مگر می شود اینهمه منتظرت باشم و نیایی ؟ شماره یک
نوامبر 15, 2009 in احساس, اضطراب, تفكر, جامعه, ذهن خاكستري, روابط انسانی, روانشناسی مدرن, روزی خواهد آمد, رویا, زندگي, زندگي در ايران, سری عکسهای ذهن خاکستری, سری عکسهای مهرنوش محتشمی, شعر مهرنوش محتشمی, عاشقانه ها, عاشقی, عشق است عکاسی, عكس, عكسهاي قديمي, عکس خاص, عکس زیبا, عکس نوشته, عکس و متن, عکس پرتره, عکسهای دیدنی, عکسهای زیبا, عکسهای مهرنوش محتشمی, فشار تحمیلی, فشار روحی, مهرنوش محتشمي



4 comments
Comments feed for this article
نوامبر 15, 2009 در 5:20 ب.ظ
gilda
سلام مهرنوش جانم. کمی انتظار باید. می رسد از راه
نوامبر 15, 2009 در 5:51 ب.ظ
gilda
خویم مهرنوش عزیزم. خوبم.از نظر جسمی خوبم. بزرگترین درد من دلتنگی ست و فاصله. که امیدوارم هر چه زودتر دردم دوا شود:دی
دانشجو هستم و دور از خانه. این موضوع خیلی اذیتم می کند. سال اخر را تحمل باید:دی
مرسی مهرنوش بابت محبتت
نوامبر 15, 2009 در 10:02 ب.ظ
pony
اين دخترا عجببيكار هستند
نوامبر 16, 2009 در 8:00 ق.ظ
nima_ara
دردفراقي كشيده ام كه مپرس.