You are currently browsing the category archive for the 'آرامش' category.

نقاش بودم اما
هنر من نقاشی نبود
هنرم نقش عشق کشیدن بر دلهای سنگی بود
ولبخند عشق را بر صورتهای یخی آوردن
و آب کردن سردیهای بی مهری های روزگار
…
نقاش بودم اما
چز نقش عشق هیچ نکشیدم تا آخر عمر
که نقش عشق
مشق زندگی بود
“مهرنوش محتشمی”
آبان ماه1388

در حرف زدن آدمها اگر دقت کنیم متوجه تکه کلامها و اصطلاحاتی که در گفتارشان بکار می برند می شویم . تکرار بیشتر اونها بعضی اوقات باعث میشه که افراد را با شنیدن آن تکه کلام بخصوص یاد کنیم .سریال شمس العماره که از شبکه دو سیما پخش میشه شخصیتی داره به نام هرمز خان که در اکثر اوضاع و احوال در پی اینه که همه چیز ختم بخیر بشه .
توی یک قسمت گفت که یه چیزی تو دلم میگه که همه چیز ختم به خیر میشه
با خودم گفتم که چقدر خوبه که همیشه یه چیزی توی دل آدم باشه که بگه همه چیز ختم به خیر میشه .
و تا میای به هم بریزی و قاطی کنی و تحملت رو از دست بدی ، بهت نهیب بزنه که همه چیز ختم به خیر میشه
وقتی داشتم می خوابیدم زیر لب می گفتم
“تا خدا هست خیالی نیست “
|
Three things in life that are never certain. سه چیز در زندگی پایدار نیستند. -Dreams رویاها -Success موفقیت ها -Fortune شانس Three things in life that,one gone never come back. سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند. -Time زمان -Words کلمات -Opportunity موقعیت Three things in life that can destroy a man/woman. سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند. -Alcohl الکل -Pride غرور -Anger عصبانیت Three things that make a man/woman سه چیز انسانها رو می سازند. -Hard work کار سخت -Sincerity صدق و صفا -Commitment تعهد Three things in life that are most valuable. سه چیز در زندگی خیلی با ارزش هستند. -Love عشق -Self-confidence اعتماد به نفس -Friends دوستان Three things in life that may never be lost. سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند. -Peace آرامش -Hope امید -Honesty صداقت |

خیلی از ما درگیر تعهداتی هستیم که در زندگی بوسیله قوانین و مقررات به ما تحمیل شده است و گاهی با لبخند و گاهی به زور آنها را تحمل می کنیم . اما این تعهدات مثل چسبی هستند که به طور موقت ما را به زندگیمان وصل می کنند اما بعد از مدتی بالاخره اثر خود را از دست خواهند داد و ما به طریقی کنده می شویم یا شرعی و قانونی از هم جدا می شویم و یا به لحاظ عاطفی از هم فاصله می گیریم و هر کدام برای خود زندگی می کنیم ولی زیر یک سقف و در یخچالهای عاطفه روزگار می گذرانیم و دلخوشیم به اینکه بچه هایمان در خانواده طلاق بزرگ نشده اند و..
اما چیزی که باید باعث شود که به زندگیمان بچسبیم ، خیلی بالاتر و برتر است . چیزی به نام عشق . عشق باید دلخوشمان کند نه تعهد قانونی و حتی شرعی . چرا که من معتقدم با فکر هم می شود خیانت کرد . اگر در زندگیت دلت قرص و محکم نباشد ، اگر مدام آزار ببینی و لطمه بخوری ، اگر احترامی را که لایقش هستی دریافت نکنی نه تنها همسر خوبی نمی شوی بلکه با اطمینان می گویم که فقط یک والد فیزیکی خواهی بود برای فرزندانت .
چسبی که باید تو را دلبسته کند با زور و اهرم قدرت و فشار محقق نمی شود . آن چسب باید به دلت بچسبد نه به بدنت ! باید دلت گرم باشد نه اینکه آنقدر از بی عاطفگی یخ بزنی که با تلنگری رها شوی و بیفتی بر زمینی سردتر ویا دستهایی آلوده تر و یا زندگیی دشوارتر و یا پرتاب شوی به گوشه ای از این کره خاکی و یا …
نمیدانم چگونه اما باید چسب زندگیمان قرص و محکم باشد و دلمان گرم وگرنه داریم ادای زندگی کردن را درمیاوریم . و برای بهترین بازیگری ها ، نه تنها جایزه اسکاری به ما نمی دهند بلکه در آخر پوچ و توخالی هم می شویم
باید چسبی باشد قرص و محکم …
چگونه اش را نمیدانم !

وقتی ببخشی ، همه را مخصوصا خودت را ، آن زمان است که احساس می کنی آرام شده ای . دیگر به خودت نمی پیچی و به خودت زخم نمی زنی . می دانی که چیزهای زیادی خارج از کنترل تو هست که نمی توانی مهارشان کنی . اصلا لذت زندگی به همین است که نتوانی و در مقابل موقعیتهای غیر منتظره قرار بگیری و هنر اینجاست که بدون قضاوت در حوادث فقط آنها را تجربه کنی و حتی با غیر متعارف ترینهایشان ، شاد هم بشوی .
وقتی خودت را مقصر هر رخدادی ندیدی ، آرامش و پس از آن شادی مهمان دلت می شود و شاید حتی توانستی که با دوستی درباره شان حرف بزنی و شادمانه بخندی به این بازیهای روزگار و مردمان عجیب و رفتارهای غریبشان !!!


آخرين نظرات