
دیشب بعد از اینکه تلاشهایم برای خوابیدن به انجامی نرسید ، توی اینترنت گشتی زدم و اتفاقی یک عالمه وبلاگ مادرانه دیدم !
بعد از خوندن تعدادی از آنها چند نکته فهمیدم :
1- بجز مامی و محمودی که وبلاگ دارند، یک دنیا وبلاگ مادرانه وجود داشته که من خبر نداشتم!!!
2- مادران اغلب اسم ندارند وهویتشان با نام بچه هایشان شناخته می شوند . مثل مامان آرش ، مامان دنیا و…
3- فهمیدم الان چه اسمهایی مد است : اول بردیا بعد ایلیا ، باربد، ارشیا، ارسیا ، ارشک ، عسل وکیمیا و کیانا و …
4- در همه وبلاگها چیزی که مربوط به خود مادران باشد ندیدم چیزی بجز دغدغه استفراغ بچه و سرهمی نارنجی گوگولی و دندان درد و …
5- لحظه ای نمی توانند برای خودشان باشند و با همسرشان خلوت کنند مگر با نوای گریه و ناله شبانه !
6- همه شکرگذار بودند و با همه سختی ها راضی بودند به لبخندی از کودکشان ( که مطمئن نیستم رویشان نشده بود گله کنند و یا احساس گناه و ناشکری می کردند اگر شکوه کنند و یا بگویند که پشیمانند)
نتیجه اخلاقی : بچهها، نعمتی هستند برای دوران سالخوردگیتان؛
و آنها كمكتان هم میكنند كه اين دوران، زودتر فرا برسد!!!
*
لايونل كافمن


14 comments
Comments feed for this article
آگوست 23, 2008 روی 1:38 ب.ظ
DESERTER
و البته بچه ها مخدر هاي خوبي هستند براي ايگنور كردن درد ها.
آگوست 23, 2008 روی 3:19 ب.ظ
Mlle mim
اتفاقا منم خواننده همیشگی چند تا از این وبلاگهام و خیلی هم دوستشون دارم.یه دنیای متفاوت از دنیای من هستن.تازه از اینکه می بینم مادرها هم می تونن دوست داشتنی باشن بیشتر لذت می برم.
آگوست 23, 2008 روی 5:10 ب.ظ
چشم شيدا
بعضي وقت ها خوندن اينا هم لذت داره
باهاتون موافقم !
آگوست 23, 2008 روی 6:58 ب.ظ
سروش
این که اون خودش رو وقف بچه می کنه براش لذت بخشه. به نظر من , مادر حقی برای منت گذاشتن نداره.
همیشه وقف کردن لذت بخش نیست . گاهی انگار فدا می شوند و خودشان فراموش . تازه من هیچ حرفی از منت گذاشتن مادران نزده بودم !!!
آگوست 23, 2008 روی 8:01 ب.ظ
پونی
حیفه شخصیت یه زن فقط با وجود یک ووروجک مصداق پیدا کنه
نه؟
من اینجوری نگاه نمی کنم ولی موافقم که گاهی مادران خودشان فراموش می شوند و چیزی غیر از بچه از وجودشان نمی ماند !
آگوست 24, 2008 روی 5:27 ق.ظ
jarchy
سلام
مادر، واقعن کلمه ای که به همین راحتی نمیشه وصفش کرد هر چی که بگی بازهم چیزای جا میمونه از چیش میخوای بگی از بزرگواریش از صبرش از مهربانیش از اعتمادش از دوستداشتنش از عشقش از وفاش از…
خانم محتشمی ازتون ممنونم که به این نکته اشاره کردین دیشب از مسئله ای ناراحت بودم و تو خونه با مادرم و بقیه کمی اوقات تلخی کردم ولی الان که فکر میکنم میبینم که هرچقدر هم من عصبانی باشم خق ندارم که با خانوادم مخصوصا مادرم یه همچین رفتاری داشته باشم.
سلامت و پیروز باشید.
آگوست 24, 2008 روی 3:36 ب.ظ
پيوست
تعريف: بچه موجودي است كه از زماني كه نطفهي آن شكل ميگيرد تا زماني كه به لقاءالله ميشتابيد، موجب آزار شماست و در جهت تسريع اين امر از هيچ عملي فروگذار نميكند.
آگوست 25, 2008 روی 6:00 ق.ظ
yasaman
بچه ها…. وقتي بزرگ ميشن مشكلاتشون هم باهاشون بزرگ ميشه. ميتوني چشمهاتو ببندي و نبيني … اما اگه خواستي ببيني بايد ماهر باشي… اونا خيلي زرنگن… عين يه شطرنج باز ماهر… بايد تموم روز حواست جمع باشه كه مهره ها رو توي شطرنج زندگي چطور جابجا كني كه كيش و ماتت نكنن… خوندن نوشته هات هميشه يه جور لدت برام به همراه داره. در مورد پست دندانپزكت فكر نكنم كسي به اندازه من دندانپزشك رفته باشه حالا كه فكر ميكنم ميبينم من تموم اون مدت دو دستهامو قفل ميكنم به هم…
آگوست 25, 2008 روی 8:16 ب.ظ
nillgoonn
منم مامانم ولي با اسم خودم مي نويسم
آگوست 26, 2008 روی 3:58 ق.ظ
مامان ارشك
سلام
داشتن بچه سخت است ولي هيچ پدر و مادري را نمي توني پيدا كني كه بگن پشيمونن. اينكه آدم همه حالات روحيش رو تو وبلاگش ننويسه دليل نمي شه كه حسي رو نداشته باشه يا اينكه اگر گاهي از نظر جسمي خسته هستي دليل نمي شه كه پشيمون باشي. هر كسي در هر موقعيتي ممكنه از درس خوندن ، از كار كردن ، … خسته بشه ولي پشيمون هم مي شه؟
آگوست 27, 2008 روی 12:20 ب.ظ
نعمت الله کاظمی فرامرزی
اگر در رفتار بچه مان دقیق شویم، سال های گذران با کودک ، می تواند اطلاعاتی به مراتب بیشتر از دانشگاه به ما بدهد. من در دوران کودکی پسرم، صدایش را از تولد تا سه سالگی در یک نوار کاست یک ساعته ضبط کرده ام و الان به عنوان یک مرجع می تواند رشد کلامی کودک ، از تولد تا سه سالگی که از انواع متفاوت گریه تا کلام های مقطع و سپس خواندن شعر را در بر می گیرد، را نشان بدهد و ثبت رشد وی در بقیه جهات در یک دفتر ، یکی از بهترین منابع است که هم اکنون توسط بعضی از وادین به عنوان یک معیار مورد استفاده قرار می گیرد. و یا امتحان هوش فرزندم بر اساس کتاب پیاژه یکی از موثرترین روش در رشد هوشی وی و یکی از لذت آورترین فعالیت هایم بوده است. بدین طریق ، هم خودمان را وقف فرزندمان نمودیم و هم چیزهای زیادی آموختیم و دانش مان را با دست نوشته ها و نوار کاست ماندگار کردیم.
آگوست 29, 2008 روی 8:55 ب.ظ
محمود
چه دردناک و در عین حال غیر قابل تغییر! مثل این سیگار لامصب که میدونی چه بده، ولی باید باهاش بمونی
آگوست 30, 2008 روی 5:41 ق.ظ
Endless Love
مادران اغلب اسم ندارند وهویتشان با نام بچه هایشان شناخته می شوند
سپتامبر 5, 2008 روی 6:03 ب.ظ
گندم
مهرنوش جان بسیار عالی می نویسی