هماکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘انتخاب همسر’ میباشید.
به خدا سخت نیست . اگر یک تکه کاغذ به دست بگیری و رویش کلامی ساده بنویسی و روی آینه بچسبانی و بعد از خانه بیرون بروی …
بخدا سخت نیست اگر برایش سر راه به خانه آمدن یک تخم مرغ شانسی بخری تا شانسش را امتحان کند و ذوقش را هنگام بازگشتن به دوران کودکی نظاره گر باشی …
بخدا سخت نیست اگر همیشه موقع راه ر فتن در خیابان دستش را در دست بگیری و گاهی با فشاری ملایم چیزهایی را به او یاداور شوی …
واقعا سخت نیست اما
نداشتن حوصله ، بی توجهی غیر عمدی ، مشغله روزانه ، حواس پرت بودن و غیره باعث می شود که یادت برود . به تدریج عاشق بودن را هم یادت می رود و بعد یک روز از خواب بیدار می شوی و میبینی که یک جای خالی بزرگ در درونت دهان باز کرده …
جای خالی عاشقانه ها…
خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همگان حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…
می پاشد
زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!
یکی از مراجعانم ، مردی در آستانه 50 سالگی بود که به علت مشکلات خانوادگی همسرش خانه را ترک کرده و مهریه و نفقه اش را اجرا گذاشته و حالا درخواست طلاق هم داشت و برایش مشکلات بسیاری درست کرده بود و دو فرزندجوانش هم دچار ناراحتی شده بودند و در این گیر و دار این آقا با خانمی مطلقه آشنا شده و قصد ازدواج داشت و از دادگاه هم اجازه ازدواج مجدد به خاطر عدم تمکین همسرش را هم گرفته بود .
اوضاع از این آشفته تر و درهم برهم تر نمی شود برای مردی که مشغله کاری زیاد هم دارد و شغلی پر مسئولیت و وجهه ای اجتماعی که باید حفظش کند و …
نمی خواهم وارد جزئیات مشاوره و روند حل مشکل شوم اما چیزی که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود که این آقای میان سال جدای از همه این مشکلات دلش شکسته بود و با وجودیکه نمی خواست قبول کند ولی نیاز داشت که گریه کند و خودش را تخلیه کند .
اما چطور می تواند با 50 سال پیش فرض های ذهنی و کلیشه های قالبی که «مردها هرگز گریه نمی کنند «کنار آید و به خودش به چشم یک انسان (نه یک مرد )که احساساتش نادیده گرفته شده و به عواطفش لطمه خورده ، نگاه کند و به خودش اجازه دهد که اشک بریزد ؟
در اكثر بحثهاي آكادميكي كه پيرامون مسائل زنان در محافل علمي شكل ميگيرد اين بحث همواره جايگاه خاصي دارد كه خانمها به خاطر سيكل بدني خاصشان و داشتن مسائل مربوط به بارداري و زايمان نمي توانند خيلي از كارها را انجام دهند و يا اينكه در عرصه هاي اشتغال و حوزه هاي عمومي حضور داشته باشند .
براي من جالب است كه در روزگاري كه كمتر خانواده اي پيدا مي شود كه بيش از دو بچه داشته باشد كه جمع دو دوره بارداري و احتساب دو دوره مرخصي زايمان و شيردهي يعني دو تا 9 ماه و دو تا 6 ماه در جمع مي شود 30 ماه يعني دو سال و نيم !
اگر دختري امروزه ازدواج كند و بخواهد دو فرزند داشته باشد تمام دو تجربه بارداري و زايمانش مي شود فقط دو سال و نيم ! اما در همه جا به خاطر وجود اين 30 ماه همواره ياداور مي شوند كه خانمها نمي توانند چون زايمان دارند و يا خانمها نبايد فلان كار را بكنند چون دوران بارداري دارند و…(البته همينجا بگويم كه منظورم اين نيست كه داشتن فرزند فقط همين دوران را از وقت آدم مي گيرد ! نه ! منظورم اين است كه دوره اي كه به خاطر تغييرات فيزيولوژيك محدوديتهايي ايجاد مي شود زمان بسيار كوتاهي است وگرنه تربيت فرزند كاري وقت گير است و نياز به همكاري پدر و مادر هر دو دارد )
مي خواهم بگويم كه ديگر در جوامع ابتدايي زندگي نمي كنيم كه زن اسير بدنش بود و همواره دوره هاي متوالي بارداري و زايمان را داشت . در قرن بيست و يكم زن ديگر وابسته به بدنش نيست و همه مراحل حاملگي و زايمان را مي توان با برنامه ريزي انجام داد و اين نعمت الهي بدنيا آوردن انساني ديگر نبايد تبديل شود به پتكي كه همواره بالاي سر خانمها نگه داريم كه هرگاه خواستند تكاني بخورند و خودي نشان دهند آن را به سرشان بكوبيم و در نطفه صداي حضورشان را خفه كنيم .
مي شود به جاي نگاه ماشين جوجه كشي به زنان به آنها انساني تر نگاه كنيم .
قابوس نامه، اثر عنصرالمعالي قابوس بن وشمگير است او در اين اثر كه از شاخص ترين آثار كلاسيك و پند نامه اي ايران و در واقع مهمترين پندنامه ايران بعد از اسلام است با ديدي خردگرايانه به زندگي و امور آن مي نگرد . متن نظريات او درباره زنان به شرح زير است . بخوانيد و نظرتان را درباره اين عقايد بيان كنيد :
» چون زن كني ،طلب ( مال ) زن مكن و طالب غايت نيكويي زن مكن كه به نيكويي معشوقه گيرند . زن پاك روي و پاك دين بايد و كدبانو و شوي دوست و پارسا و شرمناك و كوتاه دست و كوتاه زبان و چيز نگاه دارنده بايد كه باشد تا نيك بود كه گفته اند كه زن نيك عافيت زندگاني باشد …اگر چه زن مهربان و خوب روي و پسنديده تو باشد تو يكباره خويشتن را در دست او منه و زير فرمان او مباش . زن از بهر كدبانويي بايد خواست ، نه از بهر طبع كه از بهر شهوت از بازار كنيزكي توان خريد كه چندين رنج و خرج نباشد . بايد كه زني رسيده و تمام و عاقله باشد ، كدبانويي و كدخدايي مادر و پدر ديده باشد …زن محتشم تر از خويشتن مخواه و تا دوشيزه يابي ، شوي كرده مخواه ، تا در دل او جز مهر تو مهر كسي ديگر نباشد و پندارد كه همه مردان يك گونه باشند ، طمع مردي ديگرش نباشد «






آخرين نظرات