هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘اشتغال’ می‌باشید.

كارمند

وقتي من یك كاري را دیر تمام مي كنم، من كند ھستم.
وقتي رئیسم كار را طول دھد، او دقیق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندھم، من تنبل ھستم.
وقتي رئیسم كاري را انجام ندھد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.
وقتي رئیسم این كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئیسم، رئیسش را راضي نگاه دارد، او ھمكاري مي كند.
وقتي من اشتباھي كنم، من نادان ھستم.
وقتي رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن ھستم.
وقتي رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي یك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من ھمیشه مریض ھستم.
وقتي رئیسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خیلي بیمار است.
وقتي من مرخصي بخواھم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتي رئیسم به مرخصي برود، باید مي رفت چون خیلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام مي دھم، رئیسم ھرگز به خاطر نمي آورد.
وقتي من كار اشتباھي انجام دھم، رئیسم ھرگز فراموش نمي كند
وقتی من بين بد و بدتر ؛ بد را انتخاب کنم ؛؛ همه جوانب مساله را درنظر نگرفته ام.
وقتی رئيسم اين کار را انجام دهد ؛ شجاعت تصميم گيری داشته است.

.

پ . ن : اين مطلب با ايميل به دستم رسيد و منبع را نمي دانم ! ولي دلايل خود من بود براي نفرت من از كار كردن براي ديگري !!

BUSY

مخمصه

بايد اعتراف كنم .چاره اي ندارم . هر چند تلخ و ناگوار اما بايد بپذيرم كه شكست خوردم !

شكستم براي خودم بسيار غير منتظره بود ! شوكه شده بودم و از وحشت يخ زده بودم ! نمي تونستم بپذيرم در حالي باختم كه از موفقيتم صد در صد مطمئن بودم !!

من موقعيت را كاملا مي شناختم و همين طور فرد مورد نظرم را ! با او آشنا بودم و از تمام تاكتيك هاي رواني اش باخبر ! حتي ميدانستم كه چگونه بازي مي كند و چگونه حريف را مي چرخاند ! شكست من مثل كسي بود كه از دست حريفش خبر دارد اما مي بازد !

ومن باختم و درعين ناباوري فرو ريختنم را با چشمي اشك بارنظاره كردم !

امروز يكشنبه است و من اعتراف مي كنم كه شكست خوردم !

شبستان عزيز ! من مشكلات پسرهاي جوان را درك مي كنم در اينباره كه بايد بتوانند زود مستقل شوند و اينكه خرج معاش بر شانه هاي نحيفشان سنگيني مي كند و تا از درسشان فارغ شوند و بعد هم سربازي ، حتي اگر خيلي باهوش باشند و پشت كنكور نمانند تقريبا به سني كه شمارا از خانه بيرون مي اندازند ،رسيده اند !!
اينها را نوشتم كه بدانيد دركتان مي كنم ! در كلاسهاي مردمشناسي نسبت پسرها به دختر ها 1 به 10 بود اما باور كن همان تعداد پسرهاي معدود موفقهاي اين رشته بودند و چون به دنبال علائقشان بودند از سايرين پيش افتادند !
من معتقدم كه  اگر هر كس به سمت علاقه اش برود و دست از غر زدن بردارد مي تواند موفق شود حتي در رشته جاجيم بافي ! شما اگر خلاق باشيد مي توانيد با ارائه شيوه اي نو و خلاقانه در نحوه بافت جاجيم و يا طراحي آن و يا حتي بازاريابي اش در اين رشته بي رقيب و بي نظير باشيد !

در همين مردم شناسي ، اكثر همكلاسي هاي من در تمام طول تحصيل غر مي زدند كه به چه درد مي خورد و چه كاره مي شويم و … اما من با علاقه كار كردم و با تلفيق اطلاعات رشته ام با ساير تواناييهايم امروزه مي توانم مشاوره هاي خاصي را ارائه بدهم كه نه تنها نان خودم ، بلكه نان خانواده اي را هم بدهم و در اين باب كه ظاهرا مهمترين دغدغه شماست محتاج هيچكس نباشم !

اما مهمترين نكته اي كه شما ناديده گرفتيد اين است كه دختران هم مثل شما و در اكثر موارد حتي بيشتر از شما تحت فشار هستند و نمي توانند مستقيما به سراغ علائقشان بروند فقط براي مثال به تبعيض هاي موجود در انتخاب رشته هاي تحصيلي اشاره مي كنم كه خودتان هم در جريانيد و توضيح مفصل اين مقوله هم از حوصله خوانندگان اين پست خارج است !

مهمترين عامل موفقيت هر كس علاقمند بودنش به كاري است كه انجام ميدهد و جسارت!همين وبس!

ist2_2770014_washing_dishes.jpg

تا به حال شده كه به خاطر شدت مشغله روزتان و بعد خستگي مفرط ، نتوانيد پاي ظرف شويي برويد و ظرفها از صبح تا شب روي هم تلمبار شوند و مثل ويروس ، مرتب توليد مثل كنند ؟
آنوقت همسرتان سري به آشپزخانه بزند و بگويد : واي اينهمه ظرف هم كه مونده !( و البته هيچ اشاره اي به مالكيت آنها و اينكه شستن آنها چگونه به وقوع خواهد پيوست نميكند )

در آن لحظه چون پاسي از شب گذشته و همسرتان خسته است و نمي شود تقاضاي همكاري در كارهاي مشترك از او داشت ، شما همچون زني وظيفه نشناس ميز كارتان را ترك ميكنيد ( هر چند كه تازه افكارتان براي نوشتن جمع شده ) و با شتاب به سمت كوه ظروف مي رويد و ساعتي را با شستن ظرفها مي گذرانيد و تازه آن وقت است كه چيزي در ذهنتان جرقه مي زند :

غر ظرف ها را كس ديگري زده ولي آنها را شما داريد مي شوييد !!و تازه در آن ته فكرتان كمي هم احساس وجدان درد مي كنيد كه چرا گذاشتيد اينهمه ظرف روي هم جمع شود ! وهمسرتان از نامنظمي آشپزخانه ناراحت باشد و اينكه يك خانوم خوب بايد اول به خانه و همسرو احتمالا بچه هايش برسد و بعد اگر فرصتي و رمقي باقي بود تازه به خودش و كارهاي شخصي اش برسد !! البته اگر تا آن زمان، هويتي به عنوان يك انسان مستقل برايش باقي مانده باشد!

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.