You are currently browsing the category archive for the 'استقلال' category.
ديشب در برنامه نود از فيروز كريمي دعوت كرده بودند تا بيايد و درباره كار محيرالعقول تنبيه بازيكنان بعد از بازي و چرخاندن آنها دور زمين توضيح دهد !
من به شخصه به خاطر شوخ طبعي منحصر به فرد و استيل خاص اين مربي از او خوشم مي آيد و مخصوصا به اين دليل كه فوق ليسانس روانشناسي اجتماعي دارد و خوب مي داند كه چگونه با روح و روان افراد بازي كند ! اما دلايلي كه ديشب مي گفت خيلي جالب بود ! ايشون مي گفتند كه :
1- اين روش كار من است و من هميشه اين كار را مي كنم . 2-كساني كه دنبال من آمدند من را مي شناختند كه چه جوري هستم .3- براي قلب طرفدارانمان بايد هر كاري كه مي توانيم بكنيم . 4- اگر لازم باشد همه بازيكنان را هم دور زمين مي دوانم. 5- اين روش من تا به حال براي همه تيمهايي كه مربيشان بودم بوده است . 5- هر كس به هر دليلي در جلسات تمرين غيبت كند 50000 تومان و در جلسه دوم 500000 تومان جريمه مي شود 6- هيچ دليلي براي من قابل قبول نيست . 7- طالب لو روحيه اش به خاطر حاشيه سازي خراب است (براي همين از رختكن بيرون آورده شد و در جلوي هواداران در حاليكه رنگ به صورت نداشت دوانده شد و فردا هم به علت رفتن پيش رئيس باشگاه جريمه نقدي شد!! ) و…
اگر تمام استراتژيها و بازيهاي قدرت بالا درست باشد ، مهمترين چيزي كه اين مربي در نظر نگرفت اين است كه در فوتبال فقط روانشناسي بازيكنان كافي نيست بلكه بايد مردم شناسي فوتبال را هم دانست و بازيكنان را نه به عنوان واحد ، بلكه در بستر فرهنگيشان مطالعه كرد و استراتژيها را بر مبناي جايگاه فرهنگي و اجتماعي بازيكنان طراحي كرد .
بله! اين روشها جواب ميدهد مثلا در استقلال اهواز كه تيمي شهرستاني است و هر كدام از بازيكنان محتاج عنايت مربي هستند و از جريمه مي ترسند و ميدانند كه اگر كنار گذاشته شوند به فراموشي سپرده خواهند شد انجا فيروز كريمي خداست ولي دراستقلال هر بازيكن خودش خداست و با بنز 200 ميليوني سر تمرين مي آيد و مشهور است و مي تواند هر جاي ديگري هم برود و خواهان دارد و…
ديشب بعد از برنامه نود با خودم گفتم كه كاش فيروز كريمي مردم شناسي خوانده بود !
جهيزيه دختران ايراني به شدت متحول شده است ! و ليستي كه پدرو ومادر مجبورند از روي آن هزينه سرسام آور كنند تقريبا براي اكثريت افراد يكسان است و با كمي بالا و پايين مي توانيد موارد زير را در خانه عروس خانوم مشاهده كنيد :
بجز مواردي معقول مثل گازو يخچال و ماشين لباس شويي مواردي شامل : ميكر ، اپرسو ساز ، پاستا پز ، مايكروفر ، ماشين ظرفشويي 12 نفره ، تلويزيون پلاسما ، لبتاپ ، قهوه ساز ، چاي ساز ، بستني ساز ، اتو بخار پرسي ، تخم مرغ آب پز كن برقي ، توستر ، بخار پز ، سبزي خرد كن ، جارو شارژي ، جارو برقي آب و خاك و….
اين ليست طولاني تر است اما ، داشتن امكانات خوب است اما ، همگام بودن با تكنولوژي خوب است اما ، اما بد نيست كه از خودمان چند سوال عادي بپرسيم قبل از اينكه دست به خريد بزنيم و خانواده مان را زير بار قسطهاي اين وسايل ببيريم !
مثلا : اين وسيله چقدر در خانه من مصرف دارد ؟
روزي چند بار قهوه مي خوريم كه بايد قهوه ساز داشته باشيم ! براي 2 نفر كه تازه زندگي را شروع كرده اند و تا مدتها مهمان نخواهند داشت ، ظرفشويي 12 نفره چه معني دارد ؟ آيا نميشود بستني را در پارك خريد و خورد و بستني ساز نخريد ؟ يا تخم مرغ را در داخل قابلمه آب پز كرد و….
قبل از اينكه مصرف كننده محض شويم ، كمي بيشتر فكر كنيم !

