هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘تولد’ میباشید.

وقتی با زنگهای پر محبت و تبریکات دوستانت بیدار می شوی …وقتی با خانه ای پر از بادکنک و کیکی گرد و تپل مواجه می شوی …وقتی ایمیلهایی سرشار از احساسات ناب انسانی دریافت می کنی و وقتی هدیه ای مثل عکس بالا دریافت می کنی …همه اینها به تو یادآوری می کند که هنوز دوستت دارند و هنوز به یادت هستند و عشق اگر همان عشق باشد زمان مقوله ای بی معناست !

یک سال دیگر هم گذشت
یک سالی که اگر زیاد نباشد کم هم نیست
می گویند با هر تولدی یک قدم به مرگ نزدیکتر می شوید ولی من می گویم که با هر تولدی یک سال بیشتر از عمرمان را در راهی که می خواستیم صرف کردیم و بیشتر زندگی کردیم.
با خودم فکر می کنم که سال دیگر روز تولدم کجا هستم و چه حالی دارم ؟ اصلا هستم ؟ و مهمتر اینکه تا آن وقت به هدفم رسیده ام ؟
پ.ن: این سومین تولدم توی این وبلاگه اولین تولدم تولد دختر مرداد ماه و دومین تولدم
دیروز برای آوردن ساز قدیمی ام به خانه پدری ام رفتم . چون عجله داشتم زنگ زدم تا برایم از انباری بیرون بیاورند تا من دم در بگیرم و بروم . وقتی جلوی خانه رسیدم خواهرم از پای آیفون گفت که دستش بند است و باید بیایم و کمی منتظر شوم . گرمای ظهر تابستان کلافه ام کرده بود . بالا رفتم و وقتی در را باز کرد دیدم که همه خانه را با کاغذهای رنگی تزئین کرده و در حالیکه کیک برایم سفارش داده و اهنگ تولد مبارک را می خواند و مرا یک نفره سورپریز کرده است .
همان لحظه شعر سهراب به ذهنم رسید که : خواهری دارم بهتر از برگ درخت و یا آب روان و یا…
ولی احساس من این بود :
خواهری دارم بهتر از هر چه که هست !!!
چقدر زود گذشت ! انگار همین دیروزبود که دیدگاه خاکستری ام را نوشتم و خواستم هر کس که از اینجا گذر می کند بداند که من نه به دنبال ایده آل سفیدم و نه بدبینم و سیاه بلکه تعادل و خاکستری بودنم آرزوست !
یک سال از حضور من در وردپرس و دنیای وبلاگ نویسی با کلی خاطرات خوب و پیدا کردن دوستانی بهتر از آب روان می گذرد . دیگر دفتر دلنوشته هایم تبدیل به وبلاگم شده است و روزنوشتهایم را نه کنج کتابخانه ، بلکه در معرض دید همگان قرار می دهم و همیشه از انتقادهایی که به من شده استقبال کرده ام و خواسته ام تا جایی که ممکن است واقع بین باشم .
نمی دانم تا چه حد موفق بوده ام و وبلاگ ذهن خاکستری چقدر توانسته است در میان شما جا باز کند ؟
اما به هر حال فردا روز تولد ذهن خاکستری است و من منتظر نظرات شما در جشن یک سالگی ام هستم !

كودك هميشه مي تونه سه چيز رو به آدم بزرگ ياد بده :
بي دليل شاد بودن
اعلام خواسته هاي خويش با تمام قوا
هميشه مشغول كاري بودن




آخرين نظرات