شما در حال مرور بایگانی ماهانه‌ی فوریه 2010 هستید.

قبل از آمدنت دلشوره لطیفی هی دلم را بالا و پایین می کند

انگار گرمم می شود  و خونی سرخ به گونه هایم می دود

خیس و تبدار به انتظارت می مانم

گاهی پر پر می زنم تا بیایی

سخت است تحمل این لحظات اما وقتی که می آیی

انگار دنیایی از قاصدک دورم می چرخد و بی اجازه بر تنم بوسه می زند

انگار رنگین کمانی از کنار پنجره ای که آمدنت را نشان می دهد ، قد می کشد تا بالای ابرها

انگار درختهای سرمازده زمستانی ، پر از شکوفه می شوند

انگار به جای آسفالت سیاه خیابان ، سبزه می روید

انگار لباسهایم فرو میریزد از تنم و عریان میآویزم به باد سبکسری هایم

و حس می کنم که تو خود خودشی

همانکه می شود در کنارش آرام گرفت و در گرمای صدایش گم شد

و زیر آتش نگاهش ذوب شد و بیخود از خود ،

همه زندگی رادر چشمان او دید

همه زندگی را

و همه خاطراتی را که با هم نداشتیم…

مهم نیست که کی باشه

مهم نیست که کجای زندگی من باشه

وقتی که می شنوم که میرن

دلم میگیره

مثل مادری که بچه هاش ترکش میکنن

حس درختی رو دارم  که میوه های نورسش با سرمای بی رحمی ، قبل از رسیدن یخ می زنن

حس خاکی که داره ترک می خوره و تیکه تیکه میشه

وقلبی که با رفتن هر معشوقه ای ، پاره پاره میشه

هر پاره ای در گوشه ای

هر پاره ای در غربتی

88/11/8

با من حرف بزن

ای دیر آمده زود آشنا

با من که سرشار از تو بودنم

با من که هیچ وقت انگار نبود که با تو نباشم

بودند لحظه هایی که از تو دور بودم

اما بی تو نبودم

اینجا هوا برای تنفس کم است و شاید هرگز نشد که با تو بود

یادت هست اولین بار که به من گفتی دلت هستم ؟

حالا به دل دل هزار ساله مبتلا شدم

یادت هست دلم در گلویم می تپید ؟

حالا بغض نبودنت گلویم را فشار می دهد

تو رفتی و دستان من هیچ وقت گرم نشد

من ماندم و سرنوشتی که بی تو شد

و تمام حجم دلم از نبودن تو پراست

کاش دوباره کودک میشدم

عشق کودکانه بی بهانه ای با تو داشتم

تو نیستی ،و حالا هنوز لحظه هایم بوی عاشقانگی می دهد

عاشقانه ها یت را دوست  میداشتم

همه آن زمزمه ها ی پنهانی ” دوستت دارم ” را

که زیر گوشم می خواندی و می خواندی و من غرق می شدم در طنین دلنشین صدایت

به لبهای من خیره میشدی

در حسرت شنیدن یک عاشقانه از من بودی

می دانستی قادر نیستم دلم را برایت هویدا کنم

کوچه به کوچه و خانه به خانه ، دنبال دل گمشده من  می گشتی

اما اثری از دل من نبود

دل من گمشده بود میان دستهای بزرگ تو

آب شده  بود در نگاه مهربان تو

و سوخته بود در حسرت داشتن نگاه همیشه عاشق تو

و تو دلم بودی

و من برای تو بود که می سرودم

کجایی گلم ؟ دلم ؟ عشق بی عاشق من ؟

مهرنوش

1388-12-1

“زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب

درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن

یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روز ام در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم

گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد. وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی می کرد. و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: ((عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.)) بعداً همان شب، رفتم که بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت:

((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!))

زندگی مملو از چیزهای ناقص… و افراد دارای کاستی هست. من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها رادرست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر و انتخاب جشن گرفتن تفاوت های یکدیگر یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد.

و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آن ها را به خدا واگذار کنی.

چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.

در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر-همسر یا والدین-فرزند یا برادر-خواهر یا دوستی! و پایه آن

مشارکت، مراقبت،احترام و مسئولیت پذیری ست.

SCRR=

Sharing

Caring

Respect

and Responsibility

((کلید دستیابی به شادی تان را در جیب کسی دیگر نگذارید- آن را پیش خودتان نگهدارید.))

منبع:ایمیل


در کنار تو،بودنم رنگ دیگری دارد

در کنار تو قلبم آرام میگیرد و فقط میان بازوان توست که دمی می آسایم

تو معنی زندگیم را جلایی تازه دادی و در من دمیدی تا به حرکت در آیم و تا شاهد رقص و پایکوبی ام نشدی لحظه ای از حمایتم دست بر نداشتی

تو گوهر عشق را در دلم پروراندی و به من یاد دادی که خودم را دوست بدارم تا بتوانم دیگران را هم دوست داشته باشم

همسرم!

ترانه پر مهر زندگیم

ببین چه پرشور شیفته ات شدم و چه عاشقانه می خوانمت

دیگر حریمی در میان نیست چون تو حرمت زندگیم هستی و بهانه بودنم

روزگاریست که در کنار هم دل سپرده ایم و چون دلدادگان روزگار می گذرانیم

دلت همیشه روشن از عشق و امید و ایمان باد

سالگرد ازدواجمان مبارک

مهرنوش

88-11-26

آمار بازديد

  • 825,496 بار

هرگونه استفاده ازمطالب این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است .

