خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همگان حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…
می پاشد
زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!



12 comments
Comments feed for this article
سپتامبر 1, 2008 روی 6:27 ق.ظ
محمود
سر نمی زند یاری، با خبر نمی ماند
عاشقی که خود را کشت، پشت در نمی ماند
در چراغ قرمز ها، منتظر نخواهد ماند
پشت هیچ دیواری، رهگذر نمی ماند
ور شکست خواهد شد یک درخت وقتی که
از تمام اموالش، جز تبر نمی ماند
دوست ها چه بسیارند، روزهای معمولی
روز بی کسی اما، یک نفر نمی ماند
از پلنگ مغروری، غیر غیرتش باقی…
از عقاب هم چیزی غیر پر نمی ماند
رو به انقراض آنقدر، رفته نسل انسان که
از میان ما تا صبح، یک نفر نمی ماند
از شعر زیباتون بی نهایت سپاسگذارم
سپتامبر 1, 2008 روی 11:45 ق.ظ
تورج عاطف
چه زو د بیگانه شدیم
زآن پیش زآغاز به پایان رسیدیم
بی آن که بدانیم کی آغاز شد تنها رسیدیم به تمام شد
افسوس که تنها تمام را ز ناتمامی اندیشه پیش آغاز دانستیم
سپتامبر 1, 2008 روی 7:46 ب.ظ
پونی
امروز خانمی از زندگی خواهرش تعریف میکرد که
اونو 13 سالگی شوهر دادن
شوهرش بیحیا و بد دهن و معتاد از آب در اومده!!!!!!!!!!!
و بعد یک سال مرده! لابد موادش ناخالصی داشته!!
و دوباره شوهرش دادن
شوهر دوم سه تا زن دیگه داشته و نمیدونستن!!!!!!!!!
و الانم زن یه مرد زن مردست با سه تا بچه از زن مرحوم!!!!!!!!
من کلی به حماقت چنین جماعتی غبطه خوردم!
بابا شوهر کردن اندازه دمپایی خریدن عرضه نمیخواد؟
یه تفحصی
جستجویی
خلاصه
کلی حرص خوردم از دست چنین احمق هایی
دختر 13 ساله رو مگه شوهر میدن؟
حد اقل یه دختر باید 23 -24 سال داشته باشه تا معنی ازدواج رو بدونه
خیلی حرص خوردید ! اگر جای من بودید و روزانه شاهد این غفلتها بودیدی پس چیکار می کردید ؟؟
سپتامبر 2, 2008 روی 5:41 ق.ظ
شیخ الشیوخ
سلام خانم محتشمی ( عجب حافظه ای ، فامیلتونا درست گفتم ! )
اگر زحمت تغییر لینک وبلاگم را بکشید ممنون میشم
با تشکر فراوان
سپتامبر 2, 2008 روی 9:39 ق.ظ
فرزاد
سلام
برخي از مطالب شما را خواندم و باز هم وقت بشوم ميخوانم .
اما براي فتح باب آشنايي مينويسم
زيبا ترين وجه ي انساني تفکر است و خلق تفکر به هنر ممکن ميشود و نوشتن که شما بسيار به آن علاقه داريد موجب بروز انديشه و تفکرات زيباي شما که انسانيت ميشود .. موفق باشيد
سپتامبر 2, 2008 روی 11:36 ق.ظ
jarchy
سلام
خانم محتشمی برای من همیشه جای سئوال بوده که چرا دوستی های صمیمی سالهای سال پا بر جاست ولی زندگی مشترک اینقدر کم دوام البته بعضی هاشون
فکر کنم این سئوال بحث های زیادی رو در بر میگیره ولی چند نکته ای اگر بشه در موردش گفت اینه که افراد نمی خوان قبول کنند که دونفر هستن با دو روحیه ، تربیت ، احساسات درونی و واکنش به مسائل اطراف ، تفاوت در نگاه به مسائل مختلف و….
جالبه اینه که تو همون روزهای اول می خوان میخ خودشون و بکوبن و حرف حرف خودشون باشه و اینکه به دیگران نشون بدن که ما دونفر یکی شدیم که به نظر من زمانی یکی هستند که بتوانند از نگاه فرد مقابل به موضوع نگاه کنند و مسئله را از دید خود نبینند نکات ریز دیگری هم وجود دارد که خیلی خیلی طولانی کننده است و نمیشه همه رو در قالب یک کامنت گفت.
