بازی قدرت

لازم نیست کارشناس فوتبال باشی یا هوادار تیم خاصی که متوجه بعضی کارها بشی و یا از بعضیهاشون برنجی .

دیروز تو بازی تیم استیل آذین و پرسپولیس ، وقتی که تیم استیل آذین گل زد ، زننده گل به طرف حمید استیلی مربی تیم رفت و او را با شوق در آغوش کشید ولی او حتی لبخند هم نزد . البته گزارشگر بازی یعنی عادل فردوسی پور گفت که نمی خنده ولی درونش غوغاست ! شاید می خواست بگه که از اینکه به تیمی گل زده که خودشو متعلق به اون می دونه خوشحال نیست ولی تکلیف کسانی که هوادار استیل آذین هستند و بازیکنان این تیم که دلشون واسه تیمشون می تپه چیه ؟

مشاهدات میدانی من به اینجا ختم نشد چون لحظات آخر بازی یک نمایش قدرت کامل بود . وقتی مسعود مرادی با وجود تموم شدن وقت قانونی بازی سوت پایان را نزد و واستپ سینه علی کریمی را در یک اقدام ناباورانه ، هند اعلام کرد و بعد او را اخراج کرد و باعث شد یک بازی تموم شده توی ثانیه های آخر چنان به خشونت آمیخته بشه که شیث رضایی که همیشه خودش محور درگیری ها و حاشیه هاست بشه میدون دار و سعی کنه که کسی داور رو نزنه و کتک کاری پیش نیاد! بعد هم علی کریمی موقع خروج از بازی پیرهن تیمی رو که براش بازی می کنه و قرارداد داره با حالتی بسیار زشت و زننده دربیاره و به پشت سرش پرت کنه و زیر اون پیراهن تیم پرسپولیس  را پوشیده باشه که نمی دونم با این کاری چی رو به کی نشون بده !

من فقط بی ادبی و بی حرمتی دیدم و اگر جزو  مسئولان استیل آذین بودم بلافاصله علی کریمی و حمید استیلی رو اخراج می کردم ! بازم می گم فوتبالی نیستم ولی فکر کنم بدیهی ترین و ابتدائی ترین اصل بودن در یک تیم حرمت گذاشتن به اون تیمه و این رفتارها سرشار بود از توهین و تحقیر استیل اذین !