هم‌اکنون در حال مرور بایگانی دستهٔ ‘استاد’ می‌باشید.

استاد یا نامرم؟

من سعی می کنم از وقتم نهایت استفاده را بکنم و وقتی سر کلاسم اغلب حواسم را جمع می کنم و مطلب را همان موقع می گیرم و هر سوالی داشته باشم همان جا می پرسم . اما این دفعه دیدم که وقتی من سوال می پرسم ( سر درس حقوق زن) با لب ورچیدنها و اشارات بقیه مواجه می شوم که یعنی ساکت باش و بسه دیگه ؟‌

با چشمانی گشاد شده از تعجب فکر کردم که حتما چیزی که می پرسم خیلی بدیهی است و همه بلدند جز من ! با صدای بلند پرسیدم یعنی شما می دونید ؟ گفتند نه ! هیچکس نمی دانست ولی همه می خواستند که صدای من را خفه کنند . چرا ؟

بر طبق اصول خودم رفتار کردم و جواب را کامل دریافت کردم و بعد از کلاس در بررسی آن اشارتها و اینکه نمی خواستند سوالم را بپرسم متوجه شدم که از دید نیمی از خانمهای کلاس ، استاد یک نامحرم است و نیازی نیست که از نامحرم سوالاتی اینگونه پرسید !!! خدای من ! استاد نامحرم است یعنی چه ؟ استاد فقط استاد است . همین . من تا به حال نسبت به اساتیدم نگاه جنسیتی نداشتم و آنها را فقط کسانی می دیدم که معلم من هستند . از این دیدگاه به شدت تعجب کردم و خواستم از شما بپرسم که به نظر شما استاد اگر مرد باشد ، نامحرم است و در استفاده از او محدودیتهایی ایجاد خواهد شد؟

اگر ببینید که در امتحانی سخت که خیلی ها نتوانستند آنرا از سر بگذرانند و بعضی ها هم با تبانی و خواهش و تمنا و پارتی بازی و غیره نمره ای ناپلئونی گرفتند ، نمره شما شده 19/75 چه حالی میشید ؟؟؟

تازه وقتی میروی و می پرسی که غلط بیست و پنج صدمی من چی بوده می شنوی که غلطی نداشتی !!! و این نمره فقط به این خاطر به شما داده شده که استاد گرامی اعتقاد دارند که 20 مال خداست !

من هر چه فکر کردم نفهمیدم که خداوند چه زمانی امتحان داده و چه استادی ورقه او را صحیح کرده و کی نمره 20 گرفته و چطور این نمره را اختصاصی خودش کرده و در کدام شریعت دستور داده که دیگر کسی اجازه ندارد نمره 20 بدهد و …

استاد گرامی ! زمانی که تمام نمره قبولی را به کسانی که کوچکترین تلاشی در طول ترم نکرده اند می دهید و حدود 12 نمره را هبه می کنید دادن این 0/25 به کسی که خودتان می دانید که شایسته است اینقدر سخت است ؟

استاد عسگري خانقاه

دكتر اصغر عسگري خانقاه ،‌ بنيان گذار انسان شناسي زيستي در ايران، استاد دانشگاه تهران و استاد عزيز من ، ديروز در طي مراسمي كه از ايشان تقدير به عمل آمد بازنشسته شد .

شايد مراسم تقدير از يك استاد بازنشسته چيز چندان جالبي براي نوشتن نداشته باشد اما ايشان براي من تنها يك استاد نبود چرا كه اساتيد بسياري هستند كه در زندگي هر دانشجويي از كارشناسي تا دكترا مي آيند و مي روند و حتي نامشان هم در خاطر نمي ماند اما ايشان چيزي فراتر از يك استاد هستند . بيشتر براي من يك دوست هستند . دوستي كه 70 سال عمر پر فايده كرده اند و همواره دعا مي كنم كه دانش انسان شناسي از حضورشان هرگز محروم نشود . استادي كه در ميان تدريس ژنها و كروموزمها ، درس زندگي و عشق ورزي مي داد و همواره با شوخ طبعي منحصر به فرد و ادبيات خاص خودشان تو را به دنياي سخت و صقيل زيست شناسي رهنمون مي شد و دستت را مي گرفت و قدم به قدم به سمت كشف قوانين بيولوژيكي هدايت مي كرد .

