
زیاد هم عجیب نیست اگر یک لحظه از خواب بپرم و ببینم که همه چیز را خواب دیده ام .شاید حتی دیدن اینهمه اتفاقات در خواب ، منطقی تر از پذیرش آنها در بیداری باشد .شاید دستی بر روی پیشانی ام بکشم و نفسم را با صدایی بلند بیرون بدهم .
احساس خفگی کنم و کمی لای پنجره را باز بگذارم. آنگاه دوباره ملافه را روی خودم بکشم و چشمهایم راببندم و با خیالی آسوده به رویای عاشق شدنم در نیمه تابستان فکر کنم ..
آنوقت خیالم راحت بود از اینکه تنها خودم میدانم که عاشق شده ام و نه هیچ کس دیگر …
آنوقت دیگر از مزه کردن شیرینی این رویا نمی ترسیدم ..و هی مرور میکردم و مرور میکردم و در شیرین ترین رویای زندگی ام غرق میشدم …


3 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
سپتامبر 30, 2010 در 7:10 ق.ظ.
ناشناس
salam , kheili kheili khoshhalam ke dobare web loge morede alagheye mano update mikonid
rastesh nemidonam chi shode ke postaye jadidetom hich kodom axash baz nemishe !!!
moshkel az systeme man nistaa…
ghorbane u , montazere har roze neveshtehaton .
سلام دوست عزیزم
از لطفت متشکرم . درباره عکسها فکر کنم که با انتی فیل*تر بتونی ببینی. اگر نشد لطفا حتما به من خبر بده .ممنونم
سپتامبر 30, 2010 در 7:40 ق.ظ.
مهراوه
سلام
خیلی خیلی خوشحال شدم وقتی آپ وبلاگتون رو دیدم
و دوباره نوشتن رو شروع کردید
با بهترین آرزوها و شادیها(:
سلام مهراوه عزیزم
مرسی از لطفت عزیزم
همیشه شاد باشی
اکتبر 1, 2010 در 2:44 ب.ظ.
ناصر رافت
سلام دوست خوب من
عشق موهبتیست خدائی وخوشا به آن دلی که از این هدیه خداوند برای دوست داشتن دیگران ومهربان بودن استفاده میکند.
فصل عاشق شدنت یار مبارک بادا.
همیشه عاشق باشی ومهربان
درود برشما ! امیدوارم عشق همواره در زندگیتان جاری باشد