تا به حال شده وقتی یک نفر را برای اولین بار می بینید حس کنید که چقدر از او بدتان می آید ؟ بدون اینکه حتی از او هیچ زمینه ذهنی داشته باشید و یا کاری کرده باشد ؟
این نفرت هیچ دلیلی ندارد البته ظاهرا ! برخی می گویند که انسانها در عالم دیگری با هم زیسته اند و وقتی در این دنیا با هم روبرو می شوند خاطراتشان یادشان نمی آید ولی همان احساس را تجربه می کنند . برخی روانشناسان هم معتقدند که شاید در کودکی مان کسی که شکل این آدم بوده ما را اذیت کرده و ترسانده و حالا که در بزرگسالی کسی مثل او را می بینیم در ناخوداگاه مان از او بدان می آید و نمی توانیم با او رابطه برقرار کنیم .
این مطلب را نوشتم برای اینکه به تازگی با چنین فردی روبرو شده ام و واقعا نمی دانم که چطور باید با او کنار بیایم ؟



12 comments
Comments feed for this article
جولای 20, 2008 روی 5:50 ق.ظ
jarchy
سلام
آره این درست خانم محتشمی برای من هم زیاد پیش میاد اما یه مسئله که نم فهمم اینه که چرا بعد من با اون افراد صمیمی میشم بار اول دومم هم نیست ؟؟؟
سلامت و پیروز باشی.
شاید شما ناخوداگاه از مکانیسمی دفاعی استفاده کرده و به سمت چیزی یا کسی که از ان بدتان می آید جذب می شوید ! خداکند که برای من هم همینطور شود چون فعلا که تحملش هم برایم بسیار سخت است !
جولای 20, 2008 روی 11:51 ق.ظ
touraj
aشاید چندان منطقی نباشد اما بیشتر او قات من به احساسم اعتماد می کنم می دانم عجیب است اما احساسم کمتر به من درو غ گفته است
جولای 20, 2008 روی 12:09 ب.ظ
بابک
من هم اتفاقآ این طوری زیاد شدم.
و همیشه هم این حس دو طرفه میشه یعنی کاملآ متوجه میشم اون طرف هم دقیقآ همین حس رو نسبت به من داره.
خیلی وقتا مجبور شدم باهاشون کنار بیام. من الکی تظاهر به دوستی میکردم و اونها هم همینطور.
البته هر دو هم به خوبی میدونستیم. ولی مجبور بودیم.
من هم تا حالا همین کار را کردم ! اما از تظاهر متنفرم !!!
جولای 20, 2008 روی 12:57 ب.ظ
شیخ الشیوخ
عجیب حال گیریست
این نفرت بی دلیل
هم برای او و هم برای خویش
جولای 20, 2008 روی 3:28 ب.ظ
aMiN
من کاملا حست رو حس می کنم!
حس خیلی بدی
باید با این آدم بطور موقت کنار بیایی
جولای 20, 2008 روی 3:51 ب.ظ
پونی
روح ما از دورویی و تزویر و دروغ ذاتا متنفره
انرژی ، امواج و هاله بدن افراد هم که کاملا ثابت شده و میتونه تاثیر بذاره
جولای 20, 2008 روی 4:52 ب.ظ
mary
کاملا درک مي کنم که تحمل کردنش چقدر سخته.راه حلشم شايد تماس کمتر با اون آدمه،اينکه سعي کني نبينيش و گرنه نفرت از بين نمي ره.نمي دونم چرا!
اگر به خودم بود که اصلا دلم نمی خواست ببینمش ولی مجبورم و شرایط خارج از کنترل منه !
جولای 20, 2008 روی 8:40 ب.ظ
ارسلان
آخ که گفتی ، من هم همیشه از مدیر مدرسمون بدم میومد ، عجیب بهش حساسیت داشتم … بنده خدا مرد خوبی بود اما من باهاش مشکل داشتم ، چند وقت پیش هم که دیدمش باز هم ازش بدم میومد !
جولای 20, 2008 روی 9:25 ب.ظ
سروش
هر وقت این حس برام پیش اومده نهایت تلاشم رو کردم که اون رو بکشم. برای این کار هم سعی میکنم خودم رو جای طرف قرار بدم. اصلا دوست ندارم یه نفر بدون هیچ دلیلی از من متنفر باشه.
اتفاقا من حق می دم که کسی بی دلیل از من بدش بیاد !!! چه اشکالی داره ؟ همه که نباید آدمو دوست داشته باشن !
جولای 21, 2008 روی 3:48 ق.ظ
jarchy
سلام
خانم محتشمی یه سئوال پرسیدید خیلی برام عجیب بود می خواستم بدونم که دلیل خواصی داشته یانه جوابش هم + است:)
سلام و پیروز باشید.
جولای 21, 2008 روی 6:04 ق.ظ
DESERTER
برو جلو روش بگو من نمي دونم چرا از شما بدم مياد… ببين چي ميگه… شايد يه دليل خوب آورد
اصلا امکانش نیست ! اگر این کار را بکنم جنگ قبیله ای پیش میاد !!!
جولای 21, 2008 روی 1:59 ب.ظ
نعمت الله کاظمی فرامرزی
اولا” به گذشته تون رجوع کنید و ببینید چنین تصویری در کدام آلبوم تلخ و چندش آور زندگی تان قرار دارد. به یقین، می توانید با تفکر و تعمق، خیلی از این تصاویر را کشف کنید. من خودم در دوره لیسانس، احساس کردم از یکی از اساتید چندان خوشم نمی ۀید، در حالی که استاد خیلی خوبی بود. بعد از مدت ها فکر کردن، متوجه شدم چهره ایشان ، ته مایه ای از یک نظامی دارد که برای معافیت از نظام وظیفه منو خیلی اذیت کرد. بعد از آن ، کم کم این تنفر رنگ باخت، چون بین این دو در ضمیر ناخودآگاه خود تفکیک ایجاد کردم. اکنون در ضمیر ناخودآگاه شما چهره این فرد با یک فرد دیگری که نزدتان تنفرانگیز است ، گره خورده است.
اگر نمی توانید کشفش کنید و او رابه سختی تحمل می کنید، روابط خود را با ایشان به شدت کاهش دهید. هیچ کسی دوست ندارد فردی که از وی متنفر است، با او مراوده داشته باشد. قطعا، من و شما و همگان، دوست داریم کسانی که با ما ارتباط دارند، اگر از ما خوششان نمی آیسد، حداقل از ما متنفر نباشند.
البته اگر این فرد از قبیله شوهر باشد، کاملا طبیعی است؛ که در طول تاریخ، قبیله نسوان در ستیز با قیبله شوهران بوده اند!!!