زماني كه من يك دانشجوي سال اولي بودم و در حال فكر كردن به خواستگاري كه به خانه مان آمده بود ، ايشان سركلاس جمله اي گفتند كه هرگز فراموش نخواهم كرد :

با عقلت ازدواج كن تا بعد عاشق شوي و عاشق بماني !

و من اين جمله را به سان نشانه اي از غيب گرفتم و عاقلانه ازدواج كردم و تا به امروز عاشق مانده ام !

استاد عزيزم كه نماد زندگي سراسر عاشقانه ات ، همسرت ،در مراسم كنار تو بود و با افتخار تو را نگاه مي كرد و برايت كف مي زد ، لحظات سرشار از عشقي را برايت آرزومندم و …

و خدانگهدارت باد !

مهرنوش محتشمي

عصبانيت

اندر ويژگيهاي منحصر به فرد دانشگاه آزاد اسلامي همين بس كه واحد اينترنت را به عنوان واحد پيش نياز اجباري با گرفتن 93000تومان به دانشجويانش ارائه مي كند اما نصف ترم را سايت ندارد كه كلاس آنجا تشكيل شود و نصف ديگر را هم به اينترنت وصل نمي شود ! و درضمن هيچ گونه مدرك ICDL و تاييديه اي را هم مبني بر بلد بودن اينترنت قبول نمي كند !

لذا استاد محترم مجبور است كه اينترنت را فضايي درس بدهد و از دانشجويان بخواهد كه تصور كنند كه وارد محيط مجازي شده اند ! ناگفته نماند كه اين خود حسن خاص نظام آموزشي دانشگاه آزاد است چرا كه به طرزي باورنكردني باعث تقويت قواي تجسمي مي شود چون من خودم تمام دو ساعت را در حال تجسم خفه كردن مسئولين محترم دانشگاه آزاد بودم !

چهار شنبه سوري

اصلا دلم نمي خواد بيرون برم ! به هيچ وجه ! هر چند كه عاشق آتش وديدنش و كنارش بودن هستم و همچنين پاسداشت آئينهاي كهن ايراني اما نه با اين شهر ناامن ! نه با اين وضعي كه نمي داني در پس هر پيچ چه بمبي جلوي پايت منفجر مي شود و حتي نبايد كنار پنجره ها هم بنشيني چون نمي داني كه شدت انفجار ها چقدر است و اين بار براي روكم كني بچه محل ها چه بمبي را تهيه كرده اند و آيا شيشه ها دوام مي آورد و يا خرد مي شود و …

ديروز برنامه اي پخش ميشد در مذمت ترقه بازي و در آن جامعه شناسي گفت كه چهارشنبه ،‌ كلمه اي ايراني نيست بلكه اسلامي است و بعد از ورود اسلام به ايران آمده و سوري كلمه اي ايرانيست و بعد هم محقق ديگري گفت كه اين آئين هيچ ربطي به زرتشت ندارد چون زرتشتيان آتش را مقدس مي دانستند و از روي آن نمي پريدند و اين نوعي بي احترامي به آتش است !

تا جايي كه يادم است آتش در نزد زرتشتيان چند نوع دارد و مثلا آتشي كه در نزد آهنگران است با آتش معابد متفاوت است و …

فقط مي دانم كه اوايل اينقدر در نابودي اين سنتها تلاش كردند و حتي اسم چهارشنبه سوري را به چهارشنبه آخر سال تغيير دادند  كه حالا با يك فاجعه مواجه شده اند و ديگر نمي توانند همان اصل را هم حفظ كنند ! اميدوارم همه با صحت و سلامت سال را به پايان برسانيم !

براي مطالعه بيشتر در باره چهارشنبه سوري اينجا را بخوانيد و اينجا را !

پ . ن : عنوان مطلب مقاله اي از استاد الستي است كه در لينك بالا قرار داده ام كه اگر خواستيد مطالعه كنيد !

آمار بازديد

  • 826,794 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

مه 2012
ش ی د س چ پ ج
« آوریل    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.