
نقاش بودم اما
هنر من نقاشی نبود
هنرم نقش عشق کشیدن بر دلهای سنگی بود
ولبخند عشق را بر صورتهای یخی آوردن
و آب کردن سردیهای بی مهری های روزگار
…
نقاش بودم اما
چز نقش عشق هیچ نکشیدم تا آخر عمر
که نقش عشق
مشق زندگی بود
“مهرنوش محتشمی”
آبان ماه1388
دست نوشته ها ، دلمشغوليها و يادداشتهاي شخصي مهرنوش محتشمي
نوامبر 12, 2009 in mehrnoosh mohtashami, mohtashami, photo, picture, pix, آرامش, احساس, اشعار مهرنوش محتشمی, اشکها و لبخندها, اضطراب, به امید صلح, تفكر, تنهایی دلپذیر, جامعه, خاطرات شیرین, خوش بینی, درست زندگی کردن, درمان روحی, دلنوشته, دلنوشته ها, ذهن خاكستري, راز, راز عشق, روح انسانی, روزنوشت, روزی سبز خواهم شد, زندگي, زندگي در ايران, زندگی با عشق, سری عکسهای ذهن خاکستری, سری عکسهای مهرنوش محتشمی, سلامت روان, شروعی تازه, شعر سپید, شعر مهرنوش محتشمی, شعر نو, شعرواره, عاشقانه, عكس, عمومي, محتشمی, مهارتهای زندگی, مهرنوش, مهرنوش محتشمي, مهرنوش محتشمی, نگاه تازه, نگاه خاص, نگاهی دیگر, هنر زندگی, پرواز روح, چسبی برای زندگی, چسبی به نام عشق

نقاش بودم اما
هنر من نقاشی نبود
هنرم نقش عشق کشیدن بر دلهای سنگی بود
ولبخند عشق را بر صورتهای یخی آوردن
و آب کردن سردیهای بی مهری های روزگار
…
نقاش بودم اما
چز نقش عشق هیچ نکشیدم تا آخر عمر
که نقش عشق
مشق زندگی بود
“مهرنوش محتشمی”
آبان ماه1388
| احمد در تايم تبديل به فا-حشه شدن در اي… | |
| پونی در لذت عاشق بودن… شماره… | |
| سجاد (خلخال ) در عكسهايي خاطره انگيز از گوگوش… | |
| nima_ara در لذت عاشق بودن… شماره… | |
| نعمت الله كاظمي فرام… در لذت عاشق بودن… شماره… | |
| من منم در من روبات نیستم ! | |
| nima_ara در من روبات نیستم ! | |
| پونی در من روبات نیستم ! | |
| nushin در من روبات نیستم ! | |
| sina در دوستم داشته باش | |
| ناصر رافت در تو قلبت کی عزیزتر شده از من ؟… | |
| من منم در تو قلبت کی عزیزتر شده از من ؟… | |
| تورج ناخدا در تو قلبت کی عزیزتر شده از من ؟… | |
| nima_ara در تو قلبت کی عزیزتر شده از من ؟… | |
| یه غـــریبه در از وقتی رفتی |

8 comments
Comments feed for this article
نوامبر 12, 2009 در ساعت 11:12 ق.ظ
بهانه ها
سلام
خیلی وقتها نوشته ها و تصاویری که میذاری منو به فکر میبره… شخصیتت برام خیلی جالبه.
ممنون میشم بهم سر بزنی.
نوامبر 12, 2009 در ساعت 11:30 ق.ظ
mari
سلام
مثل همه شعرات عالی و پراحساس
ممنونم از محبتت عزیزم
نوامبر 12, 2009 در ساعت 12:31 ب.ظ
mari
لطفا جواب کامنتای قبلیمو بدید
ممنون
نوامبر 12, 2009 در ساعت 4:35 ب.ظ
تورج عاطف
صحنه ذهن کبوتر آبیست
خواب گل مهتابیست
ای نهایت در تو
ابدیت در تو
ای همیشه با من تا هميشه بودن
باز کن پنجره را تا که گل باز شود
قصه زندگی اغاز شود
تا که از پنجره چشمانت عشق آغاز شود
تا دلم باز شود
تا دلم باز شود
نوامبر 12, 2009 در ساعت 8:10 ب.ظ
nima_ara
چه مشق خوبی
نوامبر 12, 2009 در ساعت 10:41 ب.ظ
ناصر رافت
سلام
واما بعد:اون دلی که مهربونه وعاشق پرست بیشتر میشکنه.پس تو که نقش عشق میزنی نقشت را بر آن دلی بزن که دل شکن نباشه وقدر این احساس وبه قول خودت نقاشی قشنگ رو بدونه.
نوامبر 13, 2009 در ساعت 11:05 ق.ظ
پونی
می دانم که چنین است ….
خدا یار و یاورت خواهر
نوامبر 15, 2009 در ساعت 10:23 ق.ظ
شاه خاموش
مشق، دفتر مشق، مشق زندگی، مشق عشق
یادته معلم مشقامون رو خط می زد
همیشه کج و کوله مینوشتم که وقتی معلم خط میزنه روی مشقام ناراحت نشم