وقتي براي رفتن به بيرون از شيراز برنامه ريزي مي كرديم خيليها مي گفتند كه پاسارگاد چيزي ندارد و راهش دو برابر تخت جمشيد است و فقط يك قبر كوروش است و همين !چقدر خوب شد كه به حرفشان گوش نداديم چون قبر كوروش به اندازه كافي فوق العاده بود كه 138 كيلومتر از شيراز را رانندگي كنيم و ببينيمش !

اما جدا از كوروش و عظمت مقبره اش ، مرد ميانسال آفتاب سوخته اي بود كه كار حفاظت از مقبره را داشت و خطوط عميق چهره اش نشان از سالها ايستادن در زير آفتاب تيز پاسارگاد را داشت و چمشهايي كه بسيار بانفوذ به تو مي دوخت و از عظمت كوروش كبير آنچنان برايت حرف مي زد كه شك نمي كردي كه در تمام آن حوادث تاريخي حضور داشته است !

وقتي به آنجايي رسيد كه گفت : در داخل مقبره كوروش كتيبه اي نصب شده كه روي آن نوشته : اي انساني كه از اينجا مي گذري و اي رهگذر ! بر اين خاك مانده از من بي احترامي نكن كه اين خاك روزي تو را نيز در خواهد گرفت.

اسكندر با خواندن اين نوشته آنچنان متحول مي شود كه مي گويد اگر قبل از به آتش كشيدن تخت جمشيد اين را خوانده بودم هرگز آنرا به آتش نمي كشيدم و دستور مي دهد كه به اين مقبره بي احترامي نشود !

پ.ن: مجسمه انسان بالدار ، كاخ اختصاصي ، زندان سليمان (قبر كمبوجيه ) نيز درمحوطه پاسارگاد است كه ديدنش تجربه اي فوق العاده است !

كوروش كبير