
این روزها هر جا می روی و به هر کس می رسی حرف از انتخابات است . اما اکثر افراد فقط حرف خودشان را می زنند و حاضر نیستند که نظرات مخالف را بشنوند . من بدون طرفداری از شخص خاصی (چون هنوز تصمیم نگرفته ام ) فقط به یک اصل کلی می پردازم .
درباره انتخابات دو تا مسئله کلی وجود دارد . اولی اینکه رای بدهیم یا نه ؟ و دوم اینکه به چه کسی رای بدهیم؟
درمورد رای دادن باید بگویم که اینکه ما نبودن و حضور نداشتن را انتخاب کنیم بسیار آسانتر است از اینکه بخواهیم آگاهانه رای بدهیم . ولی باید مطمئن باشیم که با رای ندادن کمترین امکان برای شرکت در سرنوشت خود را نیز از دست می دهیم و چیزی از ما نمی ماند حتی اثری به اندازه یک رای . البته می توان گفت که من کل این نظام را قبول ندارم اما آیا در تمام دنیا که حدود نیمی از مردم در هیچ رای گیری شرکت نمی کنند توانسته اند تغییری ایجاد کنند ؟ با عدم حضور و سکوتشان ؟یا آنهایی که آمده اند و رای داده اند ؟ پس رای ندادن از نظر من یعنی بی تفاوت بودن نسبت به همه چیز نه مخالفت
دومین مسئله اینکه به چه کسی رای بدهیم ؟
اسمها مهم نیستندو همینطور خاطره ها . بر اساس مشاهداتی که در میان مردم داشتم ، می شنوم که فلانی خوب است اما رای نمی آورد ! ( اکثر این افراد از در اقلیت بودن گریزانند و می خواهند در میان اکثریت باشند حتی اکثریتی که غرق می شوند) یا کی دیدی که رئیس جمهور 4 ساله باشد ؟ یا فلانی حداقل سیده !!! و هزار حرف دیگر . ولی حرف من یکیست . من می گویم وقتی قرار است انتخاب کنی باید کسی را انتخاب کنی که منافع تو را تامین می کند . شاید فکر کنید که این حرف خودخواهانه است اما اگر همه افراد کسی را انتخاب کنند که نفع آنها را برآورده می کند پس در مقیاس بزرگ کسی رای خواهد آورد که نفع عده کثیری در انتخاب شدن اوست و اگر این عده زیاد به منافع خود برسند پس رضایت در قشر وسیعی از مردم بوجود خواهد آمد و نتیجه آن رضایت عمومی است.


13 comments
Comments feed for this article
می 31, 2009 روی 3:58 ق.ظ
nima_ara
من بدبينانه مي گويم
از بد وبدتر بد را انتخاب كنيم .
می 31, 2009 روی 4:34 ق.ظ
ماووزه
سلام استاد
ممنون از سر زدن و كامنت
من طبق عادت هر روز سري به بلاگ شما ميزنم.ظاهرا جز سفر،زياد شدن نوشتنگاه ها هم در كم كار شدن شما سهيم بوده!
در مورد انتخابات مجموعه اي از نظرات خودم و دوستانم رو براتون ايميل ميكنم
شاد زي
می 31, 2009 روی 5:47 ق.ظ
هستونک
سلام
نکته جالب و استدلال ساده و محکمی درباره انتخابات طرح کردید.
نفع اکثریت!
البته آنچه من دیده ام تا کنون القای یک ایده به اکثریت است توسط اقلیتی که از عملی شدن آن ایده (به کرسی نشستن کاندیدای مورد نظرشان) منافع و عواید زیادی حاصل می کنند.
می 31, 2009 روی 5:49 ق.ظ
هستونک
ادامه کامنت و مفصل تر نظرم با با ارجاع به این پست روی وبلاگم می گذارم .
با تشکر از حضورتان و کامنت قشنگتان.
خواهش می کنم دوست عزیز!من هم از شما متشکرم
می 31, 2009 روی 5:53 ق.ظ
هستونک
با تشکر از حضور و نظر قشنگتون ادامه کامنت و مفصل ترنظرم را به همراه ارجاع به این پست شما روی وبلاگم می گذارم .
سرفصل و مطالب و بخش درباره را خواندم و از اینکه با آدم فعال سرزنده و ذهن پویای شما آشنا شدم خوشوقتم.
(گرچه این اولین باری نیست که به وبلاگتان سر زدم)
می 31, 2009 روی 5:53 ق.ظ
هستونک
!