دسته بندي ها

anthropology anthropology in iran best pix child mehrnoosh mohtashami mohtashami photo picture pix secret sms آئين همسرداري آرامش آرايش آرزو آسيب اجتماعي آسيبهاي جنگ احساس احساس بد احساس خوب ادبيات ارزش وقت ارواح سرگردان استاد استاد دانشگاه استرس استقلال اشتغال اشعار مهرنوش محتشمی اشك اشکها و لبخندها اضطراب اعتراض اعتقادات اعتماد به نفس امنيت امنيت اجتماعي انتخاب همسر اندوه انرژي انرژي سنگها انسان انسان شناسي انسان شناسي زيستي باران باستان باورها برف بغض بهداشت روانی بی قراری تبعيض طبقاتي تجربه تخصص تربیت اجتماعی ترس تست تست روانشناسي تغذيه تغيير تفاوت تفاوت مردان و زنان تفكر تقصير تلخ تلخ و زخمی تلويزيون تنها در اوج تنهایی تنهایی دلپذیر تو قلبت کی عزیزتر شده از من تولد توهم توهم عاشقی جادو جامعه جامعه وردپرس ايراني جراحي پلاستيك حباب خاطرات خاطرات شیرین خاطرات مهرنوش محتشمي خاطراتی که با هم نداشتیم خاطره خاكستري خانم محتشمي خانواده خانواده موفق خرافات خستگي خلاقيت خواب داستان داستانهاي باور نكردني داستانهای حقیقی داستان کوتاه دردودل درست زندگی کردن درمان روحی دروغ دكوراسيون دلبستن دلتنگی دل شکستن دلنوشته دلنوشته ها دلواپسی دنياي مجازي دنياي مدرن دوستان خاص دوستان خوب دوستت دارم دوست خوب ذهن خاكستري ذهن خاکستری راز راز عشق رسانه رهايي رهایی روابط اجتماعی روابط انسانی روابط مشترک روانشناسي روانشناسی مدرن روح آسیب دیده روح انسانی روزمره گي روزمرگی روزی سبز خواهم شد رويا رویا رژيم رژيم غذايي زمستان زنان زن درادبيات زن در دنياي مدرن زندگي زندگي در ايران زندگي سالم زندگی زندگی با عشق زندگی خوب زندگی مدرن زن و شوهر زيبايي زیبایی سريال سری عکسهای ذهن خاکستری سری عکسهای مهرنوش محتشمی سفر سكوت سلامت روانی سلامت روحی سلبريتي سنگ شب شخصي شخصيت شروعی تازه شعر شعر باران شعر سپید شعر مهرنوش محتشمي شعرمهرنوش محتشمی شعر مهرنوش محتشمی شعر نو شعرنو شعرهای نفرینی شعرواره شعرواره ها شعرو داستان شوهر شيراز شکوه عشق صلح طاقت طبقات اجتماعي طراحي شهري طلاق طلاق توافقي طنز عادت می کنیم عاشقانه عاشقانه آرام عاشقانه ها عاشقانه های بیخودی عاشقی عزیزم به من شلیک کرد عشق عشق است عکاسی عشق بی بهانه عشق در هر نگاه عشق مجازی عشق ورزی عصیان عقايد عكس علمي عمومي عکاس آماتور عکاسی عکس عکس خاص عکس زیبا عکس نوشته عکس نوشته ها عکسهای خاص عکسهای دیدنی عکسهای ذهن خاکستری عکسهای زیبا عکسهای مهرنوش محتشمی عکس هنری عکس و لبخند عکس و متن عکس پرتره غار تنهايي غبار روح غفلت غم فاصله اجتماعي فتوشاپ فرهنگ عامه فشار فشار بیخودی فشار تحمیلی فشار روحی فشار زندگی فشارهای بی خودی فصل امتحانات فنگ شويي فوري فيلم قبر قبرستان قدرت قلب پاك كابوس كارشناسي ارشد كودكان لذت عاشق بودن مادر مترو محتشمي محتشمی مردم شناسي مردم شناسی مردن مرگ مرگ ناگهانی مسائل اجتماعي ايران مسافرت مشاهدات مشاهدات مردم شناسی مشاور مشاوره مشاوره خانوادگی مشاوره شغلي مشاوره فوری مشكلات مشكلات معلولان معلوليت منتظرت خواهم ماند مهارتهای زندگی مهرنوش مهرنوش محتشمي مهرنوش محتشمی موبايل نشانه شناسي قبرها نفرت نقد نوستالژی نکته های زندگی نگاه تازه نگاه خاص نگاهی دیگر همسر همسر گزيني هنر زندگی هنر چيدمان هويت وبلاگ مهرنوش محتشمی پاييز پاییز زیبا پرتره پرنده پرواز روح پنجره پنجره روح چرا چشمهایش کتاب مهرنوش محتشمی گردشگري گريه گمشده گمشدگان گمشدگان بی خبر گناه گورستان

 

فوریه 2010
ش ی د س چ پ ج
« ژانویه   مارچ »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728  
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.