خیلی کم هستند آدمهایی که بخواهند علیرغم همه مشکلات به اصولشان پایبند باشند و اگر هم باشند آنقدر از طرف جامعه مورد سرزنش ها و محدودیت های پنهان و آشکار قرار می گیرند که گاهی جانشان به لبشان می رسد و فقط می خواهند گوشه دنجی به دور از همه بیابند و دمی بیاسایند .

این جور ادمها در عشق ورزیدن هایشان هم دچار مسائل عدیده ای هستند چرا که کم پیش می آید که بتوانند کسی را همشان و همراه خود بیابند و یا حداقل کمی شبیه ! ولی خیلیها دوست دارند که به آنها بیاویزند و از اخلاق نجیب زاده بودنشان استفاده کنند و خود را بدین وسیله بالا بکشند اما غافلند از اینکه چاه باید از خودش آب داشته باشد و اینکه یک نفر مگر تا کجا می تواند کسی را به دنبال بکشد .

باید این وزنه ها را هر چند هم که دوست داشتنی و ترحم بر انگیز باشند از پای بگسلند و آنها را در دنیای غیر قابل تغییر خودشان رها کنند و فراموش نکنند که پرواز اصلی ترین هدف زندگیشان است و پریدن و رهایی با اینهمه گلوله های سربی آویزان ممکن نخواهد بود!