
مهران مديري باز هم با نگاهي خاص و ويژه به نقد همه چيز پرداخت و تمام دستاويز هايي كه ما سعي مي كنيم به آنها افتخار كنيم را زير سوال برد .با كارمند ثبت احوال بودن نشان داد كه تمام نظام اداري مان چه وضعي دارد و پزشكان و دكترهاي پر افتخار اين مملكت چه حال و روزي دارند و بعد نيروي انتظامي ! فوق العاده بود ! نظام امنيتي و تمام برنامه هاي مبارزه با اراذل و اوباش و ساير طرحهاي ارتقاي امنيت اجتماعي كه نتيجه اش بوضوح ديده شده و دريك جمله كليدي گفته شد : ” جناب قاضي من مي خواستم امنيت را برقرار كنم اما بلد نبودم ” و يا اعتراف گرفتن چند صد صفحه اي از فردي كه سواد هم نداشته به اوج مي رسد !
و همه فرهنگ و ادب و اساتيدي كه اينقدر گرانمايه اند كه تا سزارين ادبي نكنند نمي توانند حتي شعرنويي بسرايند و همگي پاچه خوار كساني هستند كه ثروتي دارند و صاحب انتشاراتي و مجله و كافه و …
و حالا هم كه رفته سراغ نظام اقتصادي و بازار و مافياي آن !
اميدوارم كه در آخر مجبور به خود سانسوري و تغيير محتواي غني طنزش نشود هر چند كه اگر اين اتفاق هم بيفتد او حرفهايش را زده است !


16 comments
Comments feed for this article
مارس 30, 2008 روی 1:27 ب.ظ
touraj
مهران مدیری چگونه مهران مدیری شد؟
مهران مدیری تبدیل به مهران مدیری شد چو ن خو استند بشو د؟ او به همه تو هین می کند سالها پیش کار مندان را و چندی پیش با برره رو ستائیان و حالا پزشکان و مدیران و پلیسها و شعرا
نمی دانم آیا او سری به جماعت هنرپیشگان هم می زند جائی که به وفور هزل می بینیم جائی که همه تکراری هستند جائی که همیشه باید قاسم خانی ها باشند و بهاره رهنما و ساعد هدایتی و شقایق دهقان و…
می پر سم آیا اگر شعرا و ر و ز نامه نگاران این گو نه هستند پس چرا این همه تو قیف رو ز نامه ؟ و …
افسوس که می خندیم و گذر می کنیم
جناب عاطف !
به هر حال در طنز بايد شخصيت ها شغلي داشته باشند ! اين نمي شود كه افراد داراي هيچ حرفه اي نباشند ! چرا كه تمام اين معايب كه به رخ كشيده مي شوند واقعا وجود دارند ! و كساني هم كه نام برديد خوب كم هستند بازيگران طنز و معمولا گروهي كه با هم خوب كار كنند معمولا باز هم همان اكيپ را تشكيل مي دهند! من در طنز تلويزيوني ايران گروه ديگري را نمي شناسم كه بهتر كار كرده باشند و يا حتي مطرح باشند
مارس 30, 2008 روی 2:20 ب.ظ
شبستان
گروه طنز پیمان قاسم خانی این دفه گل کاشتن. از بعد از انقلاب همچین طنز غنی اصلا تو تلویزیون پخش نشده بوده.
مارس 30, 2008 روی 8:44 ب.ظ
باران
اتفاقا این کار ژوله بود، از وقتی اومده تو تیم قاسم خانی این جوری شده در ضمن همین امشبم سانسورش کرده بودن!
مارس 30, 2008 روی 9:07 ب.ظ
پونی
سیگار نیست
لابد میدونی که حشیش میکشند
و نقش اون دختران که گوساله وار نشخوار کننده عرفان کذایی این اهل ادب و شاعر ماب یودند!
