گاهی وقتا یه چیزایی گوشه ذهنمون گیر می کنه …مهم نیست که چقدر بزرگ باشه یا  کوچیک …مهم اینه که گیر می کنه …گاهی وقتا ممکنه فقط صرفا یک کنجکاوی باشه و یا امتحان کردن یک رستوران تازه و یا پوشیدن لباسی که تا حالا تست نکردی و یا هر چیز دیگه ای …

مهم اینه که اگر می تونیم ؛ تجربه اش کنیم و اگر نمی تونیم باید از شرش خلاص بشیم .

شاید نوروز و خونه تکونی و اونهمه تغییرات در قبل از سال نو ، بیشتر به خاطر رهایی از شر این احوالات باشه و وسوسه ها و پلشتیهایی که توی زیر وزبر روحمون گیر کرده .

چون خلاصی از شر اینها مسلما مهمتر از آلودگیهای محیطیه !

خونه تکونی امسال من از همیشه خیلی اساسی تر بود و بنیادین!

خیلی چیزا بود که دورشون ریختم

حس اینو داشتم که بالای یک گودال عمیق ایستادم و دارم روحمو تکون می دم  تا هر چی که بیهوده به خودم چسبوندم و مال خودم نیست ، بریزه توش !

حس خوبیه وقتی سبک میشی ! وقتی بیخودی وزنه هایی رو به دنبالت نمیکشی …

وقتی آزادی رو حس می کنی و سرخوش بودن را سَر میکشی!

این نوروز واقعیه:

رها شدن:)