هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘جامعه وردپرس ايراني’ میباشید.

شايد صحبت درباره قشري كه از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده مي كنند بالاخص اتوبوس ، بحثي تكراري باشد اما نكته اي كه براي من جالب بود اين است كه از نگاهي ديگر مي توان اينطور ديد كه چه قشري هستند كه ماشينهاي معمولي با اقساط دراز مدت مي خرند ؟
اينها همانهايي هستند كه براي ايجاد تفاوت بين خودشان و قشر غالبي كه مجبورند اتوبوس سوار شوند ، مي خواهند فاصله اجتماعي ايجاد كنند . فاصله اي كه از نظر رواني باعث شود كه احساس كنند ديگر مجبور به استفاده از اتوبوس نيستند حتي با وجوديكه فقط چند روز در هفته بتوانند از خودرو شخصي شان استفاده كنند ! و اينجا جايي است كه كارخانه هاي اتومبيل سازي و ليزينگها وارد عمل مي شوند و كاري مي كنند كه حتي با دو ميليون تومان هم صاحب اتومبيل شويد و براي تمام سالهاي آتي اقساط آنرا پرداخت كنيد !
من خودم از همه جور وسيله اي استفاده مي كنم براي اينكه مشاهداتم محدود به يك طبقه خاص نشود و چيزي كه ديروز ديدم و تحت تاثيرقرارم داد و اين پست را نوشتم اين بود كه در يكي از اتوبوسهاي پولي ، خانمي كه ظاهر مندرسي داشت بين راه سوار شد و آهي كشيد و زير لب بدون آنكه كسي را مخاطب قرار دهد گفت :
سه تا اتوبوس پولي اومد ولي يكي بليطي هم نيومد ! مجبور شدم سوار شم !!!

آيا هر كدام از ما به نوعي تبعيض نژادي و يا نظامي طبقاتي و يا جنسيتي ، اعتقاد نداريم ؟
من فكر مي كنم كه چرا ! خود من هر نژادي را تحمل مي كنم و حاضرم با يك سياه پوست آفريقايي خويش و قوم بشوم ولي در طول روز چشمم به يك افغاني هم نخورد !
هر چقدر هم كه مي گويم آنها هم بندگان خدايند و همه با هم برابرند ولي انگار بعضي برابرترند !!؟
نگاهي به دور و برتان بياندازيد. ميبينيد كه اين دسته بنديها در ذهن اكثرافراد وجود دارد . برخي از تركها متنفرند ، بعضي از اعراب مارمولك خور ، بعضي افراد از ساير مذاهب و اديان الهي بيزارند ، برخي ديگر به نوعي گسترده تر طبقه بندي شده اند . مثلا از آدمهاي فقير و يا از معلولين ذهني و حركتي و حتي بعضي افراد از زنها بيزارند و بعضي از مردها و…
آيا به اندازه همه اين نفرتها ، در جهان دوستي هم وجود دارد ؟
اين عكس متعلق به موزه مرگ در مكزيك است . در اين موزه بخشي از باورها و آداب مردم مكزيك درباره مرگ و عالم پس از آن به نمايش گذاشته شده است .ديدن اين سمبلها و مجسمه ها و نقاشيها يقينا خالي از لطف نيست !!

فضاي اينترنت يك فضاي مجازيست و افرادي كه وبلاگ مي نويسند اكثرا با اسامي و يا عنوانهاي مجازي به اين كار مي پردازند و تا زماني كه اينكارشان به كسي آسيب نرساند ، اشكالي نخواهد داشت اما امان از زماني كه اين افراد بخواهند پس از مدتي و با جذب مخاطبان هر روزه ، شروع به افاضه فضل نمايند !!منظورم پست دكتر!مزيدي درباره داروي فلوكستين است ! شاهكار اين متن جايي كه ايشان مي فرمايند اگر كاره اي بودند دستور مي دادند در آب لوله كشي شهرفلوكستين بريزند و اين داروي مثلا ضد افسردگي كه حتما بايد توسط روانپزشك و تحت شرايط خاص تجويز شود ، توسط ايشان براي اكثر افراد -كه تا قبل از اين استامينوفن مي خوردند – تجويز مي شود !
شگفت انگيز اينكه ايشان به نوعي پيشگويي هم ميكنند ! نه در باره آخر الزمان ! بلكه درباره آينده دارويي كه هنوز در مراحل آزمايش و پس دادن امتحان است !آن هم در دنيايي كه هنوز مطمئن نشده اند كه چاي سرطان زاست و يا ضد سرطان !
در خاتمه عوارض اين داروي معجزه آسا تقديم مي شود :
اختلالات گوارشي ،اسهال ، تهوع ، استفراغ ، سردرد،بي قراري، اضطراب ، نگراني ،افزايش وزن ،اثرات نامطلوب بر رشد استخواني ،اختلال در نعوض ، افزايش تمايل به پرخاشگري و خودكشي


آخرين نظرات