زندگي كوتاه است ، قبول ، اما وقتي كسي كه روزي پاره تنت بود ،
همدمت بود ،
همسرت بود ،
مي خواهد كه برود و مي رود
آنگاه همه چيز كش مي آيد و ثانيه ها مانند قرنهاي جاهليت سخت و طاقت فرسا مي گذرند
و آنگاه سخت تراز قبول اين جداييها ،

قبول پيوندهاي جديد است
اينكه ديگري آيا همان بي وفاي ديروزي نيست با رنگي جديد و قالبي نو
و اينكه آيا دوباره اين قصه پر غصه تكرار نخواهد شد و