شما در حال مرور بایگانی روزانهٔ فوریه 28, 2011 هستید.
خیلی وقت بود که به آرایشگاه زنونه سر نزده بودم و به خاطر عروسی خواهرم مجبور شدم که در عرض یک هفته برای مراسم مختلف چند تا از اونها رو ببینم و جالب بود که تغییرات جالبی در این محیطها اتفاق افتاده .
یکی از اونها کامپیوتری شدن فیشها بود که به اسم هرکس فیش صادر میشد و توی اون ساعت خروج از سالن رو هم قید میکرد و یکی دیگه قیمتهای سرسام آوری بود که من تا به حال تجربه نکرده بودم . البته هیچ کدوم از اینها انگیزه نوشتن این پست نبود.جالب ترین نکته برای من صندلی کوچکی بود که بیرون در هر سالن آرایشی قرار داشت و خانومی با چادر و مقنعه روی اون نشسته بود و وقتی میخواستی از در بیای بیرون به صورتت زل میزد . وقتی ورژن های متعددی از این خانومها رو جلوی در چند تا سالن دیگه هم دیدم ،نتونستم جلوی کنجکاویمو بگیرم.
رفتم و با یکیشون شروع به صحبت کردم و فهمیدم که از طرف اداره اماکن مامور هستن که جلوی در آرایشگاههای زنونه بشینن و مراقب باشن تا خانومها وقتی کارشون تموم میشه و بیرون میان ،حتما روسری سرشون باشه و نکنه به خاطر خراب شدن موهاشون چند قدمی که تا ماشین فاصله دارن رو بدون حجاب برن ! ازش پرسیدم خوب بعد که رفتن توی ماشین چی ؟ اگر اونجا در آوردن چی ؟
گفت دیگه به ما مربوط نیست .من مسئول جلوی در سالن تا خیابون هستم !
از چند سال پیش که دوره های کارآفرینی رو گذروندم همیشه یه جایی از ذهنم به اتفاقها به شکل طرحهای اشتغال زایی نگاه میکنه ..با خودم گفتم اگر اوضاع همینطور پیش بره میشه یه طرح بزرگ کارافرینی داد بر این مبنا که برای هر زن یک مامور تعریف بشه تا همیشه و در همه محیطهای عمومی همراهش باشه و مراقب حفظ حجاب اون باشه ..به این شکل فکر میکنم درصد بزرگی از جمعیت بیکاران صاحب شغل بشن که البته این شغل هم خیر دنیا رو براشون داره و هم اجر اخروی !!!


آخرين نظرات