
وقتی درگیرش هستی فکر میکنی تا ابد طول می کشه ! وقتی عاطفه و احساست درگیره فکر می کنی که مگه میشه روزی نباشه و تو باشی ! حتی یک لحظه بدون او بودن را نمی تونی تصور کنی .
و میگذره تا وقتی حماقت ها و دلخوریها از زیر خاکستر سربلند میکنه
و بعد همه چیز تمام می شود
و دنیایی از دلتنگی و خستگی و گرفتگی بر سرت خراب می شود اما…
خدا را شکر که مرهمی به نام گذشت زمان هست که بر زخمهایت بکشی و مداوا شوی
بهبود میابی .
دیر یا زود
و فراموش می کنی
اما اگر یاد بگیری که تجربه ات را دوباره تکرار نکنی به همه زخمهایت می ارزد
وگرنه شاید آنقدر آزار ببینی که از بودنت سیر شوی


6 comments
Comments feed for this article
ژوئن 2, 2009 در 7:09 ق.ظ
مهدي
يك بار يك چيز را تجربه كردم ولي هنوز هم داره عذابم ميده!
بعضی تجربه ها زخمهای خیلی عمیقی به جا می ذاره ولی همونم با مرور زمان کمتر میشه
ژوئن 2, 2009 در 7:19 ق.ظ
oliver
خیلی قشنگ بود،مرسی
ژوئن 2, 2009 در 7:37 ق.ظ
nima_ara
فراموشي هم يكي از نعمت هاي بزرگ خداوندي است
دقیقا
ژوئن 3, 2009 در 2:59 ب.ظ
rainy
سلام
خوشحالم که با وبلاگ خانم نویسنده ای مثل شما آشنا شدم
خوشحال تر می شم به من سر بزنید
ژوئن 6, 2009 در 9:03 ق.ظ
مرد خاکستری
سلام . خیلی جالب بود .
ژوئن 21, 2009 در 11:08 ق.ظ
مهرنوش دوپور
گاهی بعضی درد ها آدمو برای همیشه ترسو و دست به عصا می کنه.
بعضی وقتا با فراموش شدن درد ها کم کمک شادابی سادگی خوش بینی و دنیای پر امید آدمم از بین می ره.
بعضی درد ها برای اینکه بشن یه تجربه ارزشمند سالها باید براشون بهای سنگینی داد.
شاید سالها انزوا و شاید….