و اون زن کتک خورده که تایید کننده نقش مثبت شکنجه در تادیب اراذل بود
بیشتر باید نقد شه
من اشکالاتی هم میبینم در کارشون
حالا بزار تموم شه
بعدا
مارس 30, 2008 روی 9:10 ب.ظ
تورج عاطف
خانم محتشمی عزیز
واقعا گر و ه بهتر از این گروه وجو د ندارد یا این که اجاز ه به آنها داده نشده است شغل آقای مدیری کار گر دانی و بازیگر یاست اما چرا این قشر را به نقد نمی کشد این را نباید پر سید؟ نباید گفت اگر رو زنامه در کافی شاپ منتشر می شو ند اگر هر شعری به آسانی چاپ می شو د پس چرا این همه رو زنامه نگار مطلع و در بند دار یم ؟ نباید گفت واقعا هنر مندان ما این گر وه نادان هستند و یا نه ؟ نباید پر سید مدیتیشن و اشو و تی ام و ر یکی به و اقع این گو نه احمقانه هست یا نه ؟ نباید پرسید طنز چیست ؟ کدامین طنز منطقی نظیر اقتاپو س و دائی جان ناپلئون یا این آقای هزار چهره طنز هستند ؟ نباتید پرسید چرا باید هزینه صر ف این گو نه نمایشهائی که فقط تو هین و افترا است باید شو د ؟ کدامین گروه مو فق ؟گروه مو فق و یا مافیای موفق ؟می گو یم چرا این آقای محترم هنر پیشه نمی شو د ؟ چرا این قشر نقد نمی شوند؟
من نمي دانم كه گروه بهتري وجود دارد يا نه ! حداقل در ميان گروههايي كه به آنها اجازه داده شده اين بهترين است !
البته شايد هم بازيگران را هم به نقد كشيد ! بايد ديد چه پيش خواهد آمد
مارس 31, 2008 روی 7:39 ق.ظ
Aamir
سانسور شد رفت پی کارش مهرنوش خانوم!
جنبه چیز خوبیه…اما مهمتر اینه که آزادی چیز بهتریه. ا همین الانش هم خیلی عجیب بوده که پخش شده.
مارس 31, 2008 روی 2:43 ب.ظ
رضا
سلام
باید فقط گفت:خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است
به نظر شما این جامعه به کجا می رود؟(البته ما هم عضوی از این جامعه هستیم)
مارس 31, 2008 روی 4:10 ب.ظ
Aryu
سلام.با توجه به نقدای بالا من ترجیح میدم حرفی نزنم.:d
منو یادتونه؟توی وبلاگ بعضی از پسرا,همون که میخواست مدیریت بازرگانی شهید بهشتی بخونه.اون وبمو حذف کردم مدتها پیش و یه وب دیگه دارم.یه چند وقتی طول کشید تا پیداتون کردم
مارس 31, 2008 روی 8:38 ب.ظ
touraj
خانم محتشمی عزیز
از سینما تا حدی خبر دار م تا حدی هم دستی به داستان نو یسی و رو ز نامه نگاری را هم اندکی می دانم اما از شما می پرسم از شما بعنو ان یک خانم آگاه یک مر دم شناس می پر سم این هجو نامه این تکرار بی خر دیها طنز است ؟ آیا در سر زمینی که بیضائی اجازه کار ندارد مخملباف فرار می کند مهر جو ئی و سنتو ری او را له می کنند باشد این آقایان همه کاره باشند و هجو گو یند؟ مافیای سینمای ما فیای سیمای ما و…
خو اهش می کنم شما بعنو ان یک مر دم شناس یک آشنا به فر هنگ این قشر را نقد فر مائید نظر شما را بعنو ان یک خانم فر هنگی و مر د م شناس بسیار مهم خواهد بود
با حرفهايتان موافقم كه ما افراد توانايي داريم كه اجازه كار ندارند اما من فكر مي كنم كه اجازه دادن به يك سري آدمها كه البته نمي دانم كه با چه معياري انتخاب مي شوند مثل سوپاپ اطمينان براي جامعه عمل مي كند ! حتي در مواقعي كه اصول سختگيرانه اي هم حاكم باشد انجام بعضي امور و صدور اجازه براي بعضي كارها به خاطر همان سوپاپ ها ست تا ديگ منفجر نشود البته تفاوت هجو و هزل و طنز گاهي رعايت نمي شود و حتي يك طنز پرداز به طرف آنها متمايل مي شود ولي با اين حال من وجد اين نوع كارها را از نبودش بهتر مي دانم
آوریل 1, 2008 روی 1:28 ب.ظ
تورج عاطف
سر کار خانم محتشمی