؟
می 31, 2009 روی 6:31 ق.ظ
تورج ناخدا
آري بايد چنين باشد
می 31, 2009 روی 6:44 ق.ظ
پونی
شرکت نکردن در انتخابات همان چیزیه که تمامیت خواه ها میخوان
قهر کردن مردم سودش به جیب همون هایی میره که مجلس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم رو با اندکی رای به دست گرفتند ….
دقیقا دوست من !
می 31, 2009 روی 8:17 ق.ظ
یاسمن
همون موقع كه شماره تو ديدم برات يه اس ام اس زدم ديدم جواب ندادي گفتم حتما گرفتاري تو جشن برات اس ام اس زدم كه من تو جشنم ديدم جواب ندادي. زنگ زدم به شماره ديم اشتباهه اومدم خونه چك كردم ديدم يه شماره وسطشو دوبار زدم خيلي دلم سوخت…. ميخواستم ببينم اگه نيومده بودي خيلي دلم نسوزه! كه ديم اومدي و حسابي به خاطر بي دقتيم ناراحت شدم. جالبه كه من به اون شماره اشتباه وقتي بار اول اس ام اس زدم و گفتم ياسمن هستم نگفت شما/ منم فكر كردم تو اس ام اسم رو گرفتي الانم برات يه اس ام اس ديگه زدم.
می 31, 2009 روی 8:21 ق.ظ
سانای
سلام خیلی وقته وبلاگتون رو جز لیست گوگل ریدر خودم قرار دادم چون هم جذاب مینویسید و هم کوتاه
در مورد انتخابات متاسفانه نمیدونم چی بگم که قانع کننده باشه ولی من نوعی که میدونم اقای xدر اینده کابینه قوی خواهد داشت و اقای y تنها داره الان حرف میزنه سخته به این مردم بگم چون الان تا میای میگی این اقا فعالیت سیاسیش این بوده بر مگیردند بهت میگن مشا که چیزی حالیت نیس
متاسفانه بزرگترین مشکل ما هم اینه اقای احمدی انقدر این 4 سال عرصه رو بر مردم تنگ ککرده که از هر کسی میپرسی میگه که من میخوام از بدترین بد رو انتخاب کنم این یعنی چیزی که از روی اجبار ما ملزم به پذیرش اون هستیم وفکر نمیکنم برای اینده کشوری با 70 میلیون ایرانی خوب باشه
یه روزی وقتی اقای احمید میخواست ریاست رو به دست بگیره همه میگفتن این اقا انگار از اسمون افتاده خیلی خوبه و چنان تعاریفی که واقعا هر کسی نمیدونست سریع نظرش در مورد رای خودش هم تغییر میکرد
و حالا همهدنبال اقای x هستند هرچند از روی اجبار ولی نمیدونند این با قبلی هیچ فرقی نداره
ای کاش مردم ما انقدر زود جوی نمیشدن و با دو تا شعار نظر خودشون رو تغییر نمیدادند
متاسفانه من به این میگم بی اطلاعی از امور اطرافمون چرا که علم این رو نداریم هنوز که چه کسی خوبه یا بد فقط تحت تاثیر دیگران قرار میگیریم و یکی رو انتخاب میکنیم
شاد باشید
دوست خوبم به نکته جالبی اشاره کردی! انتخاب بین بد و بدتر چیزیه که منم زیاد شنیدم و این خیلی خطرناکه چون معنیش اینه که یه عده دارن روی موج مخافلت مردم با کسی به مقصدی می رسن که در شرایط عادی اصلا براشون قابل دست یابی نبود و حتی از نفرت مردم داره یه جوری سوءاستفاده می شه
ژوئن 1, 2009 روی 5:56 ق.ظ
nima_ara
توي اين شرايط پيشنهادي دارين ؟
نفي كردن خيلي راحته
پیشنهاد من همون بود که گفتم یعنی هر کس کاندیدای مورد نظرش را بر طبق منافع خودش انتخاب کنه ! شخص خاصی رو نمی تونم پیشنهاد کنم چون هر کس منافع خودشو بهتر می دونه
ژوئن 5, 2009 روی 8:40 ق.ظ
Ali
سلام من اولين باره که سايت شما رو ديدم جالب بود
من برام هردو نکته ای که شما گفتی مهمه حتما شرکت می کنم و بعد به رنگ سبز اطمينان دارم ديديد بهار که می شه چه قدر اين رنگ زيباست بيايم ِيه بهار ديگه بسازيم
ژوئن 6, 2009 روی 7:36 ق.ظ
مرد خاکستری
سلام . جمله ای زیبا در جایی خواندم که لازم دانستم آنرا برای شما بنویسم . نوشته بود : انتخاب ساده است ، اگر آگاهانه باشد .
واقعا اگر عاقلانه و آگاهانه تصمیم می گرفتیم این روزگارمان نبود .