مردم ايران فوق العاده خلاق هستند آنقدر كه سخت ترين كارها را با راحت ترين راه حلها ساده مي كنند!!
نمونه عيني آن مسئله بنزين است !قرار بود در مصرف آن صرفه جويي شود و سهميه بندي شود و مردم از حمل و نقل عمومي استفاده كنند و ياد بگيرند كه برنامه ريزي داشته باشند تا بنزين كم نياورند و آلودگي هوا كم شود و …
اما مردم خلاق ما خيلي ساده اين معادله پيچيده را حل كردند ! كساني كه سهميه بيشتري داشتند ( مثل تاكسيها ) آن را فروختند به كساني كه مصرف بيشتري داشتند ( مثل پسرهاي جوان عاشق بالا و پايين رفتن در خيابانها ) و خودشان از گاز استفاده كردند انهم جهت دربستي بردن مسافرها و در همين راستا عده زيادي هم كارتهاي خود را به پمپ بنزين ها اهدا كردند ( يعني جا گذاشتند ) تا انها براي هر كس كه خواست با كارتهايشان بنزين بزنند و ليتري 400 تومان حساب كنند !
نتيجه 1 : هيچ ماشيني حاضر نيست كه براي مسير كوتاه ترمز كند تا سوار شوي !
نتيجه 2 : اتوبوسهاي خصوصي با 200 تومان كرايه به حمل و نقل عمومي پيوستند و از تعداد اتوبوسهاي بليطي كاسته شد !
نتيجه 3 : هيچ كدام از اهداف اين طرح محقق نشد !
مهمترين نتيجه گيري : طراحان اين طرح فراموش كردند كه با ايراني جماعت طرفند !!

چند شب پيش در يه برنامه با حضور كارشناس مجيد جلالي ، درباره بازي فردا يعني استقلال و پرسپوليس صحبت ميشد و به اصطلاح بحث كارشناسي ! ايشون معتقد بود كه اين بازي هيچ فايده اي براي فوتبال ايران ندارد و آن را بالا نمي برد و به درد نمي خورد و…
به خاطر همسرم بازيها را تماشا مي كنم و حتي گاهي دادو بيداد هم مي كنم ولي طرفدارو هوادار نيستم و ورزشهاي مورد علاقه من …. اگه تونستيد بگيد كه چه ورزشهايي رو دوست دارم ؟ ( چرا هميشه من بايد همه چيزو بگم ؟)
فوتبال و مخصوصا شهرآورداستقلال و پيروزي ، يك جنبه خيلي مهم دارد كه از ديد اين آقايان مثلا كارشناس مخفي مي مونه و اون هم اينه كه در جامعه اي مثل ايران كه بيشتر ايام سوگواريست و عزاداري و جشنها و شاديها بسيار كمرنگ و محدودند ، برگزاري بازيهاي اين چنيني و كركري خواندنها و هيجانهايش به منزله سوپاپ هاي اطمينان جامعه اند . چون در اينطور جوامع ، تنها جايي كه مي شود رفت و در آن فحش و ناسزا داد و فرياد زد و داد كشيد و كمي هم گلاويز شد و …استاديوم هاست . البته من مدافع ونداليسم و تخريب اموال عمومي و خسارت زدن به اتوبوسها نيستم ولي … حتي در اين هم فوايدي نهفته است . اگر در بازيهاي اينچنيني ، اينجور خشونت ها فروكش نكند ميدانيد كه ممكن است از كجا سر درآورد ؟
به اين شكل حداقل مي دانيد كه اين خشونتهاي خفته در چه راهي و با چه ميزان هزينه اي بيرون مي ريزد!و مي توان اميدوار بود كه تا همين حد هم باقي بماند . حالا كارهاي احمقانه اي كه قبل از اين بازيها صورت مي گيرد و مهماني دادنهاي مشترك و تقديم دسته گلها و بوسيدن ها بماند !
استادي داشتم كه مي گفت حضور بانوان موجب تلطيف فضاي استاديوم مي شود ولي به نظر من اگر روزي ورود خانمها آزاد شود آنها هم براي نوعي تخليه هيجاني به استاديوم خواهند رفت و شايد حتي محيط خشن تر هم بشود!!



آخرين نظرات