هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘تقصير’ میباشید.

با وجودي كه روزي بسيار پر مشغله را پشت سر گذاشته بودم اما به خاطر اينكه مي دانستم امشب در برنامه نود علي دايي را مي آورند بيدار ماندم و برنامه را ديدم .
قسمت جالب برنامه ارتباط تلفني با آقاي كفاشيان بود كه آقاي فردوسي پور اصرار داشت بداند كه چگونه در حاليكه 5 گزينه مطرح شده بود ، علي دايي انتخاب شد ؟؟؟ و آقاي كفاشيان با هزار جور طفره رفتن و رفتن به كوچه علي چپ خواست از زير اين پرسش طفره رود ولي فردوسي پور را همه با لجاجتش مي شناسند و در آخر او گفت كه حداقل چرا براي احترام به مردم علي دايي را در اين گزينه ها نياورديد كه همه متعجب نشوند ؟؟ و ايشان فرمودند كه بعضي چيزها سكرت هستش و درسته كه چند ماه مردم و مطبوعات را سركار گذاشتيم و در كمتر از يك روز به همه قابليتهاي علي دايي پي برديم و اين از توانايي شگرف ما سرچشمه مي گيرد و …
در آخر من به عنوان يك بيننده نتيجه گرفتم كه آقاي كفاشيان ، علي دايي را از داخل لپ لپ بيرون آوردند !!!

بله حقيقت دارد ! سرما كانون زندگي من را كه از هم پاشيد ! بعد از آخرين پستم كه در آن دعا كردم گاز ايران را قطع كنند و ما را راحت ! نمي دانم مرغ آمين بالاي سرم بود و يا مستجاب الدعوه هستم و خودم خبر ندارم و يا….
نمي دانم ! فقط مي دانم كه شوفاژخانه مان به دليل نامعلومي پكيد و همه جا يخ زد ! ما هم شبانه به خانه پدريمان كوچ كرديم و در آنجا رحل اقامت گزيديم ! اما آقاي همسر به دليل نياز به اينترنت ADSL و فراهم نبودن امكان آن نيامدند و در نتيجه سرما كانون خانواده مان را از هم پاشيد ! الان هم براي تعويض لباس و برداشتن كتاب و دفتر هايم آمدم و سري زدم و خواستم گزارشي از وضع و حالم بدهم و خواهرانه نصيحتتان كنم كه مواظب دعاهايتان و تيتر هاي مطالبتان باشيد كه بدجوري كار مي دهد دستتان !

خسته شدم ! از بس لباس پوشيدم و اخبار گوش دادم ! به اندازه همه زندگي ام شبكه خبر را ديدم ! هر يك ربع يك بار روي شوفاژ دست گذاشتم تا ببينم كه هنوز گرم است يا…
مسخره ترين چيز در اين بين اين است كه ما از نظر ذخاير گازي رتبه دوم را در جهان داريم ! پس چرا بايد هموطنانمان از شدت سرما يخ بزنند و با بارش برف ، همه چيز تعطيل شود و اين در حالي است كه يك روز تعطيلي كشور خسارت زيادي به افتصاد مي زند و …
چند تا از دوستان دانشگاهي ام در استان گلستان هستند و مي گويند كه سه روز گذشته آب و برق و تلفنهايشان هم قطع بود !
جالب اينكه مرتب مي گويند كه درجه شوفاژخانه هايتان را پايين بياريد و ديشب شنيدم كه مي گفتند درجه را روي 45 تنظيم كنيد و اين در حاليست كه در تابستان و فقط براي داشتن آب گرم بايد درجه روي 60 باشد !!
من يك فكر عالي و يك راهكار موثر دارم : گازهمه ايران را قطع كنيد و با نرخي چند برابر به روسيه بفروشيد ! بعد كه هوا گرم شد با هر كه باقي مانده بود كه يقينا از يك نژاد برتر و مقاومتر و مرفه تر است ، ايران جديدي بسازيد و به اين ترتيب ديگر نگران جمعيت و افزايش آن نيز نخواهيد بود !
پ.ن: اين روزها مردم شوخ طبعمان اس ام اسهاي زيادي ساختند كه خنده دار ترين انها براي من اين بود :
به دليل بارش شديد برف و يخبندان و مصادف شدن با ايام محرم و دهه فجر و در انتها عيد نوروز ، مملكت تا ارديبهشت ماه تعطيل مي باشد!!!!!!!

مشاهدات اعجاب انگيز من در مترو منحصر به خيل دختران كبريت فروش در فروشگاه زيرزميني نمي شود بلكه هر روز پديده اي جديدتر و عجيب تر مي بينم ! مشاهده روز گذشته من زني بود كه در مترو دست فروشي مي كرد و نمي دانم چه شد كه ناگهان سر درددلش باز شد و خيلي سريع قصه پر غصه زندگيش را براي زنهايي كه دوره اش كرده بودند ، گفت . گفت كه روي پاي خودش ايستاده و كار مي كند و افتخار هم مي كند كه خرج خودش و دختر معلولش را در مي آورد كه سالهاست گوشه خانه افتاده و بايد او را كول كند و به دستشويي گوشه حياط ببرد و مستاجر است و بيوه و…
در اين فكر بودم كه از او اسمي و يا آدرسي بگيرم تا از طريق ارگانهايي كه مي شناسم معرفي اش كنم تا تحت پوشش قرار بگيرد كه…
كه عكس دختر معلولش را كه قاب گرفته بود از داخل ساكش در آورد و به زنها نشان داد و گفت كه دست به دست كنند و ببينند و اينكه اين دختر خيلي معصوم است و نفسش حق است و تا به حال خيلي از خانمها در مترو برايش نذر كرده اند و حاجت گرفته اند و بعد مرتب برايش نذر مي كنند و پولش را به مادرش مي دهند تا خرج او كند و…
ديگر جلو نرفتم ! خدا را شكر كردم كه مترو هم صاحب امامزاده شد و ديگر در قطار زيرزميني هم مي توان نذر كرد و حاجت گرفت !!!

خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي،اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند.
وقتي اين مقاله را خواندم فكركردم كه چقدر از آدمهايي كه دور و برمان هستند حاصل يكي از روشهاي زير است !؟
انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:
1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.
2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.
3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.
4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.
5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.
6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.
7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.
8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.
9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.
10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.
11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.
12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي محض. و عدم رضايت از خود.
13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.
14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.
15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.
16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.
17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.
18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.
19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.
20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.
يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.
21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.
22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.
23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.


آخرين نظرات