
چيزهايي هست که دوستشان دارم در نهايت سادگي
مثل صندلی لهستانی رنگ و رو رفته ام که از یک سمساری خریدم و همیشه فکر می کنم که قبل از من چه آدمهایی پشت آن نشسته اند و وقتی فنجان قهوه سیاهم را با شکر فراوان شیرین می کنم ،تصویر هایی جلوی چشمم رژه می روند …
چیزهایی هست که قلبم را به درد می آورد
مثل پیرزن تنهای همسایه که وقتی می خواهد کلیدش را در قفل بیاندازد و در خانه اش را باز کند آنقدر دستش می لرزد که خیس از عرق می شود و نگاهش دنبال عابری می گردد که کمکش کند …
چیزهایی هست که ذوق زده ام می کند
مثل وقتی که شکلاتی را زیر دامنم پنهان می کنم و توی رختخواب کاغذش را بی صدا باز می کنم و یکجا در دهانم می گذارم
مثل قدم زدن در بازار گلهای رنگارنگ و چانه زدن با گل فروشان و خرید شاخه هایی با دقت و وسواس فراوان و بعد چیدن آن در گلدان و تزئین کردن خانه با زیبایی هدیه های طبیعت
چیزهایی هست که یادم می آورد هنوز هم عشق وجود دارد
وقتی لبخندی بی چشم داشت و دستی گرم و آغوشی امن برایم گشوده می شود هر چقدر هم که لجباز باشم و بد قلق ؛ باز مرا می خواهد
خدا را شکر که هنوز چیزهایی هست…


5 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
اوت 30, 2009 در 12:37 ب.ظ.
سعید
خیلی از چیزهای ساده و زیبا اطرافمون هست که ما غافل هستیم ازشون و فقط می چسبیم به اون یه دونه مشکله.
اوت 30, 2009 در 1:09 ب.ظ.
nima_ara
زندگي تركيبي ازهمين حس هاي ساده است
وبه همين سادگي مي شه اززندگ دركمال سادگي لذت برد
اوت 30, 2009 در 1:59 ب.ظ.
sahel
و گاهی همین سادگی ها چقدر میتونن روحیه بخش باشند .
اوت 30, 2009 در 3:44 ب.ظ.
تورج ناخدا
و دلخوشي گاهي چنين با چند بهانه ساده آيد
اوت 31, 2009 در 4:00 ق.ظ.
admin
سلام خیلی جالب بود من اولین بازدیدم بود ولی بیشتر مزاحم میشم
با آرزوی موفقیت
راستی خوشحال میشم با دوستان وورد پرسی تبادل لینک کنم
bikalak.com
bikalak.wordpress.com
یا حق