یکی از همسایه هایمان دختری داشت که مادرم اصرار می کرد با او دوست شوم. ازش بدم نمی اومد ولی خیلی بد عنق بود و هرگز نمی خندید ! باورتان می شود که کسی هیج وقت نخندد ؟ وقتی که من تلاش زیادی می کردم تا او را سر ذوق بیاورم به لبخند اندکی بسنده می کرد !
بعد از گذشت مدتی از دوستیمان ، علت را فهمیدم ! او یک دندان نیش داشت که از بالاتر در آمده بود و چون فکر می کرد که بسیار زشت است بر ای پنهان کردن آن بی خیال خندیدن شده بود ! من آن موقع دبیرستان می رفتم و خیلی سعی کردم بهش اعتماد به نفس بدم ولی او چنان این مسئله را بر ای خودش بزرگ کرد ه بود که دیگر نمی توانست نادیده بگیردش و خانواده اش هم حاضر نبودند که هزینه ارتودنسی را بدهند و…
دوستی ما هنوز ادامه دارد . عید امسال دوستم با استفاده از لامینت و صرف تمام پس اندازش بعد از چند سال کار کردن یعنی حدود پنج میلیون تومان دندانهایش را درست کرد و چیزی شد مثل عکس بالا !
حالا صدای خنده های پنج میلیونی اش گوش فلک را کر می کند !



11 comments
Comments feed for this article
آگوست 10, 2008 روی 7:17 ق.ظ
DESERTER
من كه قبلا بت گفته بودم همه چي واسه پولداراس
نه اتفاقا ! این طفلکی پول زحمت و کار سختش را برای دندوناش داد ! و تقریبا همه پس اندازش رو !!!
آگوست 10, 2008 روی 2:39 ب.ظ
DESERTER
خوب وقتي پول دستش اومد اينكارو كرد… وقتي نداشت مجبور بود نخنده..
راستي اون روز يهو غيبت زد
آگوست 10, 2008 روی 3:15 ب.ظ
سروش
فکر می کنم الان خندیدن برای اون لذت بخشتر از مجموع همه ی لذت ها برای ماست. خوش به حالش
آگوست 10, 2008 روی 3:50 ب.ظ
mary
خب وقتی یه عمر تو گوشش خوندن که تو با این دندونات زشتی و نخند،اون بنده خدا چی کار کنه؟!
به نظر من که تماما تقصیر خانوادش و مخصوصا پدر و مادرشه که با این دید بهش نگاه کردن و اونم باور کرده.
آگوست 10, 2008 روی 4:46 ب.ظ
محمد
منم همچین مشکلی داشتم، دندون جلوم ترک داشت و یه خط سیاه وسطش در اومده بود، نمیدونی چقدر برام وحشتناک بود، اصلا خنده رو فراموش کرده بودم یا نهایتش دیگه خیلی در حال انفجار بودم دست جلوی دهنم میگرفتم. البته بدتر از خنده این بود که هیچ جایی نمیتونستم حرف بزنم و مثلا تو کلاس اظهار نظر نمی کردم مگر که دندونم دیده بشه! خلاصه بد دردی بود، تو همهی جمعها گوشه گیر بودم. اما تنبلی هم می کردم برم درستش کنم، چندبار هم رفتم دندانپزشکی و میگفتن مشکلش حاد نیست، فلان دندونت اولویت داره، خلاصه یه روز به دکتر گفتم اونا رو ولش، اولویت با اینه که تو ویترین هست و چشم همه بهش میخوره، این شد که دندونم درست شد و منم احوالاتم ازین رو به اون رو شد، تونستم اعتماد به نفس رو تجربه کنم! الانم کاملا حال رفیقتون رو درک میکنم
آگوست 10, 2008 روی 5:47 ب.ظ
چشم شيدا
شايد بيشتر هم بيارزه!
آگوست 10, 2008 روی 8:29 ب.ظ
پونی
ارزششو داره
اغلب هنر پیشه ها همچین دندونایی دارن شاید از 50 سال پیش در هالیوود
آگوست 11, 2008 روی 5:14 ق.ظ
محتشم
اين گوشه گيري نصيب ما هم شده حالا اون دوستتون با 5 ميليون درستش كرد ولي ما نميدونيم از كجا سرچشمه گرفته كه لااقل بريم پي درمانش از قديم تو جمع كم مياوردم و نميتونستم راحت باشم
اتفاقي و از طريق وبلاگ nahanez با نوشته هاتون آشنا شدم وقتي ديدم هم فاميلي هستيم خوشحالتر
آگوست 11, 2008 روی 5:20 ق.ظ
محتشم
اينجا رو خط خطي ميكنم
آگوست 11, 2008 روی 8:57 ق.ظ
jarchy
سلام
خوشحالم که بالاخره مشکلش برطرف شد و شاکرم به خاطر سلامتی که به من داده شده و بعضی وقتها قدرش رو ندارم.
سلامت و پیروز باشید.
آگوست 28, 2008 روی 8:49 ق.ظ
مهسا
good for her