گاهی وقتا یه شعر رو سالها می خونی یا در موقعیتهای مختلف می شنوی . دوستش داری ولی احساس خاصی را به تو منتقل نمیکند .

ولی بعد از اتفاقهای بسیار و سپری شدن ایام,روزی میشنوی که داری زیر لب همان قطعه را می خوانی و بعد محو این میشوی که چقدر این شعر زبان حال توست و انگار اصلا برای تو سروده شده است .همه احساسی که این روزها دارم را سهراب سالها پیش سروده است :

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد ...