You are currently browsing the category archive for the 'اشعار مهرنوش محتشمی' category.

از وقتی رفتی هیچ خبر تازه ای نشده

گلدانها هنوز گل می دهند

کبوترها روی تخمهایشان می نشینند

بوته های شمشادها بلندتر می شوند

و خورشید سر ساعت همیشگی اش طلوع و غروب می کند

هیچ خبر تازه ای نیست

فقط

حالم را نپرس

حالی که دارم را ، خدا نصیب گرگ بیابان هم نکند!

مهرنوش

1388/8/24

سادگی

مرا که تمام قد ایستاده ام کنار می زند و به دنبال خاطراتم می رود

صدایم را نمی شنود و در رویاها به دنبال پاسخ سوالهایش است

راستی چرا بعضی از ما

همیشه ساده ترین چیزها را

تا با زهر پیچیدگی و ابهام آغشته نکنیم

دست بر نمی داریم؟

سادگی را در آغوش بگیریم

مهرنوش

آبان ماه 88

نقاش

نقاش بودم اما

هنر من نقاشی نبود

هنرم نقش عشق کشیدن بر دلهای سنگی بود

ولبخند عشق را بر صورتهای یخی آوردن

و آب کردن سردیهای بی مهری های روزگار


نقاش بودم اما

چز نقش عشق هیچ نکشیدم تا آخر عمر

که نقش عشق

مشق زندگی بود

“مهرنوش محتشمی”

آبان ماه1388

سایه

هیچ وقت پررنگ تراز سایه نشدی برایم

همیشه بودی اما محو

در گوشه ای خاطراتم خاک می خوردی

و حالا روز به روز  کمرنگ تر و کمرنگ تر

انگار نه انگار که روزی

سایه ات بر همه زندگیم سنگینی می کرد

روزی که برای همیشه ازبین بروی

چه آب و جارویی خواهم کرد دل خستگی هایم را

مهرنوش محتشمی



گم شده ام

ایستاده ام در بینهایت شب

با بی نهایت غم

کسی سراغ کوچه انتظار را از من می گیرد

و من

بن بست اندوه را در چشمانش می بینم

به جای پاسخ

در آغوشش می گیرم

تا کمی گرم شود

اما او خودش را کنار می کشد

می فهمم که یخ زده ام

در بی نهایت شب غم

مهرنوش محتشمی

11/9/87

سبز خواهم شد

رهایش نمی کنم

زخمیست

فراریست

هر دو بالش شکسته و دارد به سختی نفس می کشد

همه می گویند مردنیست

همه می گویند رفتنیست

حتی خودش

اما

رهایش نمی کنم

تا دستهایم گرم است ، زنده می ماند

نمی گذارم یخ بزند

نه ! رهایش نمی کنم

توی قفس هم نمی گذارمش

میان هرم دستهایم  نگهش می دارم

هر وقت  که خوب شد ،  پرش می دهم

و پر کشیدنش را

در اوج

نظاره خواهم کرد

تا آن زمان برسد

نه!

رهایش نمی کنم

مهرنوش محتشمی

پاییز

گاهی پاییز برایم دنیای رقصانی است از رنگها و طرحها

گاهی پر است از دلتنگی های بارانی و نغمه های یه دل میگه برم برم

گاهی پاییز سرشار می شود از لذت خیس شدن زیر باران و دل سپردن به صدای خش خش برگها

گاهی پراست از بغضی که بی بهانه می ترکد و اشکهایی که زیر باران گم می شود

پاییز همان پاییز است

این منم که هر دم جور دیگرم

این منم که هنوز به دنبال گمشده خویشتم

مهرنوش محتشمی


جاده

هوا هنوز تاریک است که به جاده می زنم . در راه در پس هر پیچ جاده طلوع خورشید را نظاره می کنم . بیش از یک سال است که آخر هفته ها را در این جاده می گذرانم . هر طلوعی برایم مفهومی خاص داشته است و حالا این طلوع دوباره

شاید دیگر نبینمش

سهم من از اين دنيا
همين بس كه تو را از دور
نظاره گر باشم …
سهم تو در اين دنيا
؟
شايد خطي و خبري از نظاره گر دور و تنهايت

….

مهرنوش محتشمی

آمار بازديد

  • 785,030 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix hope mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرايشگري آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح حیاط پشتی ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس اعدام امنيت امنيت اجتماعي امید انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بنزين تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلويزيون تلویزیون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تورج عاطف تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك جنگ جواهري در قصر حباب خاطرات خاطرات مهرنوش محتشمي خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خداحافظ خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني دردودل درست زندگی کردن دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دلنوشته دلنوشته ها دنياي مجازي دنياي مدرن دنیای مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری رادیو راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زایمان در آب زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي ستاره سريال سريال پرستاران سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سفرنامه سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ سنگ تزئيني سنگ درماني سنگ درمانگر شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شهرداري شوهر شيراز صادق هدايت صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عاشقانه عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق در هر نگاه عشق ورزی عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فراغت فراموشی فرصت فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت كابوس كارشناسي ارشد كودكان لايحه حمايت از خانواده لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نانسي عجرم نشانه شناسي قبرها نفرت نقاشي نقد نوزاد نوستالژی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی يانگوم پاييز پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چاپ کتاب چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گردشگری گريه گمشده گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

دسامبر 2009
ش ی د س چ پ ج
« نوامبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031