من معنی این حرف را نمی فهمم . اینکه وقتی کسی کاری انجام می دهد باید شیرینی بدهد . به نظر من اگر کسی موفق می شود تا بعد از پشت سر گذاشتن سختی ها و مشکلاتی که در به انجام رساندن هر کاری وجود دارد به نتیجه ای برسد این سایرین هستند که باید تشویق و حمایتش کنند نه اینکه خود فرد تازه دست به جیب هم بشود و شیرینی بدهد .من می فهمم که دادن شیرینی به معنی سهیم کردن سایرین در شادی خود است ولی این هم باید یک قاعده ای داشته باشد
قضیه از این قرار است که من خیلی از کارهایم را در دانشگاه مطرح نمی کنم و فقط گاهی از راهنمایی برخی اساتید بهره مند می شوم وگرنه به همکلاسیها اکثر مواقع چیزی نمی گویم
.
برایم خیلی جالب بود که وقتی اساتید از مقاله ای که چاپ کرده بودم تعریف می کردند هیچ کس نیامد بگوید این چه مقاله ای بود که هر کس آمد از آن تعریف کرد ؟ بده ما ببینیم ؟ ولی در عوض مورد حمله یکی از انها واقع شدم که:
تو مقاله چاپ کردی پس چرا شیرینی نمی دی ؟
من هم در کمال خونسردی گفتم :
اگر من بخواهم برای هر کاری که می کنم شیرینی بدهم باید هر هفته شیرینی بدم !!
آن خانم سرجایش نشست ولی با سایرین که نمی شود به این صراحت حرف زد . نشده که تا حالا کسی بیاید و بگوید : تبریک می گم که شاگرد اول شدی و یا مقاله ات چاپ شده و یا کتاب چاپ کردی ،این هدیه برای اینکه خستگی از تنت در بیاید و به این شکل تشویقم کند . بلکه برعکس . همه از آدم متوقع هم می شوند که باید شیرینی بدهی و برخی به شیرینی هم قانع نمی شوند و به دنبال سور و شام و دعوت کردن خودشان به یک مهمانی مفصل هستند !!!



21 comments
Comments feed for this article
نوامبر 25, 2008 در 9:59 ق.ظ
محمد
http://friendfeed.com/e/58414a4a-9da2-4890-aa7f-8a7d1607c4e5
نوامبر 25, 2008 در 12:10 ب.ظ
Amini
سلام
من تبريك عرض ميكنم
يه دانشجوي ارشد پژوهش علوم اجتماعي.
بازم تو تونستي كتابت رو چاپ كني
من كه به هركي رو زدم تا چاپش كنم بخاطر هزينه هاي زيادش موفق نشدم
تازه يكي دو نفر از همكارام هم بهم ميگن خوش به حالت كه ميتوني كتاب بنويسي(يعني طرف چقدر بيكاره كه تونسته كتاب بنويسه)
موفق باشي
نوامبر 25, 2008 در 1:07 ب.ظ
سوگند
سلام
منم تبریک میگم بخاطر موفقیت های هر روز و هر هفتتون
و هم شیرینی میخوام
ههههههههههه شوخی کردم
در مورد کتابتون هم من یکی به موقع خودش حتما میخرم و میخونم فکر میکنم باید خیلی جالب باشه
نوامبر 25, 2008 در 3:43 ب.ظ
touraj
والله من حاضرم شیرینی بدهم
این لطف شماست ! شما دیگه شرمنده نکنید !
نوامبر 25, 2008 در 3:52 ب.ظ
جامعه شناس ايلامي
« امروز» را بهترین نحو ممکن بساز و فقط در « یک روز » زندگی کن.
منتظر حضور سبزتون هستم
پاینده و پیروز باشید!!!!!!!!!!!
[گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل]
[گل][گل]
[گل]
نوامبر 25, 2008 در 4:08 ب.ظ
ناشناس
سلام ، می خواستم بپرسم تو ایران هم زایمان در آب انجام میشه؟
مریم
سلام مریم جان ! بله انجام می شود
نوامبر 25, 2008 در 5:48 ب.ظ
سروش
خب حالا چرا انقدر جدی؟ شما امر میکردید ما به شما شیرینی میدادیم
نوامبر 26, 2008 در 4:42 ق.ظ
Tony from Myguideblog.com
Bookmarked
نوامبر 26, 2008 در 5:58 ق.ظ
munes
salam mehrnoosh joon!
tabriik migam!ishallaa be chaape 100 oon berese.
hame veblogeto khondam
allliiiiiiiiiiiiiiiii bood azizam
mibakhshid !man inja fonte farsi kheili sakhte baaraam.chon ro safe kelide lap topam nadaram!
jelde ketaabet ghashange!!!!matnashoo nemidonam!!!eltemaalan onaam jaaaleban
hamishe movaffagh baashhhiiiiiiiiiiiiiiii
نوامبر 26, 2008 در 8:42 ق.ظ
Endless Love
شرینی برای سلامتی خوب نیست!
نوامبر 26, 2008 در 3:02 ب.ظ
DESERTER
خیلی از این ها کاملا توقع نیست.. فقط در حد تعارفه .. من که به شوخی می گیرم همش رو و کاری می کنم بفهمن که از نظر من شوخی و تعارفه و منتظر چیزی نباشن.
نوامبر 26, 2008 در 10:41 ب.ظ
پلنگ خان صورتی دامَت برکاته
یه دفه بگو خسیسیت میاد شیرینی بدی دیگه واس چی سفسطه می بافی؟ اهه!
نوامبر 26, 2008 در 10:41 ب.ظ
پلنگ خان صورتی دامَت برکاته
یه دفه بگو خسیسیت میاد شیرینی بدی دیگه واس چی قصۀ حسین کرد شبستری تعریف می کنی؟ اهه!
نوامبر 26, 2008 در 10:43 ب.ظ
پلنگ خان صورتی دامَت برکاته
اهه! اومدم درستش کنم گند زدم وسطش با تشکر از وردپرس حرومزاده که تا بگی چیکار کنم کامنتتو ذخیره می کنه
(اسمایلی پلنگ دماغ سوخته)
+ خیلی مخلصیم، یه وقت به دل نگیری
نوامبر 27, 2008 در 6:20 ب.ظ
ناشناس
آفرین٬ بابا فهمیدیم. کتاب چاپ کردی٬ مقاله چاپ کردی………………دیگه خیلی مهم شدی. من میگم امسال همه نوبل ها را بدهند به تو………………..
نوامبر 27, 2008 در 7:43 ب.ظ
CipiD
یعنی فکر میکنی بین پسرها از این کارا خبری نیست؟!
میدونی گاهی وقتها وقتی یه اتفاق خیلی شادمون میکنه شاید اولین کاری که میکنیم همینه .یعنی با کمال میل دست توی جیب میکنیم و…ولی اگه قضیه اجباری میشه واقعاْ کفر آدم رو در میاره!
یه نفر رو میشناختم (که پسر هم یود)که هر وقت با کسی برای اولین بار روبرو میشد به اصطلاح برای جلسه ی معارفه سفارش نهار و شیرینی و…میداد!
حالا نمیدونم اون آدم بخت برگشته باید به یمن آشنایی با همچین موجودی کلی پیاده میشد یا ..!
نوامبر 29, 2008 در 7:15 ق.ظ
محمد امین عابدین
حوصله کن ، حوصله کن.
نوامبر 30, 2008 در 9:53 ق.ظ
ماووزه
كاش ميدونستي اين شيوه سنتي ابراز خوشحالي و شريك شدن در شادي شما(در برره)است
وگرنه خيلي ها مونده شيريني شما نيستن!
نوامبر 30, 2008 در 9:34 ب.ظ
nillgoonn
سلام
تبليغ كتابتون رو ديدم، مي خواستم بهتون تبريك بگم و آرزو كنم خانمهاي ايراني به جاي سزارين گزينه بهتري رو انتخاب كنن.
دسامبر 1, 2008 در 5:07 ق.ظ
هاجر
خسته نباشی گلم
دسامبر 2, 2008 در 8:05 ب.ظ
مرتضی
سلام دوست عزیز.وبلاگت واقعا عالیه.راستی اگر با تبادل لینک موافقی یه سری به من هم بزن.من رو با اسم زیر لینک کن و خبر بده تا لینکت کنم
نام لینک من:NEW TOYOTA CARS