خیلی این بحث را ادامه می دهم مرا ببخشید می خو اهم نظر شما را بدانم به نظر شما سو پاپ اطمینان این گو نه سر یالها هستند؟ سو پاپ اطمینان بر ای منفجر نشدن و ضعیتی که بر فر هنگ ما حکم فر ما است این است که هنر مندان و شاعران این سر ز مین را مشتی معتاد و دیوانه و نادان خطالب کنند؟
سوپاپ اطمینان بر ای بسته شدن رو ز نامه ها و از جمله هفت روز نامه صر فا فر هنگی ( سینمائی ) این است که مد عی باشیم روز نامه ها و مجله های اد بی تو سط این گو نه آدمها و در کافی شاپها منتشر می شو د؟
سو پاپ اطمینان بر ای بسیاری از فرار از مغز هائی که در عالم پز شکی هستند مسخره کر دن آنها به این صورت است؟
سوپاپ اطمینان این است که به این هزلیات دل خوش باشیم ؟
اصولا سوپاپ اطمینان بر ای کسانی است که می ر نجند و ر نج دار ند و فکر می کنند پس چر ا این سر یال که کو چکتر ین ار تباطی با این گو نه افراد ندار ند ساخته می شو د؟
از بعد سینمائی از بعد تکنیکی می پر سم تا به کی لو کیشینها بسته استفاد ه از کلو ز آپهای بی معنی و خیر ه شدن مدیری باید باشیم ؟ تا به کی باید شاید ضعف فیلم بر داری و استفاد ه از دو دو ر بین باشیم ؟ تا به کی باید شاهد کاراکتر غیر و اقعی باید بود؟
مرا ببخشید بر خلاف نظر شما معتقدم سوپاپ اطمینان تنها مسکن است و در مان نخو اهد بو د و معتقدم نباید بگذار یم در سر ز مین فر دو سی و حافظ و مو لانا و سعدی و نظامی و ناصر خسر و و فرو غ فر خزاد و …. این گونه با شاعران معامله کر د در سر ز مین فر خی یزدی و خسر و گلسر خی و محمد مسعو د و میر زا جهانگیر خان صو ر اصرافیل و دهخدا … این گونه با رو زنامه نگران بر خو ر دکرد
سخن به درازا کشید پر حر فی مرا ببخشید اما این ملک نیاز به در مان بجای مسکن و اصلاح بجای سو پاپ اطمینان دارد و اگر سو پاپ اطمینانی هم باشد این گو نه هز ل هائی نخو اهد بود که جناب مدیر ی و دار و د سته اش می سازند
آوریل 2, 2008 روی 12:18 ب.ظ
Aamir
من که نظر دادم!! ظاهرمون عوض شد، کلاً نشناختین؟!
آوریل 3, 2008 روی 1:45 ق.ظ
مهدی
علاوه بر اینکه طرح امنیت اجتماعی را به نقد (از زبان طنز) کشیده بود یک نکته جالب هم در قسمت پایانی آن بود و آن هم بخش مصاحبه با مردم جلوی دادگاه بود. برخی حتی متهم را نمی شناخنمد ولی می گفتند که باید اعدام شود و برخی می گفتند آدم بدی بودی برخی می گفتند آدم خوبی بود برخی می گفتند که با احساسات آنان بازی شده و … و به نوعی خود مردم را هم به نقد کشیده بود که ندانسته قضاوت می کنند
آوریل 3, 2008 روی 1:53 ق.ظ
مهدی
راستی در تیزری که قبل از پخش سریال برای تبلیغ این سریال پخش می شد رضا رشیدپور به علیرضا خمسه گفت که “برای دست بوس خدمت رسیده ام” احتمالا یکی از بخش های داستان در خانه قزاق مندیان(فرهنگ) سانسور شده بود که در یکی از قسمت ها، حدود بیست دقیقه از قسمت قبل پخش شد تا وقت را پر کند. همچنین کلمه داخل پرانتز فرهنگ هم سانسور شد از قسمت بعدش. من نمی دانم که منظورش به کی و یا چی بوده.. لطفا اگر کسی می داند که منظور از داخل پرانتز فرهنگ چی بوده که بعدش سانسورش کردن ، حتما بگه.
آوریل 4, 2008 روی 1:53 ب.ظ
گجمو2
با اینکه سریال مزخرفی بود،اما چهره واقعی ما ایرانیان رو خوب نشان داد.
آوریل 5, 2008 روی 11:34 ق.ظ
atsh
سلام مطلبت رو خوندم
من هم نقد کاملی در بلاگ کاکتوس از این سریال دارم
خوشحال می شم بخونیش
موفق باشی
یا علی
آوریل 5, 2008 روی 11:35 ق.ظ
atsh
http://kaktoos.wordpress.com