شما در حال مرور بایگانی روزانهٔ آوریل 28, 2009 هستید.

کسی دوستم ندارد
وقتی عصیان می کنم
وقتی دیگر نمی خواهم همان دختر تکراری روزمرگی ها باشم
وقتی دنیاهای خطرناک تازه را بادلهره ای شیرین تجربه می کنم
وقتی راههای نرفته را میروم
وقتی دلواپس ترسهایم نیستم
وقتی بی پروا به دل حوادث می زنم و با اشتیاق تجربه شان می کنم
کسی دوستم ندارد
وقتی حیوان خانگی ام ببر می شود
و تفریح ساده ام تخته نرد
وسفر دیگر برایم یک اتفاق برنامه ریزی شده نیست
و هر لحظه ممکن است بروم
بی چمدان
و بی دغدغه دزدان در راه
کسی دوستم ندارد
وقتی متعهد نمیشوم که دوست بدارم
وقتی عشق برایم اتفاقی شیرین است و شاید برای یک لحظه
وقتی غریبه ها را هم از لبخندم سرشار می کنم
می دانم کسی دوستم ندارد
اما
من ، این خود بی آلایش و تزویرم را
از هر چیز دیگر در این دنیا بیشتر دوست دارم
مهرنوش محتشمی
1388/2/5


آخرين نظرات