تموم شد
سه سال نوشتن توی وبلاگی که عاشقانه دوسش داشتم ، تموم شد .
اینجا ، من زندگی کردم هرچند که از ترس فیلتر شدن، خیلی از حرفامو نزدم و به خاطر رعایت خیلی چیزها، بارها و بارها خودمو سانسور کردم و همیشه با اه و حسرت به نوشته هایی که هرگز جرات پابلیش اونها رو نکردم ، نگاه کردم . اما با همه اینها عاشقانه دوسش داشتم و جزء مهمی از زندگی من بود .
وقتی دیدم که کل وردپرس فیلتر شده ، احساس کردم که عده ای ریختن توی حیاطمو شروع کردن به تخته کوبیدن روی همه درها و پنجره ها و حتی درزها! و اونقدر دقیق اینکارو می کنن که امکان هیچ نفسی باقی نمونه . احساس خفگی دارم . می دونم که هرروز دلم برای همه اونهایی که منو می خوندن تنگ میشه . دلم برای نوشتن تنگ میشه . دلم برای همه عکسهایی که می خواستم برای نشون دادن احساساتم در نوشته هام بذارم تنگ میشه . می دونم که اونقدر دلم تنگ میشه که دیگه هیچی ازش نمی مونه …
شاید بگید خوب مثل خیلی ها که فیلتر شدن اما می نویسن ، تو هم بنویس و یا اینکه اینروزا دیگه همه فیلتر شکن دارن و …
اما موضو ع این چیزا نیست . موضوع از بین رفتن یک حسه! داستانه له شدن زیر آواریه که هیج گناهی در فروریختنش نداری اما میریزه روت! قصه خسته شدن از فشارهاییه که حق تو نیست اما مجبور به تحملش هستی ..
داستان ، داستان تموم شدن ذهن خاکستریه با همه خوبیها و بدیهاش!
قصدم از نوشتن این پست این بود که بگم این وبلاگ دیگه به روز نمیشه !
خداحافظ



22 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
ژوئن 16, 2010 در 12:32 ب.ظ.
خوابگرد
بدترین واکنش ممکن. متأسفام.
ژوئن 16, 2010 در 12:56 ب.ظ.
kamal
اونا هم همین رو می خوان. ننوشتن راه چاره نیست
ژوئن 17, 2010 در 9:34 ق.ظ.
mariam from iran
دردت چیز دیگه ست.. فیلترینگ بهانه شد
ژوئن 20, 2010 در 4:08 ب.ظ.
رضا.ب
حیف که دیگر نمینویسی. بهنظرم این تصمیم میتوانست جور دیگری- که بهتر باشد- گرفته شود. و این کار بهمعنای تسلیم در جلوی یکمشت قشون بیمنطق و کمدان است. در هر روی من که شمارو همیشه دنبال میکردم. و اصلا لایکام روی کمتر پستی از شماست که نخورده باشد. و این یعنی اینجا و نوشتههای شما بابمیل من بوده و خیلی دوستشان داشتم – که کمتر وبلاگنویسی اینطوری هست برام-. خداحافظ رویای خاکستری – و قبلا ذهن خاکستری- که ذهن را به سفیدی ابر در اوج آسمانها رنگ میزند و بر بوم نقاشیم رنگ بیرنگی میپاشد. ایام بهکام.
ژوئن 23, 2010 در 9:33 ق.ظ.
پونی
فیلتر نیست بنویس
ژوئیه 12, 2010 در 2:32 ب.ظ.
ناشناس
ای مرد تنها که درغوس زمین بی یار نشسته ام منتظر ای عشق ناز هستم .arsh .
ژوئن 24, 2010 در 10:58 ق.ظ.
محمد
another idea …
اتفاقاً چقدر خوب شد که این سایت فیلتر شد ( البته الان که من دارم می نویسم که خبری از فیلتر نیست ) چرا … چون باعث شد که من ازین به بعد به قول خودم لوله کشی این شهدی که ایشون می نویسن رو انجام بدم … به زودی … امیدوارم ..
ژوئن 25, 2010 در 4:37 ب.ظ.
nima_ara
می دونم باز برمی گردید
توی همین بلاگ
مگه اینکه بخواید لجبازی کنید
تاسلامی نه خیلی دور,خداحافظ
خداحافظ
ژوئن 26, 2010 در 4:38 ب.ظ.
