هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘جراحي پلاستيك’ میباشید.

شايد اين تنها نقص جراحي پلاستيك مدونا باشد كه با ديدن دستهايش به راحتي مي توان متوجه سن بالاي او شد !هر چند كه جايي خوانده ام كه عروق بيرون زده و رگها را هم عمل مي كنند اما چيزي كه نمي شود پنهان كرد حقيقتي است كه از هر جايي كه شده درز مي كند و آن هم ردپاي گذشت ايام است .
اما من به شخصه روح فعاليت و تلاش ديوانه وارش براي باقي ماندن در دنياي موسيقي را تحسين مي كنم چرا كه در اين دنياي پر از رقابت و كشاكش زيبارويان ، ماندن بسيار بسيار سخت تر است از آمدن !

خانم فرناندز كه با عملهاي جراحي متعدد با صورتي جذاب در انتخابات پيروز شد، انتقادات فراواني را در اين باره كه پيروزي اش ، حاصل تاثير زيباييش بود را به جان خريد اما …
او پيروز شد ! حداقل اين خانم از زيبايي اش بهره اي برد كه ارزش تحمل جراحي پلاستيك را داشته باشد!!
وقتي كه اين عكس را در وبلاگ اولد فشن ديدم اينقدر دلم سوخت ! آن قدر كه اشك درچشمانم حلقه زد ! ياد تمام حسرتها و آرزوهاي بر باد رفته افتادم ! حتي ياد رژيمهاي غذايي لاغري وجراحيهاي پلاستيك براي زيبا شدن و مانكن شدن و …
خلاصه كلي چيزهاي محال براي تغيير ذات و هويتي كه بايد دوستش داشت ! نه كه از آن گريخت !!!


من آدم متحجر و سنتي نيستم كه مخالف زيبايي باشم . اگر قسمت درباره من را خوانده باشيد مي دانيد كه از هنر آرايش و گريم و دكوراتوري بي بهره نيستم ولي حرف من چيز ديگري است . ديروز در نظرات حرفهايم تاييد شده بود كه آره اينها ديوونن و يا آرايشهاي امروزي حال آدم را به هم مي زند و… اما حرف من اصلا اين نبود !
حرف من درباره اتفاقي است كه در ذهن ما افتاده است . اينكه بدون هيچ گونه خلاقيتي وابسته شده ايم به آنچه تحت عنوان مد و تجدد به خوردمان مي دهند ! آيا اتفاق افتاده كه براي لباس مهمانيمان خودمان طرح بدهيم و به ژورنالها و يا ماهواره مراجعه نكنيم . ساختار بدنمان و ايرادهاي احتمالي آن را بشناسيم و با توجه به شخصيتمان و جايگاه اجتماعي و روحياتمان ، مدلي را براي خود طراحي كنيم .
تا به حال شده كه فكر كنيم چرا متخصصان جراحي پلاستيك ، خودشان از اين عمل ها استفاده نمي كنند ؟ و يا چرا اگر عمل ليزيك خوب و بدون عارضه است چرا اكثر پزشكان عينكهاي كلفت و سنگينشان را حفظ كرده اند ؟ و يا متخصصان كاشت مو ، خودشان كچل هستند ؟ و…
ما بايد روي آن تصوير ايده آل كه در ذهنمان مانند يك چيپست كاشته شده كار كنيم و آنرا تغيير دهيم . طوري كه وقتي مقابل آينه مي ايستيم به جاي ديدن قوس كوچك روي بيني ، خلقت بي مانند خداوند و نعمت سلامتي خود راببينيم و شاكر باشم .
بايد روي فكرمان كار كنيم و اجازه ندهيم كه كسان ديگري به جاي ما تصميم بگيرند . بايد خودمان را با هر چهره اي كه هستيم قبول داشته باشيم و تلاشمان براي سالمتر زيستن و استفاده بهتر از نعمت هايي باشد كه در اختيارمان گذاشته شده .
باز هم مي گويم : با خودمان مهربانتر باشيم !
تقريبا بين دوستانم من تنها كسي هستم كه بيني ام را عمل نكردم !
نه اينكه دوستان من از خاندان فيلها بودند ، نه ! بعضي از آنها حتي بيني هاي زيبايي داشتند كه به صورتشان شخصيت مي داد و آنها را از ديگران متفاوت مي كرد ! اما امان از اينكه يك فكر به سر خانمها بيفتد ! مثل خوره آنها را مي خورد آنقدر كه حاضرند براي تحقق آن حتي خطرناكترين ريسكها را هم بكنند و خود را بي جهت به زير چاقوي جراحي بكشانند و چند ماه خود را معطل نگهداري هاي بعد از عمل كنند و تا آخر عمر هم مواظب باشند كه نكند ضربه اي به بيني سربالايشان بخورد و آن سرسره گران قيمت خراب شود .
چون اين مطلب پزشكي نيست اصلا نمي خواهم از عوارض فراوان جراحي چيزي بنويسم ولي كاش موضوع به همين جا ختم مي شد ولي اين تازه اول ماجراست ! باز هم راجع به آن مي نويسم .


آخرين نظرات