یکی از مراجعانم ، مردی در آستانه 50 سالگی بود که به علت مشکلات خانوادگی همسرش خانه را ترک کرده و مهریه و نفقه اش را اجرا گذاشته و حالا درخواست طلاق هم داشت و برایش مشکلات بسیاری درست کرده بود و دو فرزندجوانش هم دچار ناراحتی شده بودند و در این گیر و دار این آقا با خانمی مطلقه آشنا شده و قصد ازدواج داشت و از دادگاه هم اجازه ازدواج مجدد به خاطر عدم تمکین همسرش را هم گرفته بود .
اوضاع از این آشفته تر و درهم برهم تر نمی شود برای مردی که مشغله کاری زیاد هم دارد و شغلی پر مسئولیت و وجهه ای اجتماعی که باید حفظش کند و …
نمی خواهم وارد جزئیات مشاوره و روند حل مشکل شوم اما چیزی که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود که این آقای میان سال جدای از همه این مشکلات دلش شکسته بود و با وجودیکه نمی خواست قبول کند ولی نیاز داشت که گریه کند و خودش را تخلیه کند .
اما چطور می تواند با 50 سال پیش فرض های ذهنی و کلیشه های قالبی که “مردها هرگز گریه نمی کنند “کنار آید و به خودش به چشم یک انسان (نه یک مرد )که احساساتش نادیده گرفته شده و به عواطفش لطمه خورده ، نگاه کند و به خودش اجازه دهد که اشک بریزد ؟



4 comments
Comments feed for this article
جولای 15, 2008 روی 5:59 ق.ظ
mary
چه سخت!
اصلا نمي تونم درک کنم چه جوري مي شه گريه نکرد.با اينکه من خودمم تو جمع و جلوي کسايي که باهاشون راحت نيستم تا جاييکه بتونم جلوي خودم رو مي گيرم،ولي تا به يه جاي امن برسم ديگه نمي تونم کنترلش کنم.هرچند که بستگي به شدت موضوع داره و حتي يه ماه پيش تو دانشگاه جلوي اون همه آدم ديگه نتونستم خودم رو کنترل کنم.
جولای 15, 2008 روی 9:17 ق.ظ
touraj
سخت است دل شکسته داشتن و بی تو جه به آن بو دن
سخت است گر یستن ز مانی که با تو هم مر دان بی گر یه در گر یبانی
آری این تو هم بزر گ مر دان است که تصور می کنند مر د نباید گر یه کند در حالیکه آن که مر د و جو انمر د است به اشکهای بسیاری نیاز دارد تا بتو اند مر دانگی را به یاد او آورد
جولای 15, 2008 روی 11:51 ق.ظ
پونی
مردا اگه گریه کنن سکته قلبی کمتر میشه
خدا خیرت بده
دونه دونه مردا رو بیار گریشون بنداز
طفلیا خیلی مشکل دارن
غم نان
غم یار
جولای 16, 2008 روی 6:47 ق.ظ
محمد
الان 3 سالی میشه که گریه نکردم، شده بعضی وقوتا لازم بوده، اما حتی تو تنهایی و جلوی خودم هم روم نشده گریه کنم.
یاد فیلم فایت کلاب افتادم که میرفتن تو باشگاه گریه میکردن