مهدي جهانديده
تقصير تكثير بود
در هر شرايطي دنيا مي چرخد
چه وقت خواب بلند مورچه ها
چه فصل ني و چوگان
……………….
خواندن اينكه نمي خواهيد و.ب تان را به روز كنيد چندان كلمات خوشايندي برايم نبود.
برايتان آروزي موفقيت دارم. هر كجا كه باشيد و هر جه كه بنويسيد.
شاد باشيد و پيروز و خندان
ژوئن 28, 2010 در 9:47 ب.ظ.
amin
هر روز سر میزدم به وبلاگت
عاشق عکس ها و مطالبت بودم
آرامم می کرد
حیف که این تصمیم رو گرفتی
ولی نا امیدم نکن…
…..
ژوئن 30, 2010 در 7:32 ق.ظ.
Nimche Journalist
?Che Zood Kam Avordi Rafig
ژوئیه 1, 2010 در 1:04 ب.ظ.
من"منم
mehrnooosh!!!!!!fekr mikardam az oon sarsakhtashy ama yeho yadam oftad baba inam iranye dige va kenar keshidan moghe zoor shenidan too khoonesh»vaghean naomiidam kardi
ژوئیه 2, 2010 در 2:25 ب.ظ.
بابک
ای بابا ما این وبلاگ رو از طریق فید دنبال می کردیم خاطره ها داشتیم باهاش…
ژوئیه 4, 2010 در 10:02 ق.ظ.
پونی
سه سال نوشتن توی وبلاگی که عاشقانه دوسش داشتم ، تموم شد .!!!!!!!!!!!!!!
میگن آدما با دست خودشون عشقشونو میکشن باورم نمیشد اما الان با چشم خودم دیدم و البته معنی و مفهوم عمیق واژه عشق رو هم کاملا متوجه شدم که با یه روز فیلترینگ اشتباه زود عاشق ما جا میزنه و میره سراغ یه عشق دیگه
عشقهایى كز پى رنگى بود
عشق نبوَد عاقبت ننگى بود
ژوئیه 11, 2010 در 2:44 ب.ظ.
محمد جعفر
درسته که فیلتر وردپرس باز شده ولی من اگر جای تو بودم با این مطلبی که نوشتی حد اقل تو این وبلاگ دوباره نمینوشتم.
مثلا توی
grayidea2
graymind
grayhead!!!!
graylife
graylove:zzz
:d
ژوئیه 12, 2010 در 1:06 ب.ظ.
سلام
برو .. تو هم برو . بقول دوستان اینو می گن ضعف که کم بیاری. سعی کن دفعه دیگه که خواستی یه قایق بسازی بیای تو دریا, دریانوردی یادداشته باشی یا حداقل جراتشو داشته باشی رفیق. غواص اگر اندیشه کند کام نهنگ/ هرگز نکند در گرانمایه به چنگ.
ژوئیه 15, 2010 در 7:33 ق.ظ.
پایان یک سایت… « نوشته های گاه و بی گاه raindigital
[...] خدا حافظ عشقم [...]
ژوئیه 19, 2010 در 7:36 ب.ظ.
m.s
به این میگن جا زدن . به این میگن شکست خوردن . و بدتر از همه باور کردن جا زدن و شکست خوردن .
دلم براتون تنگ میشه و جالبِ که من هشت روزه که وبلاگ نویسی میکنم.
اگه برگردین عاشقانه ترین شعرم و تقدیم برگشتنتون می کنم . ای کسی که اصلا ندیدمش . اما برگرد .
اوت 2, 2010 در 4:13 ب.ظ.
hoseini
بابا طرفددار داري مطمئن بااش بي خيال
اوت 9, 2010 در 5:03 ب.ظ.
فردین
اگه بخوای ننویسی کی دیگه برا ما جمله قشنگ بگه .پس مهرنوش جان بنویس چون تو خیلی بزرگتر از اونی که شکست بخوری.بنویس
اوت 14, 2010 در 5:06 ب.ظ.
خنکای شب
نمی دونی چقدر…چقدر…جای نوسته هات بین معدود وب لاگهایی که مرتب سر می زدم خالیه…….
کاش بازم می نوشتی…….. دلم برات تنگ شده
اوت 18, 2010 در 2:54 ب.ظ.
.
همتون لجبازین