بیشتر اوقات از ابراز آرزوهایمان میترسیم..از اینکه اعلام کنیم که چه میخواهیم .چون میترسیم که به آنها نرسیم و آنوقت خجالت زده شویم ..
پس می ترسیم و هیچ نمیگوییم ونتیجه آن است که کائنات نیز هیچ تقاضایی را نمیشنود و پاسخی نیز نمیدهد و آرزوهایمان همچنان در گنجه تلمبار میشوند و زیر غبار ترسهایمان دفن میشود ..
پ.ن:یکی از بهترین آهنگهای شادمهر عقیلی به نام ترس را همراه این پست بشنوید



۱ دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
اکتبر 10, 2011 در 6:20 ب.ظ.
ایمان
من جور دیگه ای نگاه کردم،ترسیدم بگم و به آرزوهام نرسم نه به این خاطر که سرشکسته می شم،به این خاطر که اگر کائنات بشنوند یه کاری کنند که به آرزوم نرسم