گروهی از زنها در بمبئی بودند که به آنها خوانا والیس می گفتند یعنی کلفت و خدمتکار . کار این زنها این بود که برای مهاجرین مردی که در اواخر قرن 19 به بمبئی برای کار آمده بودند و در منطقه صنعتی کار می کردند ، غذا بپزند و این غذاهای ارزان را به انها بفروشند . کار دیگری که خواناوالیسها می کردند این بود که اگر مردها دستمزدشان را به موقع نمی گرفتند که خیلی هم اتفاق می افتاد ، آنها سعی می کردند که هر طور شده به مردان غذا برسانند.همه مردم در آن زمان در شرایط بسیار بدی زندگی می کردند و از نظر مسکن و دسترسی به مواد غذایی و آب و غیره کمبود داشتند .
تا اینکه این کارگران مهاجر در 1974 به اعتصابی دست می زنند که 42 روز طول می کشد . از طرفی کمکهای خواناوالیس ها در نظر مردان عادی شده بود و فکر می کردند این وظیفه آنهاست که خدمتکارشان باشند و به آنها سرویس بدهند .
در این وضع آشفته خانمی از حزب سوسیالیست به نام پورتو با دیدن وضع اسفناک زنان متاثر می شود چون زنها برای اینکه بتوانند مواد غذایی بخرند مجبور شده بودند که از دلالها قرض های با بهره بگیرند تا غذارسانی قطع نشود . این خانم از استراتژی گاندی استفاده می کند و به آنها می گوید که شما خواناوالیس و کلفت نیستید بلکه آناپورنا هستید .
آناپورنا الهه تغذیه و درو در هند است و اسطوره زنی است که به خودش تکیه کرده و با سختیها جنگیده . این حرف او به زنها روحیه می دهد و آنها را از نگرش کلفت بودن در می آورد و به زنان امکان وام گرفتن از بانکها را می دهدو زنها شروع می کنند به اتحاد با هم و تشکیل سازمانی اعتباری برای خودشان به شکلی که امروزه آنا پورنا یکی از قویترین سازمانهای اعتباری و حمایتی در هند در رابطه با زنان است .



2 comments
Comments feed for this article
جولای 7, 2008 روی 1:45 ب.ظ
امین
سلام. مطلب جالب شمارا خواندم . آیا این اطلاعات و مشاهدات شخصی شما ست یا گرته برداری از منبعی بوده است؟ کدام منبع؟ خوشحال می شوم اگر به قلمدان و روزگار من هم سری بزنید.
rasadzadeh.blogfa.com
دوست گرامی : در سایت سازمان ملل بخش توسعه زنان می توانید مطالبی با این مضامین پیدا کنید ! خیلی خوشحالم که فقط یک نفر از این مطلب خوشش آمد !!!
جولای 11, 2008 روی 11:30 ق.ظ
پونی
من نفهمیدم بدون دستمزد چجوری یه زن میتونه غذا رسانی کنه؟
از کجا میاوردن؟
نکنه مبادله کالا به کالا بوده؟
در ازای پخت غذا برای کارگران دستمزد ناچیزی می گرفتند و لی در زمان اعتصاب سعی کردند با قرض گرفتن از دلالها غذا رسانی را ادامه دهند به این امید که اعتصاب تمام شده و دستمزد خود را بگیرند