سلامت و پیروز باشید.:)
سلام دوست گرامی
شاید اصلی ترین علت این باشه که دوستان صمیمی هیچ وقت زیر یک سقف با هم زندگی نمی کنند و همخانه نیستند و هیچ تلاشی برای تغییر دادن دیگری ندارند ولی همسران معمولا همانطور که شما فرمودید نمیخواهند تفاوتهای یکدیگر را قبول کنند و به دنبال ثابت کردن خودشان هستند و هزاران دلیل دیگر که در قالب جواب یک کامنت نمی شود گفت !
از لطف همیشگی تان به خودم سپاسگذارم
سپتامبر 2, 2008 روی 8:41 ب.ظ
پونی
عادت می کردم!
سپتامبر 3, 2008 روی 4:22 ب.ظ
زنال
سلام وب خیلی خوبی داری اگر مایل به تبادل لینک هستی مرا با نام ||> مداد زنال<|| لینک کن بعد بگو تا با هر نامی که خواستی لینکت کنم.
سپتامبر 5, 2008 روی 1:07 ق.ظ
پدرام
واقعاً ……..
سپتامبر 5, 2008 روی 1:04 ب.ظ
محمود
اما اصلی ترین دلیلش خستگی و سرخوردگی جنسیه. یعنی بعد از یه مدت برای هم تکراری میشیم ، طوری که هیچ جذبه جنسی نسبت به هم نداریم. اونوقته که مرد با دیدن دختری که حتی یک هزارم همسرش هم زیبا نیست یا اندامی به خوبی اون نداره، بیشتر لذت میبره تا همسرش. بقیه مشکلات هم بعد از این خستگی جنسی پیش میاد، یعنی اینکه همون مردی که جلوی همسرش کوتاه میومد و حتی حرف ناحقش رو به جون میخرید، الان طاقت شنیدن خرف حقش رو هم نداره و ترجیح میده با هر کسی باشه به جز همسرش. حتی دیدم مردی رو با خوهر زنش که نصف خود زنش زیبایی نداشت رابطه داشت و بعد از طلاق دادن زنش با پر رویی رفت خواستگاری خواهر زنش! متاسفانه مردها زودتر به این خستگی میرسن و در نتیجه بیرون از خونه دنبال عشق میگردن. بیخود نبود که فروید می گفت ریشه تمام مشکلات بشر در مشکلات جنسیه.
سپتامبر 5, 2008 روی 2:19 ب.ظ
Endless Love
گاهی هم شرایط بد هست که در عین عشق دوتا عاشق رو جدا می کنه،
اما در کل واقعاً….،،
سپتامبر 29, 2008 روی 2:52 ق.ظ
mIRC, Türkçe mIRC, mIRÇ
اما اصلی ترین دلیلش خستگی و سرخوردگی جنسیه. یعنی بعد از یه مدت برای هم تکراری میشیم ، طوری که هیچ جذبه جنسی نسبت به هم نداریم. اونوقته که مرد با دیدن دختری که حتی یک هزارم همسرش هم زیبا نیست یا اندامی به خوبی اون نداره، بیشتر لذت میبره تا همسرش. بقیه مشکلات هم بعد از این خستگی جنسی پیش میاد، یعنی اینکه همون مردی که جلوی همسرش کوتاه میومد و حتی حرف ناحقش رو به جون میخرید، الان طاقت شنیدن خرف حقش رو هم نداره و ترجیح میده با هر کسی باشه به جز همسرش. حتی دیدم مردی رو با خوهر زنش که نصف خود زنش زیبایی نداشت رابطه داشت و بعد از طلاق دادن زنش با پر رویی رفت خواستگاری خواهر زنش! متاسفانه مردها زودتر به این خستگی میرسن و در نتیجه بیرون از خونه دنبال عشق میگردن. بیخود نبود که فروید می گفت ریشه تمام مشکلات بشر در مشکلات جنسیه.
حق با شماست ! مسائل جنسی بسیار مهم هستند هر چند که نمیخواهیم قبول کنیم اما بخش اعظم مشکلات از انجا ناشی می شود