سخت تر می شود ولی به دور از الفاظ سخت روانشناسی ،‌ دانستن اینکه سلامت روانی داریم چندان هم کار شاقی نیست ! برای شروع به چند سوال زیر پاسخ دهید و درباره شان فکر کنید:

آیا شما حداقل یک دوست صمیمی دارید که با او بتوانید بی پرده سخن بگویید ؟

آیا برای خودتان خلوت دارید تا لحظاتی فقط به خودتان فکر کنید و روحیه تان را بازسازی کنید ؟

آیا احساس می کنید که مهار زندگیتان به دست خودتان است و از عهده کارهایتان به خوبی برمی آیید ؟

آیا آرزوهایتان را به خاطر دارید و زندگیتان در جهت رسیدن به رویاهایتان پیش می رود ؟

گوسفند

گفتيم كه اين عالم وارسته يعني امام محمد غزالي زنان را به حيوانات تشبيه مي كند و حالا توضيحات ايشان :

«خوك: زني كه به خوي خوك بود خوردن و شكستن داند و شكم آكندن و باك ندارد هر جا كه رود و غم دين و نماز و روزه نخورد و تفكر مرگ و قيامت و ثواب و عقاب و و عد و وعيد و امر و نهي نكند و غافل بود از خشنودي و خشم خداي و نگاه داشتن فرزندان و ادب كردن ايشان و علم قرآن و ادب آموختن و هميشه پليد جامه بود و بوي ناخوش آيند ازو .»

«كپي ( بوزينه ) : همت او جامه هاي گوناگون پوشيدن بود سبز و سرخ و زرد و پيرايه ها و كوهر و مرواريد و زرو سيم . و فخر كردن بر همشيرگان خويش و خويشتن را جاي ساختن پيش شوهر و باشد كه سر وي نه چنان بود كه مي نمايد .»

«سگ : و آن كه به خوبي سگ ماند آن است كه هر وقتي شوي با وي سخن گويد بر وي جهد و بانگ برو زند و جنگ كند مانند سگ . و چون كيسه شوي پر سيم و زر بيند و خانه پر نعمت چون ميوه و گندم و گوشت و آنچه بدين ماند ، شوي را كرامت كند و گويد : جانم فداي تو باد و حق تعالي مكروه تو مرا منماياد و مرگ من پيش از تو باد و چون حال بر خلاف اين بود ، همچون سگ به روي شوهر اندر جهد و دشنام دهد و حسب و نسب او را بنكوهد و بيرونش كند و گويد تو درويشي و آن روز البته خاموش نشود .»

«استر : و آن زن كه خوي استرد دارد تند و حرون بود همچون استر كه بر پل بايستد و نرود و هر چندش مي زني و اين زن همچنان ستيزه كار بود و خود راي و معجب بود .»

«كژدم: و آن زن كه خوي كژدم دارد به خانه همسايگان گردد و غمازي كند و سخن ايشان شنود تا يك ديگران را به جنگ افكند و بياغالد تا عداوت و بغض اندر ميان ايشان افتد و فتنه انگيزد همچون كژدم كه هر جا مي رسد نيش مي زند و نترسد.»

«موش :و زني كه خوي موش دارد دزد بود و از كيسه شوي بدزدد. به خانه همسايگان برد و گندم و جو و آرد و مانند آن بدزددو زنان ريسمان ريش را دهد .»

«كبوتر : و زني كه خوي كبوتر دارد همه روزه مي گردد و هيچ نيارامد و شوهر را همي گويد كه كجا مي روي و از جا مي آيي و با زني ديگر سر داري و با من يكدل و مهربان نيستي و آن نه از مهرباني گويد .»

«روباه : او شوي را از خانه بيرون كند و هر چه بايد بخورد و بخسبد و خويشتن را بيمار سازد و چون شوهر از در درآيد به جنگ آغازد كه چرا مرا در خانه بيمار و تنها بگذاشتي .»

غزالي در اين كتاب خوي زنان مار صفت را توصيف نكرده اما از ساير توصيفات مي توان فهميد كه درباره اش چه فكر مي كرده است و اما گونه زن آرماني غزالي زني است كه انرا با خوي گوسفند توصيف مي كند :

«و زني كه خوي گوسفند دارد مبارك بود همچون گوسفند كه اندر همه چيزهاي وي منفعت يابي، زن نيك هم چنين با منفعت بود و بر اهل و همسايگان رحيم بود و بر خان و مان و فرزندان خويش مشفق و مهربان بود و طاعت دارد خداي را جل جلاله «

فضولي

اين امر خواسته يا ناخواسته اتفاق مي افتد . در برخي كمرنگ تر و در بعضي پررنگ تر و و اضح تر . همه ما چك ليستي از زندگي كساني كه با آنها رابطه داريم و يا فاميل هستيم در دست داريم و بر اساس آن زندگي بقيه را كنترل و يا جهت مي دهيم .

مثالي مي زنم : اگر دختر جواني در فاميل داريم و زير 20 سال ازدواج كند ، گفته مي شود » چه خبره ! خيلي زود بود ! مي خواستند نون خور كم كنند و يا ترسيد شوهر گيرش نياد » و… اگر همين دختر در سال اول زندگي اش بچه دار شود ، مي شنود كه » مي خواست شوهرشو پابند كنه و يا چه خبره نذاشت پدر و مادرش قسطهاي جهيزيه اش را تمام كند بعد ببردشون زير قسط سيسموني و…» اما اگر 3 سال از ازواجش بگذرد زمزمه هايي مي شنود كه » ديگه وقتشه ها … چقدر اين جووناي امروزي خودخواهن نمي خوان زير بار مسئوليت برن …داره دير ميشه ها و… » و اگر اين مدت به 5 سال نزديك شود آشكارا مي شنود كه : » خواهر دوستم بچه دار نمي شد رفت پيش اين دكتره كه تازه از خارج اومده ، مي خواي آدرسشو به شما هم بدم ؟؟؟ «

نكته اينجاست كه در تمام موارد حرف از تصميم به داشتن فرزند است اما من هرگز در هيچ كجا نشنيدم كه كسي از ديگري بپرسد كه براي بچه دار شدن آماده هستيد ؟ آيا فكر مي كنيد كه به رشد و بالندگي كافي براي تربيت انساني كه قرار است در خانه شما بزرگ شود رسيده ايد ؟ آيا با همسرتان در چگونگي انجام اين امر مهم توافق و تفاهم داريد ؟؟؟ و…..

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.