ایستادن ماشین عروس پشت چراغ قرمز اغلب باعث سرگرم شدن ماشینهای کناری میشه چون سوژه خوبیه برای وقتی که مجبوری بایستی ! ماشین کنار دستم عروس و داماد بودن و هردو بسیار جوان و زیبا ! تا اینکه داماد بعد از چند لحظه سردرگمیو بلاتکلیفی از من آدرس خیابانی را پرسید .وقتی جوابشو دادم انگار که رودرواسی را کنار بگذارد گفت :
«ببین می خوام برسم سالن …بلدی ؟»
نتونستم نخندم ! گفت چرا می خندی ؟ گفتم آخه حداقل خودت یه بار می رفتی سالن عروسیتو می دیدی!
خودش هم خندید و واسم جالب بود که عروس خانوم هم با لبخندی در نهایت آرامش ما رو همراهی می کرد !
گفتم : «پشت سر من بیا ! تا تالار همراهیت می کنم که گم نشی ! آخه باحال ترین دامادی هستی که توی زندگیم دیدم! «



4 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
آوریل 29, 2010 در 10:23 ق.ظ.
Eric Calabros
اینم دیگه زیادی خونسرد بوده
آوریل 29, 2010 در 10:18 ب.ظ.
پونی
چه ریلکس
مه 1, 2010 در 7:23 ق.ظ.
ناشناس
باباحالاچه عجلیه ؟!
مه 18, 2010 در 2:14 ق.ظ.
مهران
احتمالا اينقدر خرج عروس كرده آدرس تالار هم يادش رفته. ا لا هي