دو سال پیش نهایت جراتم را جمع کردم و در کلاس کنگ فو ثبت نام کردم . می خواستم قوی بشم و بتونم از خودم دفاع کنم ولی نشد که بشه . جلسه اول دخلم اومد . ورزش فوق العاده سنگینی بود . مربی می گفت نفستو حبس کن تا من با لگد بزنم توی شکمت !!! ترسیدم دل و رودم پاره بشه . بی خیال شدم .

اما دیروز که تمام وقت بیرون بودم و دنبال کلی کار ،‌با چند مزاحمت روبرو شدم . البته کلامی ! ولی باز هم همه روح و روان آدم به هم میریزه ! یک دفعه یک نفر که از کنارت رد میشه چنان حرف ناشایستی میزنه که احساس تهوع می کنی و دلت می خواد بزنی تو گوشش ولی می ترسی . اگر عکس العمل نشون بده ؟ اگر چاقو بکشه ؟ اگر روانی باشه و بزندت چی ؟ پس مشتهاتو فشار میدی و دم نمی زنی و میری . تازه از آبروریزی می ترسی و الانم که خداراشکر موقع دعوا همه موبایلهاشونو درمیارن و فیلم می گیرن !!! به جای اینکه کمکت کنن!

ولی باز لازم دیدم که برم فنون رزمی یاد بگیرم و اونقدر قوی بشم که در این مواقع بتونم بدون ترسی ، حسابی کتک کاری کنم . نبود امنیت در جامعه گاهی وادارت می کند که خودت به فکر تامین حداقل های امنیت بیفتی !