
دستت را به من بده
در انتهای شب تاریک
کورسوی امید دلم را گرم می کند
اگر تو باشی
در انتهای کوچه تاریک
دست نوشته ها ، دلمشغوليها و يادداشتهاي شخصي مهرنوش محتشمي
نوامبر 8, 2009 in احساس, اضطراب, تفكر, جامعه, دلنوشته, ذهن خاكستري, زندگي, زندگي در ايران, شعرواره, عكس, عمومي, محتشمی, مهرنوش, مهرنوش محتشمي

دستت را به من بده
در انتهای شب تاریک
کورسوی امید دلم را گرم می کند
اگر تو باشی
در انتهای کوچه تاریک
| نیمه پنهان من در فرشته ای دیگر | |
| پونی در فرشته ای دیگر | |
| شاپرک در فرشته ای دیگر | |
| پونی در فرشته ای دیگر | |
| نيمچه روزنامه نگار در فرشته ای دیگر | |
| من منم در فرشته ای دیگر | |
| ناصر رافت در پسرک | |
| ناصر رافت در لذت عاشق بودن… شماره… | |
| nima_ara در فرشته ای دیگر | |
| تورج عاطف در پسرک | |
| یاسمن در فرشته ای دیگر | |
| ناصر رافت در فرشته ای دیگر | |
| نيمچه روزنامه نگار در فرشته ای دیگر | |
| Anonymous در تايم تبديل به فا-حشه شدن در اي… | |
| فرشته ای دیگر … در فرشته های بین راهی |

5 comments
Comments feed for this article
نوامبر 8, 2009 روی 1:30 ب.ظ
پونی
خوبه باز یکی تو این بلاگستان از روشنی و امید مینویسه ….
نوامبر 8, 2009 روی 5:26 ب.ظ
nima_ara
امیدوارباش
نوامبر 9, 2009 روی 7:38 ب.ظ
تورج ناخدا
و من در ميان شب هيچگاه با يادش تاريكي را حس نكردم و همه جا رويايم به همراهم بود حتي در قلب شهر ممنوعه بايد ها و نبايد ها
نوامبر 10, 2009 روی 10:06 ق.ظ
topofbest
سلام .
کوتاه ولی خیلی زیبا و مفید .
مرسی
راستی چرا دیگه به من سر نمیزنی ؟؟؟
قبلنا سری میزدی و نظری میدادی ؟!!
به امید دیدار .
سلام باشی
نوامبر 10, 2009 روی 10:18 ب.ظ
ناصر رافت
سلام
خیلی خوب بود.
کوتاهی مطالب نشان از بی حوصلگیست.امیدوارم هرچه زودتر کارت تموم بشه ومثل قبل سر حال باشی.