یکی از همسایه هایمان دختری داشت که مادرم اصرار می کرد با او دوست شوم. ازش بدم نمی اومد ولی خیلی بد عنق بود و هرگز نمی خندید ! باورتان می شود که کسی هیج وقت نخندد ؟ وقتی که من تلاش زیادی می کردم تا او را سر ذوق بیاورم به لبخند اندکی بسنده می کرد !

بعد از گذشت مدتی از دوستیمان ، علت را فهمیدم ! او یک دندان نیش داشت که از بالاتر در آمده بود و چون فکر می کرد که بسیار زشت است بر ای پنهان کردن آن بی خیال خندیدن شده بود ! من آن موقع دبیرستان می رفتم و خیلی سعی کردم بهش اعتماد به نفس بدم ولی او چنان این مسئله را بر ای خودش بزرگ کرد ه بود که دیگر نمی توانست نادیده بگیردش و خانواده اش هم حاضر نبودند که هزینه ارتودنسی را بدهند و…

دوستی ما هنوز ادامه دارد . عید امسال دوستم با استفاده از لامینت و صرف تمام پس اندازش بعد از چند سال کار کردن یعنی حدود پنج میلیون تومان دندانهایش را درست کرد و چیزی شد مثل عکس بالا !

حالا صدای خنده های پنج میلیونی اش گوش فلک را کر می کند !